۱۳۹۹ آذر ۵, چهارشنبه

۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان – نگاهی به وضعیت زنان در ایران



 ۲۵ نوامبر هر سال بعنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان نام گذاری شده است. این نامگذاری توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۷ اکتبر ۱۹۹۹ به تصویب رسیده است.

این نامگذاری یه یاد سه خواهر فعال سیاسی اهل جمهوری دومینیکن است که بصورت وحشیانه‌ای به قتل رسیدند.



اگر چه خشونت علیه زنان در همه کشورهای جهان هنوز هم در قرن ۲۱ام به اشکال مختلف اعمال میشود، اما از زمان روی کار آمدن حاکمیت ولایت فقیه در ایران، دور جدیدی از زن ستیزی تحت نام اسلام آغاز شده که وصف آن نیازمند کتابی قطور به اندازه تاریخ چهل و یک ساله اخیر ایران است.

خشونت علیه زنان در ایران به نام مذهب در قانون نهادینه شده و در تمامی وجوه زندگی شخصی و اجتماعی، علیه زنان به اجرا درمی‌آید:

خشونت در خانه و زندگی شخصی که توسط پدر، برادر و همسر اعمال می‌شود

خشونت در جامعه که توسط نهادها و ارگانهای مختلف علیه زنان به اجرا درمی‌آید

این خشونت نهادینه شده در جامعه، از طریق تبعیض و دخالت در زندگی شخصی زنان، تحقیر و توهین به شخصیت زنان، حذف آنان از مدیریت جامعه و تحمیل شرایط زندگی، تحصیل و شغل به آنان توسط پدر و یا همسر، اعمال می‌گردد.

آنچه بطور کامل از زنان در ایران سلب شده «امنیت» است. در ایران تحت حاکمیت و قوانین زن ستیزانه ولایت فقیه هیچ امنیتی برای زنان وجود ندارد.

زنی که از خانه خارج میشود در معرض هرگونه بدرفتاری از اسیدپاشی گرفته تا دستگیری و بازداشت به بهانه های مختلف از جمله بدحجابی از طرف ارگانها و نهادهای دولتی و امنیتی قرار دارد.

در همین روزهای اخیر تصویر زنی با صورت خونین در حالی که مامور حراست، وحشیانه چکمه اش را بر سینه او گذاشته و در همان حال به او تعدی میکرد، ایران و جهان را بخاطر این حد از خشونت و زن ستیزی در بهت و حیرت فرو برد.

این خشونت اما به خیابان ختم نمی شود؛ همین زنان وقتی بازداشت و روانه زندانها و بازداشتگاهها می شوند صفحه جدیدی از خشونت و زن ستیزی در مقابلشان گشوده میشود. نگاه کوتاهی به صحنه سیاسی همین روزها در ایران گواه این مدعا است.

از صدور ۵ سال حبس برای آیناز زارع دختر ۱۷ ساله اهل ارومیه، بازداشت صبا کردافشاری، دستگیری پرستو معینی و فروغ تقی پور و سمیه بیدی، دختران جوانی که جرمشان آزادی خواهی است. بازداشت و صدور احکام طولانی مدت برای آتنا دائمی فعال حقوق کودکان همراه با حکم شلاق و پرونده سازی جدید برای او و دستگیری و حبس طولانی مدت برای گلرخ ابراهیمی ایرایی بخاطر دست‌نوشته‌هایش گرفته، تا خشونت عریان علیه زنان در استانهای جنوبی کشور که تنها بخش کوچکی از خشونت علیه زنان است.

یکی از زنان بازداشتی در زندان سپیدار بنام الهه درویشی در سن ۱۸ سالگی بازداشت شده و فرزندش را در زندان بدنیا می آورد.

یکی دیگر سکینه صگور است، او پس از شکنجه های وحشیانه در اداره اطلاعات با جسمی خونین، در حالیکه دستبند به دست و زنجیر به پا داشت، جهت وضع حمل به بیمارستان منتقل شده و فرزندش در چنین شرایطی متولد میشود.

یکی دیگر از این شهروندان مریم زبیدی نام دارد که مادر ۴ فرزند است. مریم همراه با دو پسر ۲۹ و ۲۶ ساله خود، بنامهای محمد و بنیامین آلبوغبیش بازداشت شد. یکی از پسران او، بنیامین در ۵ تیرماه ۹۸ زیر شکنجه جان باخت.

بسیاری زنان در زندان قرچک ورامین زندانی هستند. این زندان به نام کهریزک دوم، زندان زنان است. در اینجا اصل تفکیک جرائم اجرا نمی شود تا به این ترتیب زندانیان سیاسی را نابود کنند.

