۱۴۰۰ خرداد ۲۶, چهارشنبه

گذری به اعتراضات سراسری مردم ایران در سال ۸۸


 

از «رای من کجاست» در اعتراضات ۸۸ در ایران تا «رای من سرنگونی» در انتخابات ۱۴۰۰

از «رای من کجاست» در اعتراضات ۸۸ در ایران تا «رای من سرنگونی» در انتخابات ۱۴۰۰ چه مسیری را طی کردیم؟ کجا بودیم و به کجا رسیدیم؟

در سال ۱۳۸۸، میلیون‌ها نفر از مردم ایران در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری که در آن اسم محمود احمدی‌نژاد بعنوان برنده انتخابات اعلام شد، به خیابانها آمدند. در آن سال مردم سوال میکردند: «رای من کجاست؟» اکنون بعد از گذشت ۱۲ سال و سه دوره دیگر انتخابات، مردم دیگر به خوبی میدانند که تحت حاکمیت نظام ولایت دیگر نباید دنبال رایشان بگردند؛ بلکه باید همصدا با مادران جانباختگان راه آزادی در خرداد۸۸ و دی۹۶ و آبان۹۸ با صدای بلند اعلام کنند که «رای من سرنگونی»

در سالگرد اعتراضات ۸۸ در ایران گذری داریم به وقایع آن روزها

پس از اعلام نتایج انتخابات قلابی در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ اعتراض سراسری مردم ایران در ۴۰ شهر از روز ۲۳ خرداد و به‌ویژه در تهران شکل گرفت و به سرعت تبدیل به اعتراض میلیونی مردم علیه حاکمیت ننگین ولایت فقیه شد. علی‌رغم تهدیدات و فشارهای گسترده و جو امنیتی و سرکوب حکومتی با بازداشت و برخورد  با تظاهرکنندگان، روز ۲۵ خرداد ۸۸ تظاهرات در تهران با حضور میلیونی مردم برگزار شد.

کورنولوژی اعتراضات ۸۸

۲۲ خرداد اعلام نتایج انتخابات

در این روز نتایج انتخابات اعلام شد و محمود احمدی نژاد از صندوقها بیرون کشیده شد.

۲۳ خرداد شروع اعتراضات در بیش از ۴۰ شهر

اعتراضات به اعلام نتایج انتخابات توسط هزاران تن در تهران و شهرهای دیگر از جمله اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، یاسوج، ساری،ارومیه و دیگر شهرها، از فردای روز انتخابات آغاز گردید.

۲۴ خرداد محمود احمدینژاد مردم را خس و خاشاک خواند

در روز ۲۴ خرداد و دومین روز از اعتراضات، محمود احمدی‌نژاد مخالفین خود را «خس و خاشاک» خواند. با این حال بار دیگر در تهران بین مردم و پلیس درگیری‌هایی ایجاد شد که این درگیری‌ها در اطراف دانشگاه تهران نیز جریان داشت.

۲۵ خرداد تظاهرات ۳میلیون نفری در تهران- بزرگترین تجمع ضدحکومتی در تاریخ ۴۰ ساله بعد از سقوط شاه

روز ۲۵ خرداد در تهران حدود ۳ میلیون نفر به خیابان آمدند. این تظاهرات‌ بعد از انقلاب ضدسلطنتی سال ۵۷ بزرگترین تظاهرات ضدحکومتی به‌شمار می‌رفت. این تظاهرات با سرکوب خونین از طرف پلیس ضدشورش، لباس شخصی‌ها، بسیج و سپاه مواجه شد که در نتیجه آن تعداد زیادی دستگیر و مجروح شده و جان باختند.

تلویزیون سی.ان.ان گزارش داد: «تهران شاهد صحنه‌هایی است که تا چند روز پیش قابل تصور نبود، درگیریهایی که رژیم حاکم را به لرزه انداخته است». تلویزیون سی.بی.اس آمریکا خبر داد: «ایران در ناآرامی فرورفته است. در سراسر تهران مخالفان خشمگین شعار مرگ بر دیکتاتور می‌دهند».

با فرمان سرکوب توسط خامنه ای تعداد کشته ها و بازداشت شدگان افزایش یافت

علی خامنه‌ای در روز ۲۹ خرداد،‌ طی یک سخنرانی در اولین نماز جمعه‌ بعد از انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت هرگونه خونریزی و خشونت را به عهده برگزارکنندگان تظاهرات دانست. ساعتی پس از پایان سخنرانی علی خامنه‌ای، سازمان عفو بین الملل در اطلاعیه ای اعلام کرد که این سخنرانی “چراغ سبز رهبر ایران برای سرکوب” بوده است.

تعداد ۱۱۲ نفر از جان باختگان شناسایی شدند.

شامگاه ۲۴ خرداد کوی دانشگاه به خاک و خون کشیده شد

حمله به دانشگاه‌ تهران در شامگاه ۲۴ خرداد، ساعت ۲۱۳۰ شروع شد و تا نیمه شب ادامه داشت. با قطع شدن ارتباطات تلفنی در بامداد ۲:۳۰ دقیقه ۲۵ خرداد، نیروهای لباس شخصی با حمایت پلیس وارد کوی دانشگاه شده و به ضرب و شتم و سرکوب دانشجویان در خوابگاه پرداختند. نیروهای امنیتی با پرتاب نارنجک صوتی، گاز اشک‌آور و تیراندازی زمینی به تمام دربهای کوی دانشگاه، توانستند وارد کوی دانشگاه شوند. در جریان این حمله، صد تا ۱۲۰ تن از دانشجویان ساکن کوی در اثر اصابت گلوله، زنجیر، چاقو، باتوم و چماق به شدت مجروح شدند. همچنین دست کم ۵ نفر در جریان کوی دانشگاه تهران و ۲ نفر در دانشگاه شیراز کشته شدند. به گفته شاهدین بین ۱۶۰ تا ۴۰۰ نفر دستگیر شدند.

تظاهرات و آتش زدن مراکز سرکوب ادامه یافت

تظاهرات و اعتراضات گسترده تا ۳۰ خرداد ادامه پیدا کرد. در این چند روز تظاهرات در تهران و سایر شهرها از جمله شیراز، اصفهان، قزوین، بوشهر، مشهد، تبریز، بابل، یزد، همدان، ساری، اردبیل، سنندج، بندرعباس، رشت، کرمان، دامغان، کاشان، کرج، زاهدان، کرمانشاه، اهواز، اراک و زنجان و دیگر شهرها ادامه داشت.

صدها هزار نفر از مردم تهران در چهارمين روز تظاهرات از ميدان ونک به سمت تجريش حرکت کردند. در این روز گزارش‌هایی دال بر تخریب اموال عمومی توسط پلیس گزارش شد.

در ۲۷ خرداد، حدود پانصدهزار نفر در میدان رضایی‌های (هفت تیر) تهران و خیابان‌های اطراف آن راهپیمایی کردند. علاوه بر آن هزاران نفر در خیابانهای گاندی، میرهادی، آریا شهر، کریمخان‌زند و چهار راه طالقانی حضور داشتند. ساعت یک بامداد، دو هزار نفر از مردم آریاشهر با سردادن شعار به طرف میدان صادقیه تظاهرات کردند.

در ۲۸ خرداد، هزاران نفر در میدان توپخانه تجمع کردند. بر روی پلاکاردها نوشته شده بود: «به کدامین گناه کشته شدند؟» بر تعداد جمعیت هر لحظه افزوده می‌شد. تا ساعت ۶ بعدازظهر جمعیت به دهها هزار تن رسید. در بزرگداشت جان‌باختگان برخی مردم گل و شماری دیگر شمع‌های روشن در دست داشتند.

۳۰ خرداد تظاهرات و کشتار گسترده در ایران

در ساعات آغازین روز شنبه ۳۰ خرداد، اغلب خیابانها و میدان‌های مرکزی تهران در کنترل نیروهای انتظامی و نظامی و لباس شخصی‌ها بود. همچنین ماشین‌های آب‌پاش و هلیکوپتر هم برای سرکوب تظاهرات مورد استفاده قرار گرفت.

با وجود تهدیدهای صورت گرفته مردم تظاهرات خود را در خیابان انقلاب آغاز کردند. با یورش نیروهای نظامی و انتظامی و یگان ضدشورش و لباس شخصی ها به مردم درگیری‌های شدیدی روی داد. به دلیل ممنوع بودن چاپ و مخابره هر خبری پیرامون اعتراضات، گزارش دقیقی از تعداد کشته و زخمی‌ها ارائه نشد. برخی منابع اعلام کردند بیش از ۶۰ نفر در روز ۳۰ خرداد کشته شدند. نیروهای حکومتی از بالای ساختمان‌ها و پشت بام‌ها اقدام به تیراندازی به سوی مردم کردند.

در این روز ندا آقاسلطان به شهادت رسید و تصویر مرگ او با چشمانی باز به پربیننده ترین تصویر مرگ یک انسان در تاریخ بشریت تبدیل شد.

شعار مردم مرگ بر خامنه ای

شعارهایی که مردم در اعتراضات خرداد ۸۸ میدادند مشخصا راس حکومت را هدف گرفته بود . از جمله این شعارها عبارت بودند از:
مرگ بر خامنه ای / مرگ بر دیکتاتور/ احمد بگوش باش ما مردمیم نه اوباش/ میکشم میکشم آنکه برادرم کشت/ خس و خاشاک تویی دشمن این خاک تویی/ موسوی موسوی سکوت کنی خائنی/ مرگ بر دیکتاتور چه شاه باشه چه دکتر/ ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم/ توپ تانک تجاوز دیگر اثر ندارد/نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران و …

اسامی جانباختگان ۳۰ خرداد و نحوه شهادت:

ندا آقاسلطان به علت اصابت گلوله به سینه در خیابان کارگر شمالی کشته شد.
حمید حسین‌بیگی در نزدیکی میدان آزادی به علت اصابت گلوله به سینه به قتل رسید.
میلاد یزدان‌پناه بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی جان باخت.
ایمان هاشمی در خیابان آزادی به دلیل اصابت گلوله به چشم جان باخت.
اشکان سهرابی بر اثر اصابت سه گلوله به سینه‌اش در گذشت.
نادر ناصری که در خیابان خوش کشته شد و پیکرش در بابل دفن شده است.
مسعود هاشم‌زاده به ضرب گلوله جان باخت.
بهمن جنابی به دلیل اصابت گلوله به سینه جان باخت.
سعید عباسی فرگلچی در خیابان رودکی به دلیل اصابت گلوله به قتل رسید.
ایمان هاشمی در خیابان آزادی به دلیل اصابت گلوله از فاصله نزدیک جان باخت.
تینا سودی در خیابان انقلاب به دلیل اصابت گلوله جان باخت.
مریم مهرآذین در خیابان آزادی به دلیل اصابت گلوله جان باخت.
رضا طباطبایی در خیابان آذربایجان به دلیل شلیک گلوله کشته شد.
ابوالفضل عبداللهی در مقابل دانشگاه صنعتی شریف به دلیل اصابت گلوله به پشت سر جان باخت.
سعید اسماعیلی خان‌ببین بر اثر وارد شدن ضربه به سرش جان باخت.
محسن حدادی در خیابان نصرت به دلیل اصابت گلوله به پیشانی جان باخت.
مسعود خسروی به دلیل اصابت گلوله به صورتش جان باخت.
کاوه سبزعلی‌پور در درگيری مسجد لولاگر به دلیل اصابت گلوله به سرش جان باخت.
بابک سپهر در خیابان آزادی به دلیل اصابت گلوله جان باخت.
حامد بشارتی در خیابان آزادی به دلیل اصابت گلوله جان باخت.
سالار طهماسبی در خیابان جمهوری به دلیل اصابت گلوله به پیشانی جان باخت.
پویا مقصودبیگی توسط نيروهای امنيتی کرمانشاه دستگير و مورد شکنجه و ضرب و جرح قرار می‌گيرد و پس از آزادی به علت عوارض ناشی از شکنجه فوت می‌کند.
محمدحسین فیض در نزدیکی پایگاه بسیج مقداد به علت اصابت گلوله به پشت سرش جان باخت.

