۱۳۹۵ تیر ۱۰, پنجشنبه

اعلام اعتصاب غذای جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر در حمایت از جعفر عظیم زاده

#ایران - اعلام اعتصاب غذای جمعی از زندانیان زندان رجایی شهر در حمایت از جعفر عظیم زاده 



بعد از شصت روز اعتصاب غذای آقای جعفر عظیم زاده و عدم رسیدگی و پیگیری خواسته ها٫ما زندانیان سیاسی گوهردشت کرج نسبت به سلامتی ایشان و وضعیت وخیمی که در آن قرار دارد نگران بوده و هشدار می دهیم.
طبعا اعتصاب غذا تنها راهی است که برای زندانیان باقیمانده و به همین خاطر ضمن تحسین روحیه مقاوم آقای عظیم زاده و از کلیه خواسته ها و مطالبات به حق ایشان حمایت می کنیم و ما هم در حمایت ار خواسته های ایشان و همه اعتصاب کنندگان داخل و خارج از زندان روز جمعه را در اعتصاب به آنها می پیوندیم.

۱. خالد حردانی 
۲. صالح کهندل 
3. سعید ماسوری
4.شاهین ذوقی تبار
5. رضا اکبری منفرد
6. یاسر حمیدی
7. مهدی عظیمی 
8. پیروز منصوری
9. حسن صادقی
10. رسول حردانی 
11.مسعود عرب چوبدار 

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

متن کامل فراخوان فوری عفو بین الملل برای نجات جان فعال کارگری جعفر عظیم زاده

#ایران - متن کامل فراخوان فوری عفو بین الملل برای نجات جان فعال کارگری جعفر عظیم زاده




روز گذشته 9 تیر1395 سازمان عفو بین الملل فراخوان فوری برای نجات جان فعال کارگری و زندانی سیاسی جعفر عظیم زاده داد. متنی که مشاهده میکنید متن کامل این فراخوان است که در آن خواهان اقدام فوری برای نجات جان این زندانی در شصت و دومین روز اعتصاب غذا شده است.

اقدام سريع(اورژانس) 
عفو بين الملل
29ژوئن2016-9تير95

زنداني فعال كارگري سلامتي و زندگيش در معرض خطر است 
جعفر عظيم زاده فعال اتحاديه كارگري، ر‌ئيس اتحاديه آزاد كارگران ايران، در روز 27ژوئن به دنبال دو ماه طولاني در اعتصاب غذا، هوشياري خودش را از دست داد .او از زمان 18ژوئن با توجه به وخامت وضعيت سلامتی اش در بیمارستان بستری شده است، اما او در معرض خطر اين است كه  به زندان اوين تهران باز گردانده شود، جائيكه زندگي او ممكن است در معرض خطر قرار بگيرد. او يك زنداني عقيدتي است.
فعال اتحاديه كارگري و زنداني عقيدتي جعفر عظيم زاده، يك جوشكار و رئيس اتحاديه آزاد كارگران ايران، هوشياري خودش را چند بار از زمانيكه در 18ژوئن از زندان اوين به بيمارستان سينا در تهران منتقل شد ، از دست داده است، جائيكه كه او شش سال دوره زندانش را در ارتباط با فعالیت های صلح آمیز اتحادیه گذراند . سلامتي او بعد از شروع یک اعتصاب غذای نامحدود  كه از تاریخ 29 آوریل آغاز كرد،  وخيم شد. او در 1 می قبل از روز جهانی کارگر در اعتراض به دستگیری و محکومیت خود و دیگر اعضای اتحادیه های کارگری و معلمان با اتهامات ساختگی مربوط به امنیت ملی; سرکوب مجامع و اعتصابات مسالمت آمیز اعضاي اتحادیه کارگری؛ ممنوعیت سازماندهی مستقل برای روز جهانی کارگر و روز جهاني معلمين; و وجود مستمر دستمزدي که زیر خط فقر قرار دارد، شروع به اعتصاب غذا كرد. جعفر عظيم زاده خوردن غذا و دارو را در بيمارستان قبول نميكند و رد ميكند . اما به  پزشکان اجازه وصل مایعات داخل وریدی را داده است. علاوه بر از دست دادن هوشياري، او دچار طپش قلب، خونریزی روده و کلیه، مشکلات مثانه و ادراری; همچنين دچار بی حسی در سمت چپ بدن خود شده است. دادستان کل تهران درخواست خانواده اورا برای کمک رد کرده است، ودر ضمن گفته است كه او هيچ اقدامي نخواهد كرد، حتي اگرجعفرعظيم زاده بخواهد بميرد. اين پاسخ با وجود نامه ای از سازمان پزشکی قانونی ایران (ارگان قانونی دولت)  است كه اعلام کرده جعفر عظیم زاده باید براي مرخصی پزشکی آزاد شود.
جعفرعظيم زاده براي اولين بار در تاريخ 30آوريل 2014 دستگير شده بود. مقامات امنيتي او را ، در بند 209 زندان اوين، قبل از اينكه او با وثيقه آزاد شود به مدت 46روز و بدون دسترسي به وكيل يا خانواده اش نگهداشتند. 
او در ماه مارس سال 2015 پس از محاكمه ناعادلانه در دادگاه انقلاب در تهران به شش سال زندان محكوم شده بود كه او را به اتهام تبليغ عليه نظام و تجمع وتباني براي ارتكاب جرم عليه امنيت ملي  محكوم كردند. او همچنين ممنوعيت دو ساله در عضويت در احزاب سياسي و اجتماعي، گروه ويا تعاوني و كار در فضاي مجازي ، رسانه ها و مطبوعات  دريافت كرد .
او سپري كردن  دوران محكوميت خود را از تاريخ 8نوامبر 2015 شروع كرد.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