همچنین باید به حکم ضدانسانی سنگسار اشاره که پس از ۱۴۰۰سال از دوران بربریت، هنوز برعلیه زنان ایران صادر میشود.

مقاومت زنان ایران آن روی سکه خشونت و تبعیض حکومتی:

اما آن روی سکه خشونت و تبعیض حکومتی، مقاومت چشمگیر زنان ایرانی در برابر توحش و بربریت حاکمیتی است که بر زن ستیزی و نادیده گرفتن آنان استوار شده است. زنان بیداری که به اشکال مختلف، در برابر این ستم و تبعیض مقاومت می‌کنند و تسلیم نمی‌شوند. زنانی همچون زینب جلالیان، مریم اکبری منفرد، آتنا دائمی، گلرخ ابراهیمی ایرایی، نجات انورحمیدی که تمام قد در برابر هیولای ولایت فقیه ایستاده‌ و شکنجه و زندان را به جان می‌خرند تا نام نیک زن ایرانی و حق او برای انتخاب را به ثبت برسانند.

زینب جلالیان از قدیمی ترین زنان زندانی سیاسی در ایران در قسمتی از یک پیامش از زندان چنین نوشته بود:

«ای ستمگران، نظاره‌گر بودید و هستید، دیدید نمی‌شود با قتل‌عام، شکنجه و زندانی کردن ما زنان، جلوی حق خواهی ما را بگیرید. وقتی یک زن جوهرش با آزادی سرشته شده باشد، هیچ ظلم و زوری نمی‌تواند او را به زانو در بیاورد.

من زمانی به این حقیقت پی‌بردم که در چنگال ستمگران جمهوری اسلامی بودم. لباسهای مرا بر روی تنم پاره کردند، چشم‌هایم را بستند، دست و پایم را با زنجیر به تخت آهنی بستند و شکنجه وحشتناک مرا شروع کردند. باور کنید هر وقت ستمگران، ظلم و شکنجه را بر من بیشتر می‌کنند، من جسورتر و مقاوم‌تر می‌شوم».

وصف صفات انسانی و بارز این زنان قهرمان در دوران اسارت همواره زبانزد همبندیان آنها بوده است:

یکی از هبمندان شیرین علم هولی که در تاریخ ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۸۹ اعدام شد، درباره او چنین نوشته است: «ده سال پیش همین ساعتها هنوز آن خنده‌هایت در انجماد آن روزهای اوین جاری ‌می‌شد! آخر چه میدانستم که چند ساعت بعد تو را برای همیشه از ما خواهند گرفت که وقتی دستم را محکم فشار میدادی داد نمیکشیدم و تقلا نمیکردم که دستم را از دستت جدا کنم… من چه میدانستم که نباید دستم را از دستت جدا کنم»!

چنین مقاومت جسورانه‌ای از جانب زنان در ایران است که پایه های حکومت خامنه‌ای را به لرزه درآورده است.

مقاومت زنان ایران در برابر ستم و دیکتاتوری، ریشه در تاریخ صدساله ایران از زمان مشروطیت و استبداد نظام پهلوی و پس از آن حاکمیت خمینی و خامنه ای دارد. یکی به زور چادر از سر زن ایرانی می‌کشید و دیگری میخواهد به زور چادر به سر زن ایرانی کند.

اعمال خشونت علیه زنان در ایران و مقاومت زن ایرانی برای بدست آوردن حقوق اجتماعی و سیاسی‌اش قصه‌ای طولانی است. این کتاب همچنان باز و در حال نگاشتن بوسیله همین زنان است. کتابی که خط خط آن با رنج و خون و مقاومت زن ایرانی نوشته شده و می‌شود.

در روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، یاد همه زنانی که خون خود را نثار راه آزادی ایران از توحش و بربریت حکومت ولایت فقیه کردند، گرامی می داریم و درودهایمان را نثار آنان می‌کنیم.

زنان دلیری همچون:

ندا آقاسلطان، نیکتا اسفندانی، آذر میرزاپور زهابی، فهیمه سلحشور، مبینا احترامی، شبنم دیانی، مریم مهرآذین، شبنم سهرابی، فاطمه سمسارپور، ویدا شکیبایی مقدم، عصمت حیدری، مهسا رزمی، زهرا ساجدی، حلیمه سمیری، مریم اسماعیلی، سهیلا فلاح زاده، ریحانه ملکی، فاطمه حقوردی و …  برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید

۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان - نگاهی به وضعیت زنان در ایران
۲۵ نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان – نگاهی به وضعیت زنان در ایران

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution


۱۳۹۹ آذر ۴, سه‌شنبه

بازداشت آنیسا جعفری مهر فعال فرهنگی و مدرس زبان کردی در کرمانشاه



آنیسا جعفری مهر فعال فرهنگی و مدرس زبان کردی در اسلام آباد غرب (شاباد) از توابع کرمانشاه بازداشت شد.