اعتراضات خاموش نشد

اگرچه اعتراضات توسط علی خامنه ای و محمود احمدی نژاد بشدت سرکوب و به خاک و خون کشیده شد، و اگرچه میرحسین موسوی با خیانتش ثابت کرد که جزئی از همین حکومت است و تلاش کرد جوانان را سرد و خاموش کند، اما اعتراضات تا روزهای بعد هم ادامه یافت؛

از جمله روزهای اول، سوم و ۱۸ تیر که مصادف بود با سالگرد ۱۸ تیر ۷۸ و حمله به خوابگاه دانشجویان. در این روز هم هزاران نفر در سراسر تهران به خیابان آمدند و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند.

در همین روز نیروهای لباس شخصی به خوابگاه دانشگاه امیرکبیر حمله کردند.

در روز ۱۸ تیر همچنین محمدکامرانی، محسن روح الامینی و امیرجوادی فر در زندان کهریزک در زیر شکنجه به قتل رسیدند.

استمرار تظاهرات در تاسوعا و عاشورای ۸۸

اعتراضات ادامه پیدا کرد و روزهای ۵ و ۶ دیماه مصادف با تاسوعا و عاشورا رسید . بازهم یک رویارویی خونین دیگر آغاز شد.

این تظاهرات تا ۲۲ بهمن و چهارشنبه سوری گسترش یافت.

همان تظاهراتی که تبدیل به آتش زیر خاکستر شد، آتشی که در دیماه ۹۶ شعله کشید و در آبان ۹۸ میرفت تا طومار دیکتاتور را درهم بپیچد تا آنجا که ۱۵۰۰ جانباخته راه آزادی خونشان را تقدیم آزادی این خاک کردند.

اگر چه درآن روز شعار مردم «رای من کجاست بود» اما اکنون مادران همان شهیدان با صدای بلند اعلام میکنند که «رای من سرنگونی» است.

در پایان با مادران دادخواه همصدا میشویم که با قسم به خون فرزندان شهیدشان و تمامی جانباختگان راه آزادی در حاکمیت ۴۲ ساله ولایت فقیه با صدای بلند می‌گویند:

ما دادخواهیم، «رای ما سرنگونی است».

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

 

۱۴۰۰ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

محکومیت سانسور و آزادی رسانه در آستانة انتخابات قلابی در ایران

 


در حالیکه در ایران ، انتخابات با فقدان اطلاع رسانی آزاد و مستقل روبروست، خامنه‌ای برآن است تا در دو راهی مرگ و ادامه حاکمیت ننگین ولایت فقیه، رئیسی را از صندوقهای رأی بیرون بکشد و به هر رسوایی تن می‌دهد.

سازمان گزارشگران بدون مرز ۲۲خرداد ۱۴۰۰، با انتشار بیانیه‌ای در آستانه انتخابات قلابی خامنه‌ای، فقدان اطلاع رسانی آزادانه مستقل، سانسور تحمیل شده بر رسانه ها و تهدید روزنامه نگاران توسط ایران را محکوم کرد. این سازمان اعلام کرد، از تاریخ ۶ خرداد و آغاز ثبت نام نامزدها برای انتخابات، دستکم ۴۲ روزنامه نگار و شهروند توسط ماموران دادستانی، وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران احضار و تهدید شدند.

گزارشگران بدون مرز و محکومیت سانسور انتخاباتی

در حالی‌که کارزار رسمی انتخابات در ایران از تاریخ ۴ خرداد آغاز شده است،گزارشگران بدون مرز (RSF) بار دیگر نبود اطلاع رسانی مستقل، سانسور تحمیل شده بر رسانه ها و تهدید روزنامه نگاران از سوی قضاییه ایران را محکوم کرد.

سازمان گزارشگران بدون مرز سرکوب روزنامه نگاران و سانسور انتخاباتی نظام ولایت فقیه را محکوم کرد و در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با چینش نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان قانون اساسی که اصلی‌ترین افراد آن را رهبری نظام «علی خامنه ای» به شکل مستقیم و یا غیرمستقیم منصوب می کند، امیدی به برگزاری انتخابات روشن و شفاف و منصفانه ریاست جمهوری در ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ نیست. اما رژیم تنها به برگزاری مضحکه‌ای به نام انتخابات بسنده نکرده است که سانسوری همه جانبه را نیز بر رسانه‌ها اعمال می‌کند و با احضار و تهدید روزنامه نگاران و شهروند خبرنگارانی که در رسانه‌ها و یا شبکه‌های اجتماعی در باره انتخابات و یا برخی نامزدها ابراز نظر کرده‌اند، آنها را از ایفای نقش اطلاع رسانی مستقل و آزاد باز می دارد. RSF دست کم ۴۲ مورد احضار و تهدید را به‌ دست دادستانی و ماموران وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران برشمرده است. ممنوع کردن هایی چون «تشویق به رای ندادن و انتقاد از انتخابات» و یا « انتقاد از ابراهیم رییسی» روحانی نزدیک به علی خامنه‌ای و رئیس کنونی دستگاه قضایی و نامزد ریاست جمهوری به رسانه‌ها و روزنامه نگاران ابلاغ شده است که خود روشنگر چگونگی برگزاری انتخابات است».

ابراهیم رئیسی و ادعای آزادی قلم و اندیشه!

ابراهیم رئیسی ۱۰ خرداد گفت: « آزادی در پرتو امنیت اتفاق می‌افتد… من عمیقاً به آزادی فکر، اندیشه، قلم و آزادی بیان اعتقاد دارم». (مشرق نیوز ۱۰خرداد ۱۴۰۰).

رئیسی قاتلی که امروز برای کسب آرای مردم از آزادی اندیشه و بیان دم میزند کسی است که به‌عنوان رییس قضاییه ولایت فقیه، عضو شورای اقتصادی و سران سه قوه نظام برای بالا بردن قیمت بنزین، تحت فرمان خامنه‌ای در تصمیم گیری شرکت داشته است که منجر به کشته شدن هزاران جوان ایرانی در آبان ۹۸ شد.

رئیسی در معرفی خود گفت: «افتخار بنده این بود که به اقتضای شرایط ابتدای پیروزی انقلاب و به فرمان خمینی، در دوره جوانی یعنی در۲۰سالگی، دادستانی یک شهرستان بزرگ در کشور، دادستانی کرج را برعهده داشتم بعد دادستانی استان را برعهده گرفتم، و سپس چند سال دادستانی تهران را برعهده داشتم… و ده سال هم به‌عنوان رئیس سازمان بازرسی کل کشور و در یک دوره ده ساله دیگری نیز به‌عنوان معاون اول قوه قضاییه مسئولیت داشتم…».( مشرق نیوز ۱۰خرداد ۱۴۰۰).

رئیسی در مناظره دوم از عملکرد خود در مسند قضاییه و به‌ویژه در کشتار آبان۹۸ دفاع کرد و گفت: «من سال‌هایی که در قوه قضاییه بودم نسبت به کل زمانی که مسئولیت داشتم پاسخگو هستم» (شبکه خبرـ ۱۸خرداد۱۴۰۰).

سایت رادیو فرانسه ـ ۱۸ خرداد۱۴۰۰، در انعکاسی از مناظره دوم رئیسی اعلام کرد: «ابراهیم رئیسی بدون اشاره به نقش خود در قتل‌عام مخالفان و نقش خود در کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت خود را مسئولی پاسخگو معرفی کرد و گفت: «من سال‌هایی که در قوه قضاییه بودم نسبت به کل زمانی که مسئولیت داشتم پاسخگو هستم».

ایران در رده بندی جهانی آزادی رسانه در ربته ۱۷۴
ایران در رده بندی جهانی آزادی رسانه در ربته ۱۷۴

بصیرت رسانه‌ای به سبک قضاییه رئیسی

در آستانه انتخابات جانشین فرمانده نیروی انتظامی تهران گفت: «در جامعه امروز لازم است در حوزه فضای مجازی همه افراد به ویژه جوانان و نوجوانان بینش و بصیرت رسانه‌ای داشته باشند». “حمید هداوند” جانشین فرمانده سرکوبگر انتظامی در تهران، وحشت خود را از شبکه های اجتماعی این‌طور بیان کرد و گفت: «در حال حاضر بسیاری از اتفاقات و جرائم در فضای مجازی به وقوع می پیوندد و حتی به نوعی می توان گفت که مجرمان در حال کوچ از محیط حقیقی به فضای مجازی هستند».(خبرگزاری ایرنا ـ۲۲ خرداد۱۴۰۰).

سرکوب رسانه ها و نقض حقوق مدنی، حاصل ریاست قضاییه رئیسی

رضا معینی، مسئول دفتر افغانستان و ایران سازمان گزارشگران بدون مرز(RSF) از نقض میثاق حقوق مدنی و آزادی انتخابات از آغاز حاکمیت ولایت فقیه که رئیسی سنگ خدمت در قضاییه آنرا به سینه می‌زند، گفت: «جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه ماده ۲۵ میثاق جهانی حقوق مدنی و سیاسی که تضمین کننده بیان آزادانه اراده انتخاب کنندگان باشد و همچنین ماده ۱۹ این میثاق که تضمین آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات و پیش شرطی است که رای دهندگان باید از آن برای انتخاب بهره‌مند شود را، رعایت و اجرا نکرده است. ایران از سال ۱۳۵۴ از امضاکنندگان این میثاق است. با تهدید روزنامه نگاران، سانسور رسانه ها، مسدود سازی سایت‌های اطلاع رسانی و شبکه‌های اجتماعی و سرکوب اندیشه های منتقد نمی‌توان انتخاباتی دمکراتیک و شفاف برگزار کرد.» (سایت گزارشگران بدون مرزـ ۱۲ژوئن ۱۴۰۰).

ممنوعیت ورود خبرنگاران آمریکایی و بریتانیایی قبل از انتخابات

طرح ممنوعیت ورود خبرنگاران آمریکایی و بریتانیایی به ایران که اواخر فروردین ماه۱۴۰۰در مجلس تصویب تهیه شد، رسانه های داخل ایران را هم از انتشار اخبار منتشرشده در رسانه های آمریکایی و بریتانیایی منع می‌کند.