ضرب و شتم و زنجیر کردن زندانی سیاسی #علیرضا_گلیپور برای گرفتن ندامتنامه و پس گرفتن افشاگریها


بیانیه عفو بین الملل برای نجات جان جعفر عظیم زاده

‫#‏ایران‬ - بیانیه عفو بین الملل برای نجات جان جعفر عظیم زاده






روز 9 تیر 95 برابر با 29 ژوئن 2016 ٫در شصت و دومین روز از اعتصاب غذا برای نجات جان جعفر عظیم زاده زندانی سیاسی درخواست اقدام فوری کرد.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

مسعود عرب چوبدار:حکومتی که بهشتش بوی جهنم میدهد، در جهنمش چی میگذرد؟

#ایران -"مردم عزیز؛ به هتل زندان رجایی شهر خوش آمدید"



زندانی سیاسی مسعود عرب چوبدار با اشاره به مصاحبه اصغر جهانگیر رییس سازمان زندانهای کشور ٫آن را طنزهای سیاسی احمدی نژاد خواند.
متن نامه وی به شرح زیر است:

امروز در شبکه های خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی مصاحبه ای از اصغر جهانگیر ریاست سازمان زندان های کل کشور پخش شد که در ابتدا باید از ایشان صمیمانه تشکر کرد که با این مصاحبه و توضیحاتشان در مورد وضعیت زندانها و زندانیان کشور موجبات شادی زندانیان را فراهم آوردند و تا ساعتها موجی از شادی در میان زندانیان راه افتاده بود و خنده بر لبان تمام محبوسین زندانهای ایران نقش بست.
سبک پاسخگویی ایشان به سوالات مطرح شده ما را به یاد طنزهای سیاسی احمدی نژاد انداخت و به نظر بنده خنداندن میلیون ها نفر کاری است بس دشوار که فقط مسئولین حکومت جمهوری اسلامی از پس ان برمی ایند.
با توضیحات ایشان در مورد زندان های کشور؛
یا واقعا ما در زندان نیستیم و یا ایشان هم همانند تمام مسئولین حکومت دروغگویی بزرگ هستند.
با شنیدن این توضیحات از زندان بدون شک با توجه به وضعیت نابه سامان اقتصادی کشور مردم هجوم خواهند اورد به سوی زندان ها تا از بهترین محیط، غذا، امکانات رفاهی، خدمات و رسیدگی های پزشکی به بیماران، اعطای وام به زندانیان و ... بهره مند شوند.
"مردم عزیز؛ به هتل زندان رجایی شهر خوش آمدید"

اصغر جهانگیر: جیره و سهمیه چندین تن گوشت در زندان ها و رضایت زندانیان از کیفیت غذای زندانیان
کاملا صحیح است و بحث در این مورد با ایشان عبث و بیهوده است وقتی طرف مقابل شما فرق بین کنجاله دامی را از گوشت تشخیص نمیدهد و حتما هم کر بو تشریف دارند و بوی تعفن غذای زندان را نمیفهمند.