به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام روز دوشنبه ۳ آذر۹۹، آنیسا جفعری مهر ۲۷ ساله، فعال فرهنگی و مدرس زبانی کردی از سوی نیروهای امنیتی در شهرستان اسلام آباد غرب ( شاباد) از توابع کرمانشاه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

نیروهای امنیتی بدون ارائه هرگونه حکم قضایی به منزل پدری این فعال فرهنگی حمله کرده و پس از تفتیش خانه و وسایل او اقدام به ضبط لپ تاپ، موبایل و برخی از کتب درسی وی کردند. نیروهای امنیتی سپس به طور غیرقانونی آنیسا را با دستبند بازداشت کرده و با خود به مکان نامعلومی منتقل کردند.

این فعال فرهنگی از اعضای شورای نویسندگان فصل‌نامە ادبی و هنری «ژ» بوده است. این انجمن در آلمان مجوز گرفته و تا کنون سه شماره آن به شکل آکادمیک و با محتویات ادبی منتشر شده است.

آنیسا جعفری مهر متولد سال ۱۳۷۲ لیسانس ادبیات انگلیسی و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در رشته زبان شناسی و از فعالین فرهنگی نویسنده و مدرس زبان کردی است.

این فعال فرهنگی قبلا نیز در روز سه شنبه ۲۶آذر ۹۸ یکبار از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده و پس از چندین ساعت بازجویی با قرار کفالت آزاد شده بود.

گفته میشود بازجوییهایی که از وی بعمل آمده تماما حول فعالیتهای ادبی وی بوده است. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

۱۳۹۹ آذر ۳, دوشنبه

شکنجه خیابانی جوانان – نمایشی از بربریت و توحش دیکتاتوری خامنه‌ای در ایران


 شکنجه خیابانی جوانان – نمایشی از بربریت و توحش دیکتاتوری خامنه‌ای در ایران

در ۴۰ سالی که از حکومت جانیان در ایران میگذرد، با انواع شکنجه ها در زندانها و بازداشتگاهها و مراکز مخفی مربوط به نهادها و ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی و پاسداران و بسیج و نیروی انتظامی و …. آشنا شده‌ایم. یا این شکنجه‌ها بر تن و پیکر ما وارد آمده و مستقیم تجربه کرده‌ایم و یا از دیگر قربانیان آن را شنیده‌ایم. شکنجه‌هایی که حتی گفتن و نوشتن آنها هم مو بر اندام انسان راست می کند.

اما در همین فاصله زمانی با نوع دیگری از توحش و بربریت، آن هم در کف خیابانها علیه مردم و جوانان در شهرها روبرو بوده و هستیم. توحشی آن سوی پهن کردن بساط جراثقال برای دار.

در این نوع از شکنجه، مأموران سیاه پوشی که صورتهای خود را از وحشت دیده شدن توسط مردم، پوشانده‌اند، سوار بر خودروهای انتظامی، شماری از جوانان را با تحقیر و توهین در سطح شهر در برابر دیدگان حیرت زده مردم،‌ می‌چرخانند و بعد تصاویر این جنایت را هم در سایتهای خودشان منتشر می کنند.

شکنجه خیابانی جوانان

راستی علت این بربریت و شکنجه عریان و افسارگسیخته در مقابل چشمان مردم در خیابانها چیست؟

معاون ستاد کل نیروهای مسلح به نام میراحمدی می‌گوید که بنا به خواست خامنه‌ای میخواهند در مباره با ارازل و اوباش! «ناامنی را در جامعه ریشه کن» کنند.

پس روشن می شود که چنین اعمال وحشیانه ای در سطح جامعه، خواست و مطالبه شخص خامنه‌ای است.

اما باید دید که هدف خامنه ای برای این کار چیست؟

روشن است که خامنه‌ای با طرح شکنجه های خیابانی، در پی زهر چشم گرفتن و مرعوب و منکوب ساختن جامعه است. او میخواهد مانع بروز هرگونه اعتراض و خیزشی از جانب مردم شود. خامنه‌ای از اعدام زندانیان سیاسی همچون مصطفی صالحی و نوید افکاری، نتیجه معکوس گرفته و با موجی از خشم و نفرت جوانان و مردم روبرو شده است. پس به دنبال طرحهای دیگری میرود تا شاید درد بی درمان نظامش را درمان کند.