در طرح مجلس  که به امضای ۴۱ نماینده رسید، آمده است: «با توجه به اینکه رسانه‌های خارجی به ویژه رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی علیه منافع ملی ایران اقدامات متعددی را انجام می دهند و عاملان اصلی رسانه های مذکور یعنی خبرنگاران در اقدامات علیه نظام و اعمال تحریم آمریکا و کشورهای اروپایی نقش دارند، لذا برای مقابله با تحریم ها و جلوگیری از تشدید آنها ضروری است عاملان مؤثر در اقدامات ضد ایرانی، از فعالیت در ایران ممنوع شوند و ورود آنها ممنوع گردد».

حاکمیت دینی ولایت فقیه با چهل سال سابقه سرکوب آزادی‌ بیان و رسانه

سازمان گزارشگران بدون مرز در تازه‌ترین رتبه‌بندی آزادی رسانه‌ها که در ۲۲اردیبهشت ۱۴۰۰منتشر کرد، ایران تحت حاکمیت استبداد دینی را در رده بندی جهانی آزادی مطبوعات ۲۰۲۱ از میان ١٨٠ کشور جهان در رده ۱۷۴ قرار دارد.

سازمان گزارشگران بدون مرز ۲ اردیبهشت۹۹ در گزارش سال۲۰۲۰ اعلام کرده بود: «طی ۴۱سال گذشته حداقل ۸۶۰ روزنامه‌نگار و شهروند – خبرنگار توسط رژیم ایران اعدام یا زندانی شده‌اند. این سازمان از رژیم ایران به‌عنوان یکی از سرکوب‌ترین کشورها طی ۴۰سال اخیر یاد کرده است». (سایت دویچه وله آلمان ـ ۲۲ خرداد ۱۴۰۰).

گزارش دبیرکل ملل‌متحد در مورد نقض حقوق ‌بشر در ایران ۱۸ خرداد۱۴۰۰

در گزارش دبیرکل ملل متحد در بخش بازداشت و احکام علیه معترضان سال۲۰۱۹ آمده است: «دبیرکل نگران پیگردهای قانونی در رابطه با اعتراضات نوامبر ۲۰۱۹ است که حداقل ۵۰۰نفر تحت تحقیقات جنایی قرار دارند. بنا به گزارشات زندانیان برای اعتراف به ارتباط با گروه‌های مخالف یا دولتهای خارجی در معرض شکنجه و رفتار غیرانسانی قرار می‌گیرند …..برخی از زندانیان سیاسی سال‌ها در زندان بوده‌اند و حتی یک روز هم مرخصی نگرفته‌اند. به‌عنوان مثال، مریم اکبری منفرد که به جرم شرکت در تظاهرات اعتراضی در سال۲۰۰۹ به ۱۵سال حبس محکوم شد، به مدت ۱۲سال گذشته در زندان بوده است. آزار و اذیت علیه وی پس از این‌که او یک شکایت رسمی ثبت کرد و به‌دنبال تحقیق رسمی در مورد اعدام زندانیان سیاسی در سال۱۹۸۸، از جمله برادران و خواهرش بود، افزایش یافت. به همین ترتیب، زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد، که به اتهام محاربه به حبس ابد محکوم شده است، از سال۲۰۰۸ بدون مرخصی در زندان به‌سر می‌برد…».

«بین ۱ژوئن ۲۰۲۰ و ۳۱ ژانویه ۲۰۲۱، بیش از ۵۷ نفر به‌دلیل فعالیت‌های آنلاین و پست‌هایی در اینستاگرام، تلگرام و سایر پلتفرم های شبکه‌های اجتماعی، …دستگیر و زندانی شدند…». (سایت سازمان ملل متحد، ۷ ژوئن ۲۰۲۱ـ ۱۷ خرداد۱۴۰۰).

۱۴۰۰ خرداد ۲۰, پنجشنبه

انتخابات ۱۴۰۰ ، ابراهیم رئیسی رکورددار اعدام کاندیدای محبوب علی خامنه‌ای

انتخابات ۱۴۰۰ ، ابراهیم رئیسی رکورددار اعدام کاندیدای محبوب علی خامنه‌ای

انتخابات ۱۴۰۰؛ ابراهیم رئیسی کاندیدای ریاست جمهوری با کوله‌باری از تجربه اعدام و شکنجه

در انتخابات ۱۴۰۰،‌ کاندید شدن ابراهیم رئیسی،‌ معروف به آیت‌الله اعدام،‌ خود آئینه تمام نمای وضعیت انتخابات است. قابل توجه اینکه شورای نگهبان از میان همه متقاضیان، رئیسی را پیش از همه تأیید کرد. امری که به خوبی نشان می‌دهد چشم‌انداز آینده دیکتاتوری به سمت سرکوب هر چه بیشتر ملت ایران پیش میرود.

دیکتاتوری ولایت که تا پیش از این هم در سرکوب و زندان و اعدام چیزی کم نداشت، با انتصاب رئیسی در منصب ریاست جمهوری، خود را برای سرکوب اعتراضات در دوران پسا کرونا آماده می‌کند. اگر بحث از ارائه سابقه و کارکردها باشد، بدون شک،‌ ابراهیم رئیسی در میان همه چهره‌های شاخص در این نظام، بالاترین بیلان اعدام و کشتار جوانان و زندانیان سیاسی را دارا است. از همین رو است که از نظر خامنه‌ای، او مناسب‌ترین نفر برای پست ریاست قوه قضائیه بود. باز به همین دلیل است که رئیسی، در میان کاندیداهای پست ریاست جمهوری، مطلوب‌ترین نفر خامنه‌ای است.

سرکوب و شکنجه و اعدام،‌ سکوی پرش ابراهیم رئیسی

ابراهیم رئیسی،‌ از دهه ۶۰، به دلیل بیرحمی و قساوت بی‌مانند در برخورد با زندانیان سیاسی،‌ نردبان ترقی را در حاکمیت دیکتاتوری یکی پس از دیگری بر روی خون هزاران زندانی اعدام شده، طی نمود. او در ابتدای دهه شصت، در ۲۰ سالگی به عنوان دادستان کرج آغاز به کار کرد و مدتی بعد بطور همزمان دادستانی همدان را هم به عهده گرفت. در سال ۱۳۶۴وی جانشین دادستان تهران شد. او در سال ۱۳۶۷ بعنوان عضو اصلی هیئت مرگ ۴ نفره، فرمان قتل هزاران زندانی سیاسی را با بی‌رحمی و شقاوتی بی‌مانند، صادر نمود. رئیسی از آن پس، در حکومتی که بر سرکوب و اعدام استوار بود، از مهره‌های اصلی سرکوب مخالفان محسوب می‌شد.

شقاوت رئیسی را در کلیپی که سال ۱۳۹۵ توسط احمد منتظری، از ملاقات هیئت مرگ با آیت‌الله منتظری در سال ۱۳۶۷ پخش گردید، می‌توان به خوبی حس کرد. رئیسی با اصرار از منتظری درخواست می‌کرد تا اجازه دهد ۲۰۰ زندانی سیاسی دیگر را به دار آویزد. استدلال رئیسی این بود که چون آنها را از بند بیرون آورده‌اند دیگر نمیشود به بند برگرداند و باید آنها را اعدام نمود!

ابراهیم رئیسی، قاضی مرگ، در منصب رئیس قوه قضائیه

رئیسی در اسفند ۱۳۹۷ از سوی خامنه‌ای در رأس قوه قضائیه قرار گرفت. او از همان ابتدا،‌ سیاست سرکوب، بازداشت و اعدام‌های فراقانونی را در پیش گرفت. از اسفند ۱۳۹۷ تا اسفند ۱۳۹۹، بیلان حکم‌های حبس و اعدام که توسط رئیسی، بعنوان بالاترین مقام قضایی، تأیید شده به قرار زیر است:

  • دست کم ۶۲۷ حکم اعدام از جمله ۲۴ زندانی سیاسی،
  • بازداشت دست‌کم ۱۳۰۶۸۲ نفر در شهرهای مختلف،
  • در میان اعدام شدگان ۲۹ زن و  ۱۳ کودک وجود داشتند،
  • طی همین مدت، ۹ نفر در ملأ عام به دار کشیده‌ شدند

کشتار ۱۵۰۰ تن از معترضان اعتراضات سراسری آبان ۹۸

افزایش ۲۰۰ درصدی و ناگهانی قیمت بنزین در نیمه شب ۲۴ آبان ۹۸، جرقه‌ای شد برای شکل‌گیری اعتراض عمومی مردمی در همه شهرها. اعتراضات اساسأ توسط اقشار کم‌درآمد،‌ کارگران، مزدبگیران و بیکاران شکل گرفت. با هجوم و شلیک کور و خشن نیروهای امنیتی به سوی تظاهرکنندگان و کشتار معترضین، اعتراضات رنگ و بوی دیگری گرفت. در پی گسترش اعتراضات در همه شهرها، مأمورین اطلاعاتی و امنیتی و نیروهای سپاه پاسداران با فرمان شخص خامنه‌ای و پشتیبانی دستگاه قضا به ریاست ابراهیم رئیسی، دست به کشتار وسیع مردم و جوانان معترض زدند.

در ماهشهر، برای سرکوب معترضین با تانک و تیربارهای سنگین، به جوانان معترض شلیک کردند. در شیراز با هلی‌کوپتر به روی مردم در شهرک صدرا آتش گشودند و…

در جریان سرکوب خونین تظاهرکنندگان در شهرهای مختلف، دست‌کم ۱۵۰۰ نفر جان باختند. از جمله ۱۸ کودک با شلیک نیروی انتظامی و یگان‌های ویژه جان خود را از دست دادند. تصویر‌ نیکتا اسفندانی نوجوان ۱۴ ساله تبدیل به نمادی از نوجوانان به قتل رسیده توسط مأمورین امنیتی گردید.

سیاست فشار و شکنجه در زندان‌ها برای گرفتن اعتراف از بازداشتی‌های آبان ۹۸

طی سه روز اعتراضات عمومی،‌ حدود ۱۳ هزار نفر در شهرهای مختلف بازداشت شدند. با فرمان مشخص ابراهیم رئیسی، در زندان‌ها، فشار و شکنجه برای گرفتن اعترافات تلویزیونی شروع شد. در دادگاه‌های نمایشی،‌ برای بسیاری از بازداشت‌ شدگان احکام حبس صادر گردید.

صدور حکم اعدام برای امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی

روز ۲ اسفند ۱۳۹۸، اعلام شد سه نفر از معترضان آبان ۱۳۹۸ به اعدام محکوم شده‌اند. این سه نفر با نام‌های امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی، توسط دادگاه «انقلاب» تهران، به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اعدام و در مجموع به ۳۸ سال زندان و ۲۲۲ ضربه شلاق نیز محکوم شدند. سازمان عفو بین‌الملل محاکمه این سه معترض را ناعادلانه خوانده و اعلام کرده بود: «این سه تن در دوران بازجویی برای گرفتن اعتراف، تحت شکنجه قرار گرفته بودند. حکم اعدام این سه جوان، با موج وسیعی از اعتراضات مردمی مواجه شد و نهایتأ خبرگزاری ایسنا روز شنبه، ۱۵ آذرماه ۹۹، به نقل از روابط عمومی دیوان عالی کشور نوشت که «اعاده دادرسی سه محکوم اعدامی حوادث آبان‌ماه در دیوان عالی کشور پذیرفته شد و پرونده مجددا در شعبه دیگری (هم‌عرض) رسیدگی می‌شود.»