پرسش این است که آیا گرداندن متهمان در سطح شهر و به نمایش گذاشتن آنها در انظار عمومی، کمکی هم به حل مشکلات امنیتی جامعه کرده است؟

مردم در کوچه و خیابان و شهرهای ایران بارها و بارها شاهد نمایش نفرت انگیز «شکنجه خیابانی» جوانان بوده اند در حالی که بر گردن آنان آفتابه آویخته شده و یا بصورت کله-پا آنان را سوار الاغ نموده و یا سوار بر خودرو انتظامی آنان را کتک می زدند. نمایش چنین صحنه‌‌های خشونت باری در سطح شهر کدامیک از دردهای حاکمیت دیکتاتوری را درمان می کند؟



از منظر کارشناسان مسائل اجتماعی، چنین اعمال خشونت باری نه تنها هیچگاه منجر به ایجاد امنیت در سطح شهرها نمی‌شود، بلکه علاوه بر افزایش ناامنی و بالا رفتن میزان جرم، نشان از ضعف نهادها و ارگانهای امنیتی و انتظامی دارد.

کارشناسان معتقدند که هیچگاه با مجازاتهای سنگین، تحقیر و توهین و توحش و بربریت، نمیتوان مانع تکرار جرم شد.

همگان می‌دانند که هیچگاه نمیتوان «آتش را با بنزین» خاموش نمود.

نظامهای دیکتاتوری هنگامی به چنین اعمال ضدانسانی و وحشیانه‌ای روی می‌آورند که سقوط حتمی خود را بیش از هر زمان دیگری، نزدیک و نزدیکتر می بینند. دیکتاتوری ولایت فقیه هم شامل همین قاعده و قانون می‌شود. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

۱۳۹۹ آذر ۲, یکشنبه

بازرسی و بازداشتهای گسترده در تهران



خبرهای رسیده حاکی از بازرسی و بازداشتهای گسترده در تهران علاوه بر بازداشتهای گسترده در برخی دیگر از نقاط کشور است.

به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام ۲آذر ۹۹، در دو روز گذشته ماموران لباس شخصی و اطلاعاتی در خیابانهای تهران اقدام به بازرسی و در مواردی بازداشت جوانان کردند.

منابع مطلع در تهران از این بازرسیها در خیابانهای مصدق، چهارراه ولی عصر و خیابانهای اطراف آن خبر میدهند.

این بازرسی و بازداشتهای بی رویه، با بهانه‌های مختلف صورت می گیرد و موجب اعتراض و نارضایتی شهروندان شده است. نیروهای نظامی و انتظامی به این ترتیب برای شهروندان ایجاد مزاحمت کرده و فضای ناامنی را ایجاد میکنند.

این بازداشتهای خودسرانه در روزهای گذشته در برخی دیگر از مناطق کشور نیز گزارش شده بود:

سه‌شنبه ۲۰ آبان ۹۹ دست‌کم ۱۰ شهروند اهل روستای زردویی از توابع بخش باینگان پاوه به اطلاعات سپاه پاوه احضار و پنج نفر از آنها بازداشت شدند.

 ۲۱ آبان ۹۹ ماموران اطلاعات در شهرستان سنقر در استان کرمانشاه با یورش به محل سکونت چند تن از زندانیان سیاسی سابق آنها را دستگیر نموده و پس از بازجویی چند ساعته به بند ۴ زندان اوین منتقل کردند.

چهارشنبه ۲۸ آبان ماه ۹۹، طبق اعلام فرمانده انتظامی شهرستان کردکوی، ۱۷ زن و مرد را در یک مهمانی خصوصی در یکی از روستاهای این شهرستان دستگیر کردند.

یکشنبه ۲ آذرماه ۱۳۹۹، منازل متعلق به ده‌ها شهروند بهایی در دستکم ۴ استان کشور مورد تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفت.

۲۶تیر ماه ۹۹، دستکم ۷۱ شهروند بهبهانی درخصوص اعتراض به وضعیت نابسامان اقتصادی و صدور احکام اعدام برای بازداشت شدگان اعتراضات آبان سال گذشته، به دادسرای عمومی بهبهان احضار شدند.

شکی نیست که این بازداشتها واحضارهای گسترده، هدفی جز ایجاد ترس و وحشت و ناامنی در جامعه ندارد و از ترس تکرار اعتراضات بزرگی مانند اعتراضات آبان ۹۸ و دیماه ۹۶ میباشد که بی تردید در تقدیر است.برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

۱۳۹۹ آذر ۱, شنبه

تکمیلی – شکنجه زندانیان در زندان امیرآباد گرگان یک کشته و دو مجروح و مضروب + اسامی شکنجه گران


 

شکنجه زندانیان در زندان امیرآباد گرگان که روز سه شنبه ۲۷ آبان از طرف افسر نگهبان و عوامل این زندان رخ داد، علاوه بر یک کشته، دو مجروح و مضروب شدید نیز داشته است.