بیش از ۷میلیون بار در ایران و سراسر جهان فریاد زدیم: اعدام نکنید !

فریاد اعدام نکنید از مرز ۱۱ میلیون بار تکرار گذشت

در یک توفان توییتری سراسری در ایران و سراسر جهان در اعتراض به حکم اعدام سه معترض آبان۹۸، هشتگ اعدام نکنید بیش از ۱۱ میلیون بار توییت شد و قوی ترین پیام را به مقامات حکومت ایران رساند که حکم شوم اعدام باید متوقف شود.

همچنین، در دادگاه‌های نمایشی که به توصیه ابراهیم رئیسی، برای بازداشتی‌های اعتراضات آبان ۹۸ شکل گرفته ‌بود،‌ محاکمه معترضین،‌ بدون حضور وکیل و در عرض چند دقیقه صورت می‌گرفت. برای صدها نفر از بازداشتی‌های آبان ۹۸، احکام حبس صادر گردید.

عفو بین‌الملل در گزارشی در مورد بازداشتی‌های آبان ۹۸ نوشت که بازجویان وابسته به تشکیلات اطلاعاتی و امنیتی و مأموران زندان‌ها (که مسئولیت آنها با ابراهیم رئیسی است) بازداشت‌شدگان، از جمله کودکان، را به این شیوه‌ها مورد شکنجه قرار داده‌اند:

  • برهنه کردن زندانیان و پاشیدن آب سرد بر بدن‌شان
  • نگه داشتن بازداشت‌شدگان به‌طور مستمر و به مدت طولانی در معرض گرما یا سرمای شدید و بمباران آنها با نور تند و صداهای گوشخراش
  • کشیدن ناخن‌های انگشتان دست و پا
  • اسپری فلفل زدن به نقاط مختلف بدن
  • تزریق یا خوراندن اجباری مواد شیمیایی
  • شوک الکتریکی
  • القای حس خفگی با آب
  • اعدام‌های نمایشی
  • ضرب و جرح با مشت و لگد
  • چماق
  • شلنگ پلاستیکی
  • باتوم و کابل
  • زدن شلاق
  • محروم کردن از آب و غذا
  • کشیدن کیسه روی سر و محروم کردن نفر از هوای آزاد تا مرز خفگی
  • اجبار به نشستن در حالت‌های دردآور

قتل نوید افکاری

در میان زندانیان سیاسی اعدام شده در دوران ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه قضائیه، باید به اعدام شقاوت بار نوید افکاری، اشاره نمود.

نوید، کارگر گچ‌کار و قهرمان کشتی، اهل شیراز و محبوب مردم بود. نوید، پس از اعتراضات مرداد ۹۷، در شهریور همان سال به اتهام شرکت در تظاهرات دستگیر شده بود. وی به همراه برادرانش وحید و حبیب، در زندان شیراز تحت شکنجه‌های وحشتناک قرار گرفت. مأموران زندان عادل‌آباد شیراز، در نیمه شب ۲۲ شهریور ۹۹، به نوید و برادرانش گفتند که برای انتقال به تهران آماده شوند. ساعتی بعد در میان بهت و ناباوری وحید و حبیب، زندان‌بان خبر از اعدام نوید داد. اعدام نوید بدون مقدمه و بدون اطلاع به خانواده و بدون مطلع ساختن وکیل، انجام شد. شواهد مختلف نشان‌دهنده این است که نوید زیر شکنجه به شهادت رسیده ‌بود. مأموران زندان برای پوشاندن جنایت خود، به دروغ اعلام کردند که نوید اعدام شده ‌است.

پنج گزارشگر ویژه و کارشناس ارشد حقوق بشر سازمان ملل متحد، در بیانیه‌ای، اعدام نوید افکاری را «عمیقاً آزاردهنده» خواندند و اعلام کردند که حکومت ایران از اعدام یک ورزشکار برای «ترساندن مردم در این شرایط ناآرامی‌های اجتماعی» استفاده می‌کند.

سازمان عفو بین‌الملل روز ۲۲ شهریور ۹۹، در بیانیه‌ای گفت: ما بخاطر اعدام مخفیانه نوید افکاری، کاملاً در شوک، بهت و وحشت فرورفتیم. اعدام جوانی که آینده ای روشن در انتظارش بود. اجرای حکم اعدام وی با بی‌توجهی به اصول اساسی عدالت صورت گرفت. عفو بین‌الملل خواهان واکنش فوری جامعه بین‌المللی شد.

اتحادیه جهانی کشتی با صدور بیانیه‌ای اعدام غیرمنتظره نوید افکاری را ویرانگر خواند و با همدردی با خانواده‌اش، در یک بیانیه گفت که باعث تاسف است، تلاش‌های کشتی‌گیران سراسر جهان و اتحادیه جهانی کشتی برای جلوگیری از اعدام به نتیجه نرسیده‌است.

خشم و انزجار جهانی از اعدام قهرمان ایران نوید افکاری

خشم و انزجار جهانی از اعدام قهرمان ایران نوید افکاری

پس از اعدام قهرمان ایران نوید افکاری در سحرگاه شنبه ۲۲شهریور موجی از خشم و انزجار بین المللی ایجاد شد.

جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران، روز سه‌شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹ در مجمع عمومی سازمان ملل طی سخنانی اعدام نوید افکاری، قهرمان کشتی، توسط جمهوری اسلامی را که در پی حضور در اعتراضات بازداشت شده بود محکوم کرد.

در اقدام ظالمانه و غیر انسانی دیگری که با تأیید شخص ابرهیم رئیسی انجام گرفته‌است، از شهریور ۹۹ تا کنون برادران نوید، وحید و حبیب در سلول انفرادی و تحت بیشترین فشار و اذیت و آزار به سر می‌برند. تلاش خانواده و نامه نگاری به ابراهیم رئیسی نیز تغییری در شرایط غیرانسانی بازداشت آنها ایجاد ننموده است.

مأموران امنیتی،‌ بارها از وحید افکاری خواسته‌اند که به جرم خود اعتراف کند و به وی هشدار داده‌اند که در صورت عدم اعتراف به جرم، مثل نوید اعدام خواهد شد.

اعدام مصطفی صالحی از بازداشتی‌های تظاهرات سراسری دی ۹۶

اعدام مصطفی صالحی یکی دیگر از جنایت‌های انجام شده توسط قضائیه تحت ریاست ابراهیم رئیسی است.

مصطفی صالحی،‌ متولد فروردین ۱۳۶۷، از معترضان اعتراضات سراسری دی ۱۳۹۶ بود. او در سال ۹۶، در شهر کهریزسنگ از توابع شهرستان نجف‌آباد، استان اصفهان دستگیر شد. قضاییه، حکم اعدام صالحی را به اتهام قتل یکی از پاسداران، در جریان تظاهرات دی ۹۶، صادر نمود. قوه قضائیه، مشابه همین سناریو را برای اعدام نوید افکاری به کار گرفته بود. اتهام قتل در جریان تظاهرات. قضائیه تلاش می‌کرد با اعدام بازداشتی‌های تظاهرات، در میان جوانان ترس و وحشت ایجاد کند.

حکم اعدام مصطفی در شرایطی اجرا شد که خانواده‌اش اجازه نیافت پیش از اعدام فرزندشان با او دیدار داشته‌ باشند.

در یک جنایت دیگر مصطفی صالحی از بازداشت شدگان اعتراضات۹۶ اعدام شد

در یک جنایت دیگر مصطفی صالحی از بازداشت شدگان اعتراضات۹۶ اعدام شد

سحرگاه چهارشنبه ۱۵مرداد، مصطفی صالحی از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه۹۶ اعدام شد.

همزمان با اعدام مصطفی، پنج اصفهانی دیگر بازداشت شده در دی‌ماه ۱۳۹۶ نیز در انتظار اجرای حکم اعدام قرار داشتند. دادگستری استان اصفهان، مهدی صالحی قلعه شاهرخی، محمد بسطامی، عباس محمدی، مجید نظری کندری و هادی کیانی را به جرم محاربه و قیام مسلحانه علیه حکومت به اعدام محکوم کرده بود.

قتل بهنام محجوبی از دراویش بازداشتی در اعتراضات بهمن ۹۶

بهنام محجوبی، متولد آذرماه ۱۳۶۶، درویش زندانی اعتراضات گلستان هفتم بود. او به دلیل بیماری، با گواهی پزشکی، توان تحمل حبس را نداشت اما بازداشت و زندانی شد. با وجود هشدارهای همسرش خطاب به رئیس قوه قضائیه،‌ نسبت به خطر سلامتی بهنام، وی در زندان نگاه داشته شد.

در زندان،‌ از دادن داروهای بهنام خودداری کردند و او را تحت شدیدترین فشارها قرار دادند. بهنام روز شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۹، برای چندمین بار به دلیل استفاده از داروهایی که مناسب حال او نبود در حالت اغما قرار گرفت. مسئولان زندان با تأخیر زیاد او را عازم بهداری کردند. وی به دلیل مسمومیت دارویی و عدم رسیدگی پزشکی روز ۲۸ بهمن ۹۹ درگذشت. بهنام که به دو سال حبس محکوم شده بود. در آبان ۱۳۹۹ در فایل صوتی از زندان گفته بود «قانع شده‌ام آن‌ها قصد کشتن من را دارند.»

اعدام زندانیان سیاسی بلوچ، حسن دهواری و الیاس قلندرزهی

آقایان دهواری و قلندرزهی دو زندانی سیاسی بلوچ، در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ بازداشت شدند. آنها در تاریخ ۲۹ آذر ۱۳۹۵، بدون طی شدن درست مراحل دادرسی، به اعدام محکوم شدند.

حکم اعدام این دو زندانی سیاسی، همراه با یک زندانی دیگر به نام امید محمودزهی، روز یکشنبه ۱۴ دی ۹۹ اجرا گردید. روز پیش از اجرای حکم اعدام این دو زندانی سیاسی، وکیل مدافع آنها خبر از ثبت درخواست اعاده دادرسی داده‌بود. محمدرضا فقیهی، گفته بود به دلیل وجود اشکالات قضايی در روند دادرسی و حکم صادر شده، ‌درخواست اعاده دادرسی در دبیرخانه دیوان عالی کشور به ثبت رسیده‌است.

اما قضائیه تحت ریاست ابراهیم رئیسی،‌ بی اعتنا به روندهای قانونی،‌ دستور اجرای حکم اعدام را صادر نمود.

اعدام زندانی سیاسی بلوچ جاوید دهقان

زندانی سیاسی بلوچ، جاوید دهقان، روزشنبه ۱۱ بهمن ۹۹، اعدام شد. جاوید دهقان در ۱۵ خرداد ۱۳۹۴ دستگیر شده بود. او در خرداد ۱۳۹۸، به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده‌بود.