به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام به نقل از توهرا (فعالان حقوق بشر ترکمن صحرا) روز سه شنبه ۲۷ آبان ۹۹ به دنبال درگیری صورت گرفته بین زندانیان در زندان امیرآباد گرگان، افسران نگهبان و عوامل این زندان اقدام به تنبیه بدنی و شکنجه زندانیان کردند که این امر منجر به مرگ یک زندانی به نام محمد دوجی شد.

در این گزارش آمده است علاوه بر محمد دوجی که در زیر شکنجه جانش را از دست داد، دو زندانی دیگر به نامهای تیمور مکتوبی و مهران قریشی به شدت مجروح و مضروب شده و به بیمارستان منتقل شدند.

محمد دوجی و تیمور مکتوبی

بر اساس این گزارش وضعیت تیمور مکتوبی به قدری وخیم بوده که مستقیما به بخش مراقبتهای ويژه منتقل شده و پس از گذشت چند روز به بخش عمومی انتقال داده شده است.

از وضعیت مهران قریشی اطلاعی در دست نیست.

تیمور مکتوبی متاهل و متولد سال ۱۳۶۳، ساکن شهرستان گمیشان است.

در این گزارش آمده است محمد دوجی که در زیر شکنجه جان باخت روز پنجشنبه ۲۹آبان در آرامگاه روستای حسن طیب دفن شده است.

اسامی عاملان و آمران جنایت در این حادثه عبارت است از:

افسران نگهبان:
کمال میرزاعلی، ابوذر عموزاد و محمد رنجبر
رئیس اندرزگاه ۲:
احمد ریاحی
رئیس یگان حفاظت زندان امیرآباد گرگان:
ابوذر قجر

درباره قتل محمد دوجی در زندان امیرآباد گرگان:

چهارشنبه ۲۸آبان ۹۹، یک زندانی ۱۹ ساله به نام محمد دوجی در زندان امیرآباد گرگان زیر شکنجه های وحشیانه افسر نگهبان زندان به قتل رسیده است.

بدنبال درگیری در این زندان، افسر نگهبان برای تنبیه کردن محمد لباسهایش را درآورده و او را به صورت عریان دستبند و پابند میزند و سپس او را از سقف زندان در سرما آویزان کرده و شروع به کتک زدنش میکند تا محمد از هوش برود، سپس در مقابل چشم سایر زندانیان روی او آب سرد می ریزد تا بهوش بیاید و مجددا او را کتک بزنند و به این ترتیب میخواستند «درس عبرتی» برای سایر زندانیان بشود.

متاسفانه بامداد امروز چهارشنبه ۲۸آبان، محمد دیگر نتوانست شکنجه ها را تحمل کند و زیر شکنجه جان سپرد.

محمد دوجی، جوان ۱۹ ساله‌ اهل روستای «اودک دوجی» از توابع شهرستان آق‌قلا بوده است که  بابت اتهام «درگیری» به زندان محکوم شده بود. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید

به کانالنه به زندان نه به اعدامدر تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

وضعیت خطرناک و تشنج در بند فوق امنیتی جدید در زندان مرکزی ارومیه

 


گزارشات رسیده از زندان مرکزی ارومیه حاکی از وضعیت خطرناک و تشنج در بند فوق امنیتی جدید است و وضعیت سلامتی زندانیان سیاسی منتقل شده به این بند به شدت در خطر میباشد.

به گزراش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام ۱آذر۹۹، بدنبال انتقال اجباری زندانیان سیاسی به بند فوق امنیتی زندان مرکزی ارومیه (بند هدایت) از روز جمعه سی ام آبانماه، زندانیان دچار سر درد و سرگیجه و حالت تهوع ناشی از وجود و کارکرد دستگاههای پارازیت انداز در داخل بند و اتاقهایشان شده اند.

این وضعیت به گونه ای است که از امروز صبح شنبه اول آذرماه، تمامی ۴۸ زندانی این بند بدلیل عوارض سوء ناشی از کارکرد دستگاههای پارازیت به شدت بیمار شده و به بهداری مراجعه کرده اند.

بنا بر اظهارات منابع موثق، امواج دستگاههای پارازیت به حدی قوی است که حتی تلویزیونهای بند نیز مختل شده و کار نمی کند.

علیرغم اعتراض و شکایت مستمر زندانیان اما مسئولین زندان تاکنون هیچ اقدامی برای رفع این مشکل و جمع آوری دستگاههای پارازیت انداز نکرده اند.

گزارشها حاکی است که در حال حاضر فضای این زندان  ملتهب است و زندانیان نسبت به این شرایط به شدت معترض هستند.