سازمان عفو بین‌الملل، با اشاره به کاستی‌های جدی در روند دادرسی و محاکمه جاوید دهقان، خواهان انجام محاکمه‌ای عادلانه برای او شده بود.

اعدام حمید راست بالا، کبیر سعادت جهانی و محمدعلی آرایش، زندانیان سنی مذهب در مشهد

حمید راست بالا، کبیر سعادت جهانی و محمدعلی آرایش، زندانیان سنی مذهب، روز پنج‌شنبه ۱۱ دیماه ۹۹، در زندان وکیل آباد مشهد اعدام شدند. اجرای ناگهانی حکم اعدام این افراد در شرایطی صورت گرفته است که خانواده آنان از ملاقات آخر محروم بوده‌اند.

اعدام حمیدرضا درخشنده، قاسم بیت عبدالله و عبدالله کرملاچعب

حمیدرضا درخشنده، متولد تیر ۱۳۵۱، مستندساز، عکاس، فیلمبردار، خبرنگار اهل کازرون، به اتهام قتل امام جمعه شهرستان کازرون، ‌روز چهارشنبه ۶ شهریور ۹۸، در پی حکم قوه قضائیه، در ملأ عام به دار آویخته شد.

به نقل از کسانی که شاهد صحنه کشتن امام جمعه کازرون بودند، حمید درخشنده پس از کشتن محمد خرسند، با صدای بلند در خیابان فریاد می‌زده است: «قاتل جوانان کازرون را کشتم»

درخشنده تا آخرین لحظه اظهار پشیمانی نکرده و شجاعانه به پای چوبه دار رفت

درخشنده تا آخرین لحظه اظهار پشیمانی نکرده و شجاعانه به پای چوبه دار رفت

گزارشی از اعدام حمیدرضا درخشنده که امام جمعه جنایتکار کازرون را به قتل رسانده و در ملا عام به دار آویخته شد

اعدام قاسم بیت عبدالله (عبداللهی) و عبدالله کرملاچعب (عبداللهى)

روز یکشنبه ۱۳ تیرماه ۱۳۹۸، قاسم بیت عبدالله (عبداللهی) و عبدالله کرملاچعب (عبداللهی) در زندان دزفول اعدام شدند. قاسم بیت عبدالله (عبداللهی) و عبدالله کرملاچعب (عبداللهى)، از اهالی منطقه شوش، در شهریور ۱۳۹۶ به همراه ۷ متهم دیگر از بابت محاربه و ارتباط با گروه‌های خارج کشور و تبلیغ علیه نظام مورد محاکمه قرار گرفتند. برای این دو متهم حکم اعدام و برای سایرین حکم حبس صادر شد.

هر دو محکوم به اعدام در این پرونده، اتهامات را بی‌اساس دانسته و آن را پرونده‌سازی دستگاه امنیتی، به دلیل فعالیت های مذهبی خود دانسته‌اند. متهمان، از پیروان اهل سنت بودند. آنها در حضور رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز آثار ضرب و شتم و شکنجه را به وی نشان داده و تأکید کرده‌بودند که اعترافات در پی شکنجه از آنها گرفته شده است، اما قاضی پرونده اعتراض آنها را نپذیرفت.

بازداشت علی یونسی و امیرحسین مرادی دانشجویان نخبه و از برندگان المپیادهای جهانی

علی یونسی، دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، برنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری در سال ۱۳۹۵ و مدال طلای المپیاد جهانی نجوم در سال ۱۳۹۶ است. امیرحسین مرادی نیز، از دانشجویان نخبه رشته فیزیک است. این دو دانشجوی نخبه در فروردین‌ ماه ۱۳۹۹، با حمله و هجوم مأمورین سرکوبگر اطلاعاتی و امنیتی به خانه‌هایشان و با خشونت بازداشت شدند.

رضا یونسی، برادر علی یونسی، در دوم اردیبهشت ۹۹، در توئیتر شخصی خود نوشت که ۱۲ مأمور لباس شخصی به خانه آن‌ها آمده و ضمن ضرب و شتم علی و مجروح کردن پیشانی او، وی را بازداشت و وسایل شخصی اش را نیز ضبط کرده‌اند. رضا یونسی همچنین بیان کرد که مأموران پدر و مادرش را نیز با وجود ضعف سلامتی به همراه خود بردند که بعد از پنج ساعت آزاد شدند. مأموران، در هنگام بازداشت، هیچ گونه حکمی به همراه نداشته‌اند.

بیش از یکسال از بازداشت این دو دانشجوی نخبه کشور می‌گذارد. آنها کماکان با حکم بازداشت موقت، بدون ارائه هیچ دلیلی، در حبس نگاه داشته شده‌اند.

کلام آخر

پرونده جنایت‌های قوه قضائیه در دوران ریاست ابراهیم رئیسی و مأموران امنیتی که توسط این قوه حمایت می‌شوند آنقدر طولانی و سنگین است که نمی‌توان حتی موارد مهم‌تر آن را لیست کرد. در دوران ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه قضائیه، خشونت خیابانی نیروی انتظامی و مأموران امنیتی و ارتکاب شکنجه و قتل در خیابان و در حضور شهروندان، افزایش شوکه کننده‌ای داشته‌است.

از جمله، روز شنبه ۳ آبان ۹۹، مهرداد سپهری،‌ جوان ۲۷ ساله در خیابان‌های مشهد در جلو چشم  مردم،‌ توسط نیروی انتظامی مورد شکنجه قرار گرفت و به قتل رسید.

مهرداد طالشی جوان ۲۱ ساله اهل شهرستان دیواندره عصر روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، توسط مأموران امنیتی در مترو بازار تهران بازداشت و پس از شکنجه کشته شد.

ضرب و شتم و بازداشت خشونت آمیز کارگران زحمتکش و محروم در روز جهانی کارگر در سال ۹۸ در تهران از جمله اقدامات غیرقانونی دیگر مأموران امنیتی بود که توسط قوه قضائیه پشتیبانی می‌شدند.

به قتل رساندن تعداد زیادی از سوختبران و شهروندان بلوچ در اسفند ۹۹، به قتل رساندن مستمر کولبران در مرزهای کردستان توسط نیروهای مسلح، بدون واهمه از هر نوع پیگیری قضایی، از دیگر اعمال سرکوبگرانه فراقانونی است که در دوران ریاست ابراهیم رئیسی ابعاد بی‌سابقه‌ای به خود گرفته است.

و…

دستکم ۲۸۹ اعدام و بیش از ۱۳هزار بازداشت در سال ۱۳۹۹

دستکم ۲۸۹ اعدام و بیش از ۱۳هزار بازداشت در سال ۱۳۹۹

گزارش نقض حقوق بشر و سرکوب در ایران در سال ۱۳۹۹ تحت ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه قضائیه

دو سال ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه قضائیه همراه با بازداشت‌های خودسرانه و فراقانونی و شکنجه و اعدام و قتل گسترده مخالفان، به خوبی ابعاد جنایت صورت گرفته توسط این جنایتکار در سال ۱۳۶۷را نیز در معرض دید و قضاوت عموم مردم ایران می گذارد.

 اگر نسل جوان تا پیش از این، فقط خاطراتی تلخ از نقش ابراهیم رئیسی در اعدام هزاران زندانی سیاسی بیگناه در سال ۱۳۶۷ شنیده‌ بودند، عملکرد جنایتکارانه ابراهیم رئیسی در دو سال اخیر در رأس قوه قضائیه، به خوبی نقش وی را در سرکوب خونین مخالفان طی ۴ دهه گذشته نشان می‌دهد.

دقیقأ به همین دلیل است که امروز خامنه‌ای، ابراهیم رئیسی را برای پست ریاست جمهوری نظام برگزیده ‌است. عنصری که در اعمال سرکوب و شکنجه و اعدام مرزی نمی‌شناسد.

اما اکثریت قاطع مردم ایران، انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ را تحریم می‌کنند و شرکت در انتخابات را شراکت در همه قتل و جنایت‌های ۴ دهه اخیر امثال رئیسی می‌دانند.

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

۱۴۰۰ اردیبهشت ۲۵, شنبه

گزارشی دردناک از زندان تبریز- از زبان یک شاهد عینی


 

آنچه میخوانید، حکایت تلخ هزار توی زندان تبریز از زبان یک شاهد عینی است که درباره این زندان نوشته شده است جایی که نه دوربینی هست، نه وجدان و نه شرافتی. حکایت دردآور هزاران هزار مرد و زنی که در حاکمیت فاسد ولایت فقیه راهی زندانها شده اند.

درباره زندان تبریز:

زندان مرکزی تبریز با قدمت بیش از ۵۰ سال، از لحاظ بهداشتی و امکانات به تبعیدگاه معروف است، در ضلع شرقی دروازه تبربز به تهران ( شاطرعلی دوزی) تقاطع خیابان راهنمایی تبریز به سمت کوی ولیعصر، جنب ساختمان دادگستری کل آذربایجان شرقی واقع شده است.

مسئولین این زندان، همانند دیگر زندانهای ایران، عناصری پست، فاسد، قاتل و دزد هستند. همانهایی که به معنی واقعی کلمه در خط خمینی ملعون کار می کنند که تنها کارشان تباه کردن انسان و انسانیت است.

زندان فعلی که در محل « باغ صاحب دیوان » ساخته شده است پس از تعطیلی و تغییر کاربری زندان قدیم تبریز در خیابان پاستور، برای نگهداری ۱۸۰۰ زندانی در نظر گرفته شده بود اما به مرور زمان با خارج شدن از استاندارد و تغییر ساختمانهای اداری و انبارها به بندها و افزودن تخت‌هایی، ظرفیت آن را به حدود ۲۵۰۰ زندانی افزایش دادند.

در حالی که ظرفیت آماری واقعی این زندان گاها بیش از  ۷۶۰۰ تن نیز رسیده است. به همین دلیل بسیاری از زندانیان فاقد تخت بوده و کف خواب هستند. زندان مرکزی تبریز تنها زندان رسمی شهرستان تبریز است. این زندان همچنین بزرگ‌ترین و مهم‌ترین زندان استان آذربایجان شرقی به حساب می‌آید و به همین دلیل محل نگهداری عمده زندانیان این استان است.

زندان مرکزی تبریز یکی از زندانهایی است که هر زندانی در بدو ورود، در معرض انواع تحقیر و توهین های جنسی و ضرب و شتم و شکنجه توسط مأموران قرار میگیرد.

بعنوان مثال یک زندانی سیاسی را که اصلا سیگار نمی کشید و اطلاع کامل از وی داشتند برای خرد کردن غرورش با اشاره ماموران اطلاعات تحت نام تست متادون جلوی چشم همه زندانیان بصورت لخت مجبور به بشین و پاشو می کردند و در مقابل سوال و اعتراض زندانیان به این عمل غیرانسانی به آنان گفته می‌شد، میخواهیم به شما نشان بدهیم که اینجا زندان تبریز است!‌ و با هر جای دیگر فرق دارد.

زندانیان را به محض ورود یا آمدن از مرخصی یک مدت به قرنطینه برده و در آنجا نگهداری می کنند.

بندهای زندان

زندان مرکزی تبریز ۱۴بند دارد. اسامی بندها و طبقه بندی زندانیان به شرح زیر می‌باشد:

۱-بند قرنطینه
۲-بند بازداشت (تا سال ۱۳۹۰ نام دیگری داشت)
۳-بند مالی
۴-بند مواد مخدر یا همان بند هشت
۵-بند کارگاه یا همان بند مالی سابق
۶-بند متادون یک (یک نمونه از میلیونها میراث شوم حکومت ملاها)
۷-بند متادون دو (در ورودی بند متادون یک پوستر بزرگ بصورت چارتی نصب شده که اول ورود زندانی به زندان است و آخرین مرحله هم قبرستان با سه نقطه)
۸-بند نظامی (که اغلب ملاها و کلاهبرداران بزرگ که فرمانده تروریستهای سپاه هستند را هم به این بند می فرستند)
۹-بند جوانان
۱۰-بند سه گانه
۱۱-بند ۱۲محکومین
۱۲-بند ۹محکومین (که به اشرار معروف است)
۱۳-بند نسوان
۱۴-بند روانی (بی پناه ترین انسانهایی که هر روز مورد سو استفاده مسئولین و یا سربازان زندان قرار می گیرند در این بند زندانی هستند)

بند انفرادی یا سوئیت

این بند روبروی افسر نگهبانی و پشت ساختمان مددکاری و حراست و حفاظت امنیت زندان قرار دارد.

این بند سه اتاق دارد:

اتاق اول تک نفری و به اندازه یک متر در دو و نیم متر است و ویژه زندانیان در آستانه اعدام است. زندانی که قرار است اعدام شود از یک هفته قبل به این بند منتقل و در آن زندانی می‌گردد.

اتاق دوم ۳متر در ۳ متر است.

اتاق سوم ۳متر در ۴ متر و در انتهای بند قرار دارد.

سیستم روشنایی در این بند، محدود به یک لامپ است. به این ترتیب اتاق سوم از روشنایی محروم و در تاریکی است.

تنها یک توالت بسیار کثیف در این محل قرار دارد. زیر سرویس یک فیلتر و الک فلزی کار گذاشته اند و هنگامی که به زندانی شک وارد کردن مواد مخدر می‌کنند با خوراندن روغن و دارو به وی، در همان دستشویی داخل کثافات زندانی میگردند تا شاید چیزی پیدا کنند!

تنها محل ورود هوا به این محدوده، یک صفحه مشبک فلزی به ابعاد یک متر در ۴۰ سانتی متر است.  به این ترتیب میتوان وضعیت بهداشت در این بند را تصور کرد.

امکان حمام کردن و مسواک زدن به معنی واقعی وجود ندارد.

اگر زندانی سیاسی در اعتراض به شرایط زندان و احکام صادره، اعتصاب غذا کند، در سکوت و بی خبری به این بند تبعید می‌شود. طبق قوانین داخلی زندان، مدت تبعید به این بند دستکم ۲۰ روز می باشد.

به پیج جوانه ها در اینستاگرام بپیوندید
https://www.instagram.com/javanehha95/

چگونگی آوردن مواد به داخل بندها

بند مالی که از نامش پیداست به محکومین مالی و کلاهبردارها اختصاص دارد. نحوه زندگی برخی از محکومین این بند بیشتر شبیه افسانه ها است. چند زندانی مامور حراست از آنها حتی تا در دستشویی و حمام هستند.

برخی از آنها سفره ای که هر شب و ناهار پهن میکردند، از ماهی سفید تا کباب برگ و جوجه و انواع سالاد و نوشابه روی آن دیده میشد.

گروه دوم این بند شامل مدیران کل ثبت اسناد، جوجه آخوندها و فرماندهان سپاه و یا مدیران مسکن نیروی انتظامی هستند که بخاطر اخذ رشوه و کلاهبرداری و زمین خواری محکوم شده‌اند.

کوپه (اتاق) اینها با اینکه سه تخت دارد ولی معمولا دو تخت آن استفاده می شود چرا که بخاطر راحتی اینان تخت سوم محل گذاشتن وسایل شده بود.

در درون کوپه اینها هیچکس حق کف خوابی را هم نداشت و برای خودشان قوانین خاصی داشتند.

برای این دسته از زندانیان تلفن زدن در چند نوبت و بدون رعایت نوبت دیگر زندانیان و البته شب هنگام و روزهای تعطیل هم آزاد است. این افراد گوشی موبایل هم در درون زندان دارند و هر گاه خواستند برای تماس استفاده می کنند.

چند زندانی را به اجبار مامور آوردن تریاک برای این غارتگران کرده بودند. چند نفر بعنوان کار در قسمت ورزش و دو نفر در بهداری و یک نفر در کتابخانه هر روز تریاک و دیگر مواد مخدر را به آقایان خاص می رسانند.

وارد کردن مواد و موبایل به این بند خیلی پیچیده و قابل توجه است. مأموران زندان، مواد را به شیوه های مختلف وارد زندان می کنند. سپس آن را داخل نایلونها و یا پلاستیک هوا بسته بندی و آببندی کرده و از بالای پشت بام به داخل حیاط پرتاب می کنند و صاحبش آن را براساس قراری که از قبل با هم گذاشته اند، برمیدارد.

بعضی اوقات هم مواد مخدر را داخل شیشه های نوشابه می گذارند و بصورت رسمی وارد زندان و بندها می کنند و بین زندانیان نگون بخت می فروشند.

در این میان اگر یک زندانی بخواهد همه مواد را برای خودش بردارد و سهم رئیس زندان را ندهد، فیلم دوربین ها را جلویش می گذاشتند تا او را مجبور کنند بخشی از مواد را به رئیس زندان و رئیس بند بدهد.

فروش تخت در زندان

فروش تخت توسط کلاهبرداران و عاملان قویدل از دیگر ویژگی های زندان تبریز می باشد.

شخصی بنام غضنفر نوریان که از لات و لمپن های معروف است، در زندان کارش فروش تخت به زندانیان است و از این طریق پول کلانی به جیب زده و بخش عمده آن را به قویدل می دهند.

نابود کردن وسایل بازمانده از اعدام شدگان بی نام و نشان دهه ۶۰

در داخل زندان محلی به نام انبار هست. هر زندانی هنگامی که وارد زندان می شود، در این محل یک کیسه برزنتی دریافت می کند و کلیه وسایلش را داخل کیسه می گذارد. این کیسه ها در این انبار نگهداری می شود تا زمانی که زندانی آزاد شود.

در این محل ۱۵۰۰ کیسه مربوط به زندانیان سیاسی دهه ۶۰ وجود داشته که همگی در همین زندان تبریز اعدام شدند. این کیسه ها را همراه با وسایل داخل آن، نابود کرده و از بین برده اند تا اثری و یادگاری از این زندانیان به جای نماند.

ادامه دارد

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۸, شنبه

در هفته سوم اردیبهشت ۱۴۰۰ در ایران چه گذشت؟


 

کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام، گزارش نقض حقوق بشر در ایران هفته سوم اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ را در فاصله زمانی جمعه دهم تا روز جمعه ۱۷اردیبهشت۱۴۰۰ شامل سرکوب و نقض حقوق بشر از طریق، اعدام، بازداشت‌های خودسرانه، اذیت و آزار زندانیان و صدور احکام حبس از سوی ارگان‌ها و نهادهای امنیتی منتشر کرد.

-شاخص حاکمیت قانون (WJP Rule of Law Index)  شاخصی است که در ۱۲۸ کشور جهان و حوزه قضایی این کشورها به بررسی میزان حاکمیت قانون و شفافیت می‌پردازد.
 سازمان پروژه عدالت جهانی که یک سازمان مدنی بین‌المللی متشکل از دهها وکیل از ملیت‌های مختلف است سنجیده می‌شود. اعلام کرد ایران در میان ۱۲۸ کشور، رتبه بسیار ضعیف ۱۰۹ را دارد که نشان از بی‌قانونی، عدم اجرای قانون و عدم شفافیت حاکمیت است.

-سازمان عفو بین‌الملل، ایران را به «بازی کردن با جان» و «شکنجه و آزار جنسی» محمد نوری‌زاد فیلمساز و زندانی سیاسی متهم کرد و گفت: «مقامات زندان هشت بار یک ماده مجهول به آلت تناسلی این فعال سیاسی تزریق کرده‌اند».

-روز شنبه ۱۱ اردیبهشت (اول ماه مه) همزمان با روز جهانی کارگر، ۳۰ تن از کارگرانی که قصد تجمع در مقابل ساختمان وزارت کار در تهران را داشتند از سوی مأمورین پلیس و امنیتی دستگیر شدند.

-روز ۱۲اردیبهشت،۱۴۰۰ همزمان با روز معلم تعدادی از فعالان کارگری، معلم، حقوق بشری و وکلا و فعالان مدنی با حضور در مقابل ندامتگاه کرج خواهان آزادی اسماعیل عبدی، کارگران زندانی و زندانیان سیاسی شدند.

-بیش از ۱۵۰ مقام سابق سازمان ملل و کارشناسان مشهور حقوق بشر و حقوق بین‌الملل با ارسال نامه‌ای به میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، خواستار تشکیل کمیسیون تحقیق بین‌المللی در مورد کشتار هزاران زندانی عقیدتی- سیاسی در ایران در تابستان ۱۳۶۷ شدند. این نامه سرگشاده همچنین از سوی ۲۴ سازمان غیردولتی بین‌المللی از جمله نهاد عدالت برای قربانیان کشتار ۱۳۶۷) (JVMI)، مرکز بین‌المللی عدالت انتقالی (ICTJ)، سازمان جهانی علیه شکنجه (OMCT) و مرکز حقوق بشر رائول والنبرگ به امضا رسیده است.
در این نامه سرگشاده یادآوری شده است که در ۳ سپتامبر ۲۰۲۰، هفت گزارشگر ویژه سازمان ملل به مقامات ایرانی نوشتند که اعدام‌های غیرقانونی ۱۳۶۷ و ناپدید کردن هزاران زندانی سیاسی می‌تواند «جنایت علیه بشریت» به‌ شمار بیاید.

-جمعی از کاربران توییتر با راه‌اندازی کارزاری توییتری نسبت به اقدامات جدید جمهوری اسلامی برای تخریب خاوران، محل گورهای زندانیان سیاسی کشته شده در اعدام‌های سال۶۷، اعتراض کردند. کاربران توییتر در جریان این توفان با هشتگ #خاوران_حافظه_تاریخی نسبت فشارها و اقدامات جدید دستگاه‌های امنیتی و شهرداری تهران در ساختن قبرهای جدید در خاوران اعتراض کردند.

-کمپین حقوق بشر ایران روز چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت (پنجم مه)‌ گزارش داده است که وحید و حبیب افکاری هشت ماه است در سلول انفرادی بسر می‌برند. آنها برادران نوید افکاری، کشتی‌گیر ۲۷ ساله ایرانی هستند که سال گذشته علیرغم تمامی اعتراضات بین‌المللی توسط جمهوری اسلامی اعدام شد.