همچنین خانواده های زندانیان بشدت نگران سلامت فرزندان و اقوام زندانی خود میباشند.

درباره بند فوق امنیتی در زندان مرکزی ارومیه:

 این بند شرایطی بسیار بدتر از زندان گوانتانامو دارد.

این بند دارای ۵ اتاق حدودا ۳*۵ است و قرار است در هر اتاق شش تخت سه طبقه بزنند. به این ترتیب در یک اتاق ۱۵ متر مربعی ۱۸ زندانی مستقر میشوند.

برای هر اتاق در راهرو و مقابل در ورودی اتاق یک دوربین نصب شده است.

سه دوربین روبروی در ورودی و سالن قرار داده شده است.

یک دوربین برای اندرزگاه

یک دوربین برای آرایشگاه

یک دوربین برای آشپزخانه

یک دوربین برای سرویس بهداشتی

دو دوربین در حیاط

نصب این تعداد دوربین در یک محوطه بسیار کوچک، بیانگر شدت کنترل و مراقبت روی زندانیان است. 

به نسبت تعداد زندانیان برای هر پنج زندانی یک دوربین اختصاص داده شده است در حالی که در سایر بندهای این زندان که جمعیت آنها بیش از ۹۰۰ نفر است فقط ۹ دوربین نصب است.

علاوه بر این در هر اتاق دو دستگاه پارازیت‌انداز نصب شده است. این دستگاهها سرطان‌زا هستند و بر اعصاب و روان زندانیان اثرات بسیار منفی می گذارند.

هر اتاق تنها یک پنجره کوچک دارد که مشکل زندانیان برای تهویه و ورود و خروج هوای سالم را حل نمی کند.

این بند دارای یک حیاط کوچک ۱۰۰ متری است. گفتنی است که ارتفاع دیوارهای حیاط این بند ۸ متر است که مانع تابش نور خورشید بخصوص در زمستان میشود.

ورود و خروج از این بند که دارای دو درب ورودی پشت سر هم است، ممنوع می باشد.

در هر بند دستگاه شنود نصب است و کلیه مکالمات زندانیان استراق سمع می شود. 

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید

۱۳۹۹ آبان ۲۹, پنجشنبه

برای اولین بار منتشر میشود: کروکی درونی زندان مرکزی کرج – گزارشی مستند از این زندان جهنمی


 گزارشی که ملاحظه می‌کنید، همراه با کروکی درونی زندان مرکزی کرج ، توسط یک منبع مطلع ، برای کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام، ارسال شده است.

این گزارش که با مجموعه ای از کروکی ها و نقشه ها همراه است که آن را بصورت کامل مستند می‌کند.

درباره ندامتگاه مرکزی کرج:‌

ندامتگاه مرکزی کرج در اصل یکی ازسالن های زندان قزلحصار است. بعد از اینکه کرج استان شد، این قسمت جدا شد و به جرایم اجتماعی در استان البرز اختصاص یافت. هنوز از این قسمت به زندان قزلحصار راه دارد و نیروهای گارد از این قسمت رفت و آمد می کنند و برای شورش های احتمالی از این قسمت امکان تبادل نیرو وجود دارد.


آمار زندانیان

در فصل های سرد سال آمار زندانیان در زندان مرکزی کرج تا ۱۰ هزار نفر هم میرسد. به این دلیل که بسیاری از معتادان برای در امان ماندن از سرما، وارد زندان میشوند ولی در فصل های گرم سال، تعداد زندانیان به حدود ۷ هزار نفر در زندان حضور دارند.

اتاقهایی تقریبا ۱۵ الی ۲۰ متری با گنجایش ۴۰ تا ۶۰ نفره است. بدلیل کمبود جا، عده‌ای از زندانیان دو نفره روی یک تخت می‌خوابند. بسیاری از زندانیان مجبورند در راهرو و تا کنار سرویس بهداشتی بخوابند و روز را در هواخوری زندان سپری کنند.


خرید و فروش و قاچاق در زندان

هر تخت بین ۵۰۰ هزار تا ۲میلیون تومان توسط وکیل بند خرید و فروش میشود. البته افسر شیفت سالن و سایر مأموران زندان هم در این معامله، نقش پررنگی دارند و پولهای کلان به جیب می زنند.

مواد مخدر بصورت سیستماتیک توسط کارمندان و ماموران زندان وارد سالن شده و با نظارت وکیل بند توسط شخص سوم با ۱۰ برابر قیمت بیرون، به زندانیان معتاد فروخته می‌شود.