۳۷ سازمان حقوق بشری در بیانیه‌ای از جامعه بین‌المللی خواستند تا اقدامی «جدی و فوری» در اعتراض به بازداشت حدود ۱۰۰ شهروند و فعال کرد، انجام دهد. در این بیانیه تاکید شده که آنان در معرض خطر «شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیر‌آمیز برای دادن اعترافات اجباری‌اند». در بین این افراد فعالان کارگری، نویسندگان، دانشجویان، مدافعان محیط زیست و زندانیان سیاسی سابق می باشند که توسط سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات دستگیر شده اند.

اعدام در ایران هفته سوم اردیبهشت:

در هفته سوم اردیبهشت اجرای حکم اعدام ثبت نشده است اما خبر اجرای یک حکم اعدام در ماه فروردین منتشر شد:

قم- روز چهارشنبه ۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۰ برابر با اولین روز ماه رمضان، حکم اعدام یک زندانی به نام محمدقلی قلی زاده در زندان مرکزی قم به اجرا درآمد.

بازداشت در ایران هفته سوم اردیبهشت:

تهران-روز شنبه ۱۱ اردیبهشت‌ماه، عسل محمدی، هیراد پیربداقی و سعید ملایری در جریان تجمع روز جهانی کارگر در مقابل وزارت کار در تهران بازداشت شدند. تعداد بازداشت شدگان بیش از ۳۰ شهروند برآورد شده است.

سراوان- روزشنبه ۱۱ اردیبهشت ماه، سه شهروند اهل شهرستان سراوان توسط مأمورین امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. هویت دو تن از این شهروندان حیات سوری زهی و شمس الدین مزارزهی عنوان شده است. از علت بازداشت این سه تن اطلاعی در دست نیست.

سنندج- در ادامه موج بازداشت شهروندان کُرد در سنندج دو شهروند بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده‌اند. نام این دو جوان بازداشت شده کاوه منبری و  شیرکو منبری فرزند محمد عنوان شده است.

مهرستان-مأمورین امنیتی یک شهروند بلوچ بنام مهران دهانی، اهل روستای هیزآباد را در شهرستان مهرستان بازداشت کردند.

سنندج- روز شنبه ۱۱ اردیبهشت‌ماه، همزمان با روز جهانی کارگر، هوشنگ کریمی، به همراه شیث امانی فعالان کارگری در شهر سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. همچنین، زاگرس عباسی ۲۲ساله و احمد عزیزی ۲۶ساله نیز دراین شهر دستگیر شده و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

سنندج-دو شهروند کُرد اهل توابع شهرستان سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند. بازداشت سریاد منبری و پیام منبری که نسبت پسرعمویی با هم دارند، به صورت جداگانه اما همزمان هنگام رفتن به محل کارشان توسط مأمورین امنیتی صورت گرفته است.

پیرانشهر- یک شهروند دیگر بنام علی بزازی، اهل پیرانشهر در رابطه با قتل یک عضو سپاه پاسداران بازداشت شد.

کامیاران- یک شهروند بنام فاروق قاضی ۲۴ ساله در شهرستان کامیاران توسط مأمورین امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

همدان-  خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران به نقل از مسئول روابط عمومی سپاه همدان از بازداشت ۸ نفر از فعالان «فرقه عرفان حلقه» در این استان خبر داد.

بلوچستان – مأموران اطلاعات سپاه حدفاصل روستای قلعه سرجو، پس از تیراندازی اقدام به بازداشت سه شهروند بنامهای حیات سوری زهی و شمس الدین مزارزهی کردند. از نام و مشخصات نفر سوم اطلاعی در دسترس نیست.

بهبهان – خبرگزاری ایرنا، جانشین فرمانده انتظامی خوزستان از بازداشت یک شهروند در شهرستان بهبهان به دلیل فعالیت درفضای مجازی خبر داد.

گلبهار- به گزارش خبرگزاری تسنیم، دادستان عمومی شهرستان گلبهار از بازداشت ۱۶ زن و مرد در شهر گلمکان واقع در استان خراسان رضوی در یک مهمانی خصوصی خبر داد و گفت که محل برگزاری این مراسم نیز پلمب شده است.

مریوان = چهار شهروند کُرد به نام‌های کژوان فیضی، فواد فیضی، شیرکو سهرابی و آکو چاوگی، اهل مریوان روز ۱۳ اردیبهشت‌۱۴۰۰،  از سوی مأمورین امنیتی بازداشت شدند.

مهاباد-یک شهروند کُرد به نام سیروس مولودی اهل شهرستان مهاباد در شیراز از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی به اتهام «سیاسی» بازداشت شده است.

ارومیه- دو شهروند به نام‌های خالد اسماعیلی اهل نقده و نادر مهری اهل ارومیه پس از اتمام بازجویی از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به زندان مرکزی این شهر منتقل شدند.

هندیجان-روز چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰، شعله آشوری، شهروند بهائی ساکن هندیجان واقع در استان خوزستان توسط مأمورین اطلاعاتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

احضار شهروندان در ایران هفته سوم اردیبهشت:

بهبهان- زینب علی پور شهروند ساکن بهبهان که در جریان اعتراضات تابستان گذشته در این شهرستان توسط مأمورین امنیتی بازداشت شده بود، به دادسرای عمومی و انقلاب احضار شد.

بهبهان– فرزانه انصاری فر، شهروند ساکن بهبهان و خواهر فرزاد انصاری فر، یکی از جانباختگان اعتراضات سراسری آبان ۹۸، به دادسرای عمومی و انقلاب بهبهان احضار شد.

بهبهان – دو تن از بازداشت شدگان اعتراضات سال گذشته بهبهان به نام های علی کاظمی و میلاد رمضانی احضار شدند.

تبریز- جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات بابک کیومرثی و سعید سلطانی فعالان ترک در تاریخ ۳ خردادماه در شعبه ۳ دادگاه انقلاب تبریز برگزار خواهد شد. اتهامات آنان همکاری با گروهای ضدنظام عنوان شده است.

سقز- روز ۱۲اردیبهشت‌۱۴۰۰، عثمان اسماعیلی، فعال کارگری اهل سقز به پلیس امنیت این شهرستان احضار و مورد بازجویی قرار گرفت.

شکنجه و اذیت و آزار و فشار بر زندانیان در ایران هفته سوم اردیبهشت:

تهران- رضا طالشیان جلودارزاده، روزنامه نگار محبوس در زندان تهران بزرگ از صبح روز چهارشنبه ۸ اردیبهشت ماه، در اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته هایش دست به اعتصاب غذا زد.

شیراز– دو نفر از مقامات عالی رتبه به ملاقات وحید افکاری، برادر شهید نوید افکاری در زندان رفته‌ و به او گفته‌اند اگر به آنچه آنها می‌خواهند اعتراف نکند او را به قتل خواهند رساند.

مقام کشوری خطاب به وحید افکاری: هرچی ما میگوییم قبول کن اگرنه اعدام میشوی
مقام کشوری خطاب به وحید افکاری: هرچی ما میگوییم قبول کن اگرنه اعدام میشوی

زاهدان-حمزه بیلرانی شهروند بازداشتی اهل زاهدان با گذشت بیش از ۱۲ ماه از زمان دستگیری کماکان به صورت بلاتکلیف در زندان این شهر محبوس است طی مدت زمان مذکور به خانواده این شهروند اجازه ملاقات و تماس تلفنی داده نشده است.

کرمانچهار شهروند بلوچ از مدت ۱۵ سال قبل همچنان بدون هیچ دلیل و مدرکی و برغم اثبات بی گناهیشان در زندان بم محبوس هستند. اسامی آنان عبارتند از: محمد عمر بخش فرزند محمد کریم، گلدار شه بخش فزند حسن، عبدل شه بخش فرزند فقیر، خدارحم ریگی فرزند عبدالحمید که در سال ۸۵ با یورش ماموران امنیتی کرمان به منازلشان بازداشت شده اند، پس از گذشت ۱۵سال، برغم اثبات بی گناهیشان، همچنان در بلاتکلیفی و فراموشی در زندان بم در حبس بسر می برند.

گزارش تکمیلی چهار شهروند بی گناه بلوچ بعد از ۱۵ سال حبس در بلاتکلیفی و فراموشی ۲

ارومیه –روز چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ قاضی ناظر در زندان مرکزی ارومیه، به زندانیان سیاسی ابراهیم خلیل صدیقی همدانی و فرزندش سالار صدیقی همدانی ابلاغ می کند که باید به بند زندانیان سیاسی بروند، علیرغم اشراف به این موضوع که این دو زندانی حدود ۶ ماه پیش بدلیل اذیت و آزاری که توسط چند زندانی معلوم الحال و اجیر شده بر آنها تحمیل شده بود و برای ممانعت از ایجاد درگیری از این بند به بند مشاوره رفته بودند.

فشار بر دو زندانی سیاسی پدر و پسر ابراهیم خلیل و سالار صدیقی همدانی
فشار بر دو زندانی سیاسی پدر و پسر ابراهیم خلیل و سالار صدیقی همدانی
صدور احکام در ایران هفته سوم اردیبهشت:

کرج – حکم محکومیت رضا زعیمی نوکیش مسیحی توسط دادگاه تجدید نظر استان البرز به ۹ ماه حبس و دو سال ممنوع الخروجی تقلیل یافت. در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب کرج به یک سال و شش ماه حبس و دو سال منع خروج از کشور محکوم شده بود.

مهریز- یک متهم در مهریز به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. دادستان عمومی و انقلاب شهرستان مهریز در استان یزد از صدور حکم قطعی شلاق برای یکی از اعضای شورای این شهرستان خبر داد.

بوکان- سمکو معروفی شهروند اهل بوکان، به یک سال حبس تعزیری و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. اتهام وی تبلیغ علیه نظام عنوان شده است.

تهران – به گزارش سایت جوان آنلاین، سه متهم در تهران از بابت اتهام سرقت در کنار سایر مجازات ها به تحمل ضربات شلاق محکوم شدند.

قتل شهروندان در ایران هفته سوم اردیبهشت:

هورامان- یک کولبر کُرد به نام «رحمت‌الله قادرنژاد» اهل شهرستان مریوان بر اثر شلیک مستقیم پاسداران در ارتفاعات “ته‌ته” هورامان به شدت زخمی شد.

بلوچستان – روز ۱۲ اردیبهشت، ماموران لباس شخصی مواد مخدر سه شهروند بلوچ را بنامهای حمید گمشادزهی، نظیر گمشادزهی و عثمان گمشادزهی در کیلومتر ۳۰ جاده خاش محدوده پیگل با شلیک مستقیم، به قتل رساندند.

ماموران لباس شخصی مواد مخدر سه شهروند بلوچ را با شلیک مستقیم کشتند
ماموران لباس شخصی مواد مخدر سه شهروند بلوچ را با شلیک مستقیم کشتند

نیکشهر- روز سه شنبه ۱۴ اردیبهشت۱۴۰۰، ماموران امنیتی با محاصره یک منزل مسکونی (کپری) در شهرستان نیکشهر، دو شهروند بلوچ را کشته و یک نفر را بازداشت کردند. ماموران امنیتی جسد کشته شدگان را با خود بردند و در نهایت خانه را به آتش کشیدند. اسامی افراد کشته شده بنامهای ملارحیم رئیسی فرزند کریم بخش و جلال فرزند تاج محمد عنوان شده است.

قتل و بازداشت سه شهروند و آتش زدن خانه کپری مادر آنها توسط ماموران سپاه در نیکشهر
قتل و بازداشت سه شهروند و آتش زدن خانه کپری مادر آنها توسط ماموران سپاه در نیکشهر

دالاهو- یک شهروند کُرد به نام صحبت صمدی‌نسب، اهل شهرستان دالاهو از توابع استان کرمانشاه به دلیل شدت جراحات وارده ناشی از اصابت گلوله در بیمارستان طالقانی کرمانشاه جان خود را از دست داد. وی روز ۶ اردیبهشت‌۱۴۰۰ بر اثر شلیک پاسداران زخمی شده بود.

بانه-روز چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت‌۱۴۰۰، یک کولبر کُرد به نام مسعود محمدی، اهل بانه در مرز این شهرستان بر اثر شلیک پاسداران زخمی شد.

کرونا در زندانهای ایران هفته سوم اردیبهشت:

بهبهان – روز ۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، یک پیرمرد زندانی پس از ابتلا به بیماری کرونا جان باخت. این زندانی که با نام عبدالله پلنگ در بین زندانیان شناخته می شد، ساعت ۵ صبح بر اثر تنگی نفس در جلوی چشم زندانیان جان داد. وی بدون رسیدگی در بند رها شده و زندانیان تا روز مرگ از او پرستاری می کردند.
هم اکنون ۲۰ زندانی مبتلا به کرونا در زندان بهبهان در قرنطینه به سر می برند. بدلیل نبود امکانات مربوط به تست کرونا، احتمال ابتلاء دیگر زندانیان به این ویروس کشنده بسیار بالاست.

کرمانشاه – دست‌کم ۷ نفر در یکی از کمپ‌های ترک اعتیاد ستاد مبارزه با مواد مخدر کرمانشاه در اثر ابتلا به ویروس کرونا و کم‌کاری مسئولین این کمپ جانشان را از دست دادند. به گفته یک منبع مطلع، مسئولین کمپ مذکور هیچ گونه توجهی به معتادین نگهداری شده در آن کمپ نمی‌کنند و هنگامی مبتلایان بیماری کرونا را به مراکز درمانی منتقل می‌کنند که خیلی دیر شده است.

گزارش نقض حقوق بشر در ایران هفته دوم اردیبهشت ماه ۱۴۰۰

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution

۱۴۰۰ اردیبهشت ۶, دوشنبه

نظام ولایت فقیه در قعر جدول برابری جنسیتی‌ ـ قسمت دوم



نظام ولایت فقیه در قعر جدول برابری جنسیتی‌، نگاه آماری به وضعیت زنان در ایران – بقلم الف جمشیدی؛ قسمت دوم

از آغاز دوره نخست حسن روحانی تا ماههای اخیر بنا برگزارشات گردآوری شده دستکم، ۷۲ مورد خودسوزی، ۳۰۴۸ خودکشی با ریشه‌های مرتبط با حقوق زنان، ۵۵۳ مورد قتل ناموسی، ۳۳۲۱۰ ازدواج کودک (دختران زیر سن ۱۸ سالگی) و ۴۶۰ مورد حمله اسیدی علیه زنان گزارش شده است.

در این دوره ۸ ساله همچنین ۸۴ فعال حقوق زن به اشکال مختلف از جمله شکنجه و بدرفتاری، دستگیری و زندان خودسرانه، و تبعید به زندان‌های دور از محل اقامت خود، هدف سرکوب نهادهای امنیتی قرار گرفتند.

ایران درقعر جدول برابری جنسیتی

حجاب اجباری:

در میان آشفتگی‌های گسترده اجتماعی در ایران که علت و منشاء اصلی آن را باید در حاکمیتی فاسد و سرکوبگر جستجو نمود، حجاب اجباری یکی از شناخته شده ترین موارد نقض حقوق زنان در ایران است. بنا بر اعلام شورای حقوق بشر هر قانونی در مورد پوشش زنان، نقض آشکار تعهد دولت تحت میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است. با این حال در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه، هم در قانون و هم در عمل، زنانی که مخالفت خود را با قوانین حجاب اجباری نشان دهند، مجازات می شوند. هر چند طبق قوانین حکومت ایران، در صورت عدم رعایت حجاب اجباری برای زنان تا ۵۰۰ هزار ریال جریمه نقدی و یا تا ۲ ماه زندان در نظر گرفته شده است اما در عمل، این شهروندان تحت عناوین پوچ و مسخره‌ای مانند «افساد فی الارض» متهم می شوند، اتهامی که تا ۱۰ سال حبس در پی دارد. در حالی که مجازات حبس در هر زمینه مربوط به پوشش اجباری نقض ماده ۹ قانون مجازات بین المللی حقوق مدنی است.

 حق تحصیل:

 به گفته مدیر عامل جامعه حمایت از حقوق کودکان (sprc)، تقریباً ۱ میلیون کودک در محله های توسعه نیافته یا فقیرنشین در ایران زندگی می کنند که از تحصیل محروم هستند و ۴۹ هزار کودک به دلیل نداشتن شناسنامه یا اشتغال کاذب در مدارس تحصیل نمی کنند. در حالی که این آمار هر ساله نوسان زیادی ندارد، در طی همه گیری ویروس کرونا تقریباً آمار کودکان محروم از تحصیل سه برابر افزایش یافته است. دست کم نیمی از این جمعیت را دختران تشکیل می دهند.

 علاوه بر دختران جامانده از تحصیل به دلایل عمومی مانند فقر، نداشتن شناسنامه و یا اشتغال کاذب، دسته ای از دختران از تحصیل تعمدا محروم شده اند.

 حقوق فرهنگی:

 برخلاف ماده ۱۵ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، آواز خواندن زنان ایرانی در مجامع عمومی ممنوع است. همچنین علیرغم غیرقانونی نبودن ورود زنان به استادیوم های ورزشی، طی سال های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۹ دستکم تلاش ۱۴۷ زن ایرانی برای ورود به استادیوم های ورزشی برای تماشای مسابقات بی نتیجه مانده و همینطور ۴ ورزشکار زن به دلیل قوانین ازدواج و نابرابری حقوق زنان از سفرهای ورزشی به خارج کشور منع شده اند.

 همچنین مغایر با این میثاق نامه، زنان ایرانی تقریبا در تمامی جنبه های زندگی خانوادگی از جمله ازدواج، طلاق، حضانت و سرپرستی فرزند با تبعیض نهادینه شده روبرو هستند. از سوی دیگر زنان متاهل بدون اجازه همسر امکان دریافت گذرنامه ندارند. به علاوه زنان ایرانی متاهل در تعیین محل زندگی خود نیز حقی ندارند. بنا بر قوانین پس مانده مربوط به حاکمیت ولایت فقیه در ایران، شوهر حق دارد، در صورتی که شغل همسر خود را مغایر با ارزش های خانوادگی تشخیص دهد، از ادامه فعالیت او جلوگیری کند.

شورای حقوق بشر سازمان ملل پیشتر نابرابری در ازدواج را برخلاف ماده ۲۳.۴ میثاق بین‌المللی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عنوان کرده بود.

فعالان حقوق زنان

 هر چند نقض حقوق زنان و ریشه‌های آن در ایران بسیار گسترده تر از قوای مجریه است،

در دوره هشت ساله دولت روحانی، طی بازه زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۹، مجموعا ۸۴ فعال در حوزه زنان از جمله ۸ مرد بازداشت شدند. همچنین طی تاریخ ذکر شده، ۲۲ تن مجموعا به ۱۶۲۷ ماه حبس و هشت میلیون و هشتصد هزار تومان جریمه نقدی و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شدند.

 از اتهامات عنوان شده در احکام صادره توسط مراجع قضایی، از جمله میتوان به اتهاماتی همچون «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» ، « تبلیغ علیه نظام» ، «بی حجابی» ، «توهین به مقدسات» ، «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات اعتراضی» و …  اشاره نمود.

زندان و تبعید زنان

علیرغم همه ادعاهای عناصر ریز و درشت این نظام در کرامت و ارزش گذاری زنان، اما از آغاز این حاکمیت، زنان به اشکال مختلف مورد توهین، تحقیر، زندان و شکنجه و اعدام قرار گرفته اند.

زن ایرانی که در پی احقاق حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود هست و برای برابری و رفع هرگونه ستم و تبعیض دست به اعتراض و مبارزه با نظام حاکم می زند، پاسخی جز زندان و شکنجه و اعدام دریافت نمی کند.

وقتی به تاریخ ۴۰ سال گذشته ایران نظر می افکنیم، با تاریخچه ای بسیار درخشان از فعالیت و حضور زن ایرانی روبرو می شویم که شگفتی آور است. در حاکمیتی که همه شرایط علیه «زن» نهادینه شده، اما جریانی از زنان هستند که دست از مبارزه برنمی دارند.

این زنان بدنبال شرایطی نو، برابر و بدون تبعیض برای مشارکت در اداره کشور هستند که از آنها ربوده شده است.

زنانی همچون گلرخ ابراهیمی ایرایی، آتنا دائمی، زینب جلالیان، مریم اکبری، یاسمن آریانی و صبا کردافشاری، و یا زنان جوان و دانشجو مثل فروغ تقی پور و یا پرستو معینی که اینک در پشت میله های زندان محبوسند، کسانی هستند که ستم و تبعیض را تحمل نکردند و علیه شرایط نابرابر کنونی صدای خود را بلند کردند.

اینک همین زنان زندانی هستند که با تبعید به شهرهای دور دست، مورد شکنجه قرار می گیرند.

گلرخ ابراهیمی ایرایی به زندان آمل، مریم اکبری به زندان سمنان، آتنا دائمی به زندان لاکان رشت و زینب جلالیان به زندان یزد از جمله زنان زندانی سیاسی هستند که از اولیه ترین حقوق خود محروم مانده اند.

حاکمیت عقب مانده ولایت فقیه همواره کوشیده است با وضع قوانین زن‌ستیزانه، زندان و تبعید، نیرو و توانایی زنان را به زنجیر بکشد و از بروز و ظهور این نیروی فوق العاده در سطح جامعه و بدست گرفتن مدیریت و اداره کشور، ممانعت بعمل آورد.

اما پیشرفت جوامع بشری، دیگر اجازه چنین اقداماتی را علیه زن ایرانی هم نمی دهد. پس از حضور فعال زنان در اعتراضهای سراسری سالهای ۸۸، ۹۶ و ۹۸ دیگر نمیتوان این نیروی پیشرو را در پس میله های زندان به قفل و زنجیر کشید و تبعید هم دیگر کارساز نخواهد بود.

«پایان»

روزی سیاه برای حقوق زنان و حقوق بشر ـ قسمت اول

به کانال نه به زندان نه به اعدام در تلگرام بپیوندید
https://t.me/NoToPrisonNoToExecution