وکیل بند هر سالن بازوی اجرایی تمامی درگیری ها، خرید و فروش مواد، حذف فیزیکی زندانیان و یا بایکوت کردن زندانیان معترض است. حتی ورود سیم کارت و موبایل هم توسط مأموران و زیر نظر رئیس زندان انجام میگیرد و هر چند وقت یکبار خود کادر و گارد زندان با حمله به داخل سالنها همه موبایلها را گرفته و دوباره بعد از کمیاب شدن موبایل و مواد، توسط کادر زندان به قیمت بالاتر به فروش میرسد.

توزیع متادون توسط بهداری و پزشک هر روز صبح انجام میگیرد و متادون باعث میشود زندانیان دچار افسردگی، بیحالی و سستی شدید شوند. اگر متادون صبح روز بعد قطع شود، شدیدا دچار خماری شده و مجبورند برای درد نکشیدن دست به هر کاری بزنند تا مواد مخدر رایگان دریافت کنند.

برای ماموران و کارمندان زندان بهترین و با ارزش ترین شیفت کاری شب است که براحتی در معاملات مواد و گوشی و … میتوانند سود خوبی داشته باشند.

وضعیت بهداشت و درمان

زندانیان از نظر بهداشت شدیدا دچار مشکل هستند و انواع و اقسام بیماریهای پوستی و عفونتی بین زندانیان وجود دارد. این زندانیان از حداقلهای درمانی و پزشکی برای رسیدگی به بیماری‌هایشان محروم هستند.

آغاز اعدام های جمعی در ندامتگاه مرکزی کرج:‌

تا قبل از سال ۹۵، اعدام های ندامتگاه مرکزی کرج به زندان قزلحصار فرستاده میشد. اما بعد از شورش بزرگی که داخل زندان قزلحصار اتفاق افتاد و بدلیل اینکه اعدام ها روند رو به افزایشی داشت، داخل خود ندامتگاه سکوی اعدام جمعی درست کردند و در همان محل، اعدام ها را انجام می دهند.

بعد از ۶ شهریور ماه سال ۹۵ که ۱۲ زندانی را بصورت جمعی اعدام کردند و خبرها و فیلمهای آن به بیرون راه پیدا کرد، تمامی کادر مدیریت و حفاظت تعویض شدند و قوانین سختگیرانه ای به مورد اجرا گذاشته شد.

کروکی درونی زندان مرکزی کرج


سالن مجردی (‌انفرادی):

سالن مجردی ( انفرادی) که به آن سالن ۱۲ هم میگویند، برای شکنجه و نگهداری زندانیان قبل از اعدام و تنبیه مورد استفاده قرار می گیرد.

اسلحه خانه و ادوات ضدشورش:‌

قسمت اسلحه خانه و ادوات ضدشورش همیشه نگهبان ثابت دارد و محافظت شده است و توسط برج دیدبانی که در شمال غرب زندان وجود دارد، رصد میشود.

ورود به این محدوده، کنترل شده است. از آنجایی که سقف بتونی دارد و امنیت قوی تر دارد، اسلحه خانه است.

البته اسلحه خانه اصلی را خارج از محوطه قرار داده اند برای اینکه در زمان شورش دسترسی زندانی ها به سلاح وجود نداشته باشد.

پارکینگ مهمانان: 

پارکینگ مهمانان کمی عقب تر از پارکینگ مدیران زندان در قسمت خاکی قرار دارد.


دربهای برقی:‌

۲ درب برقی یکی بعد از زیر هشت، و یکی قبل از ورود به راهروی اصلی وجود دارد.

زیر هشت:‌

در اصطلاح خود زندانیان زیر هشت افسر نگهبانی مربوط به زندانی ها است. در اصل انتظامات است که مستقیم با زندانی ها ارتباط دارد.

در زیر هشت یک دستگاه XR وجود دارد، قبل از درب برقی شماره ۱ که نظارت به عهده افسر زیر هشت است. درب امنیتی شماره ۱دقیقا بعد از زیر هشت است، یعنی قبل از عبور از درب برقی۱، باید از دستگاه XR عبور بشود.

در طبقه بالای زیر هشت هم اتاق های حفاظت برای کنترل ورود و خروجی وجود دارد. کارهای اجرایی برای XR در طبقه بالای زیر هشت است و طوری است که از راهروی بالا هم افسرنگهبانی و هم دستگاه قابل دیدن و کنترل است. در زیر هشت هم ادوات ضدشورش موجود است.  

اتاق حفاظت:‌

اتاق حفاظت که در نقشه مشخص است اتاق ریاست و اداری و اصلی است.

مسیر خودرو و پیاده:‌

از جاده اصلی قزلحصار که به سمت ندامتگاه مرکزی کرج، مسیر خودرو و مسیر پیاده تا جلوی درب اصلی مشترک است. در قسمت درب اصلی برای خودرو چال تعبیه شده است تا زیر ماشین های ورودی و خروجی ( ماشین های حمل زباله و بهداشتی وخوراکی) بازرسی شوند.

قسمت ورودی محوطه  زندان:

وقتی وارد محوطه بعد از دیوار بتونی و نگهبان میشوید، روبرو یک درب بزرگ است که چال بازرسی دارد. دست راست درب نفر و دست چپ یک اتاقک کوچک و پنجره آهنی که یک سرباز داخل آن است که موبایل و اسلحه و لوازم ورود کننده ها را نگهداری می کند و یک شماره کمد به آنها میدهد تا موقع خروج وسایل را پس بگیرند.

ساختمان انتظار ملاقات شوندگان:

کارهای اداری برای وام و نام های آزادی و اجرای احکام و ملاقات حضوری و اداری کارکنان در ساختمان انتظار مقالات شوندگان است. طبقه پایین سالن انتظار و طبقه بالا کارهای اداری است.  

قسمت های انتهایی زندان :‌

قسمت های انتهایی زندان دور از دسترس است و امکان ورود به این قسمت‌ها غیرممکن است. این قسمت ها مربوط به نگهداری زندانیان پیش از اعدام و اجرای احکام است.

این قسمت به زندان قزلحصار وصل است ولی فقط برای مواقع ضروری مورد استفاده قرار می‌گیرد. البته تا قبل از اینکه داخل خود ندامتگاه سکوهای دار گروهی ساخته بشود، زندانی های اعدامی را از این قسمت انتهایی برای اجرای حکم اعدام به قزلحصار میبردند.


سالن بهداری:‌

سالن آبی رنگ کنار بهداری جزو ساختمان بهداری است. کنار آشپرخانه محوطه هواخوری است.

هواخوری:‌

در قسمت هواخوری خط کشی زمین والیبال مشخص است.

بند جوانان:‌

جوانان در دو بند نگهداری میشوند. بند ۵، بند خاص اعتیاد و جرایم حمل و نگهداری مواد است. در بند ۹ سایر جوانان را نگهداری می کنند.

شکنجه در زندان:

شکنجه در زندان بیشتر بر عهده حفاظت زندان است. این نفرات خیلی در دسترس نیستند و بیشتر در سایه قرار دارند که دیده و شناخته نشوند.

تماس زندانیان:‌

محل تماس زندانیان داخل هر سالن است. تا سال ۹۵ زندانیان میتوانستند به هر شماره ای که بخواهند تماس بگیرند، از بعد از سال ۹۵ و آمدن حفاظت جدید، فقط به سه شماره که از قبل در کارتشان باشد، میتوانند زنگ بزنند.

اعدام های جمعی:

در بین ۱۱ نفری که در تاریخ ۶ شهریور ۹۵ در زندان مرکزی کرج بصورت گروهی اعدام کردند، ۲زندانی دیگر هم اعدام شدند که هیچوقت اسامی آنها اعلام نشد. زیرا آنها را از جای دیگری آورده بودند و این اعدام گروهی را شکل دادند که اعدام این دو زندانی را مخفی نگه دارند.

زندانیان سیاسی و عقیدتی را هم که زیر شکنجه در زندان رجایی شهر و یا قزلحصار و یا خود ندامتگاه، می‌کشتند،  بعنوان اعدامی اعلام می کردند تا به این شکل کشته شدن زندانی زیر شکنجه پنهان بماند.

شکنجه گران:‌

در حال حاضر «کولیوند»‌ در ندامتگاه، شکنجه ها و اعمال خشونت برعلیه زندانی ها را برعهده دارد.

اما تمامی شکنجه گران هر چند وقت یکبار بین زندان های استان جابجا میشوند. به دلیل افشا شدن و مسائل امنیتی، «حاج خادم» در رجایی شهر همه کاره است و شکنجه ها و سرکوب ها را بر عهده دارد. اما هر وقت لازم باشد به ندامتگاه هم می آید. « حاج خادم» خانه اش در فردیس کرج است و همواره یکسری اراذل و اوباش دور و برش هستند.

امضای پای نامه های حفاظت به نام « خزایی»‌ بود ولی هیچوقت دیده نمیشد. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.


در باره این زندان بیشتر بخوانید:

ندامتگاه کرج کجاست؟ (زندان مرکزی کرج) یکی از زندان‌های بزرگ استان البرز

آب آشامیدنی گل آلود در زندان مرکزی کرج همراه با شیوع انواع بیماریهای انگلی و نگرانی شدید خانواده ها

۶۰۰ زندانی در معرض کرونا و شرایط فجیع بهداشتی در «سوله» زندان مرکزی کرج


به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید

https://t.me/NoToPrisonNoToExecution