اصغر جهانگیری: امکان اصلاح و تربیت زندانیان 
این هم کاملا صحیح است به لطف ایشان خط تولید انواع چاقو، قمه، تایزی هایی از نوع بلند و گردنی دست ساز سالهاست در این زندان به راه افتاده و زندانیان در بخش های مختلف این واحد تولیدی مشغول به کار هستند و در حال اصلاح و تربیت.
در راستای اصلاح و تربیت زندانیان ریاست زندان دست به اقدام جالبی زد و ان هم صدور دستور ممنوعیت ورود کتاب به زندان و تعطیلی کتابخانه زندان بود و در عوض میان زندانیان بسته های حمایتی به رنگ های قهوه ای و سفید توزیع کردند که به مسئله مهم اصلاح و تربیت مشغول شوند که این بسته های حمایتی همراه با یک دفترچه راهنمای استفاده و یک فویل و سنجاق قفلی توزیع شده که با این طرح هم زندانی اصلاح میشود و هم خانواده او از دلواپسی بیرون می ایند و خب درامدزایی هم برای زندان دارد ولی مهم اصلاح و تربیت زندانی است.

اصغر جهانگیر: سازمان زندانها یک سازمان مظلوم است؛ پرسنل زندان مظلوم و محرومند این قشر باید بیشتر مورد حمایت قرار گیرند.
باز هم حق با ایشان است چرا که در بازداشتگاه های سپاه و وزارت اطلاعات به روزترین تجهیزات شکنجه و ابزارهای مناسب برای شکنجه فیزیکی وجود دارد اولی سازمان زندانها هنوز از ابزار و روش های سنتی برای شکنجه استفاده میکند و مظلومانه برای دوئل های نابرابر خود با زندانی به ناچار از یک لشگر مزدور ان هم فقط باید از باتوم های چوبی، لوله اب، کابل برق و شوکرهای قدیمی استفاده کنند. ایا این خود تبعیض نیست؟! 
چرا قوه قضاییه این سازمان و پرسنل ان را محروم و مظلوم نگاه داشتند لازم است که به این قشر زحمت کش و خادمین حکومت توجه بیشتری کنند.

اصغر جهانگیر: سازمان زندان ها بسیار مفتخر است و در دنیا به عنوان الگو شناخته میشود.
بله کاملا صحیح است فقط با ذکر این نکته که منظور ایشان از دنیا، دنیای کوچک حکومت جمهوری اسلامی است ( سوریه، عراق، لبنان، یمن؛ معنی کل دنیای حکومت ایران!)

اصغرجهانگیر: زندانهای ایران از شاخص های بالای حقوق بشری برخوردار است.
بله ماهم تایید میکنیم فقط ایشان یک کلمه را سهوا فراموش کردند بگویند که زندان های ایران از شاخص های بالای نقض حقوق بشر برخوردار است.

اصغر جهانگیر: در مورد تعداد زندانیان و امار بالای تعداد زندانیان صحبت کردند.
بنده مخالف هستم و در حال حاضر زندانها خالی از جمعیت است و اخبار منتشر شده توسط رسانه های بیگانه که در مورد تعداد زندانیان و کمبود فضا و حتی جای خواب برای زندانیان توضیح داده اند کذب محض است و این دشمنان انقلاب با عکس و فیلم و گزارش های جعلی و ساختگی قصد تشویش اذهان عمومی را دارند و به دروغ میگویند زندانیان بر کف زمین و راه روها، دستشویی ها و پاگردهای بند میخوابند و هر زندانی بدون تخت (کف خواب) فقط 2وجب و 4انگشت فضا برای خواب به او میدهند.
مردم باید هوشیار باشند و فریب این عوامل بیگانه را نخورند! 
بفرمایید اقای جهانگیر؛ بالای منبر رفتن فریب کاری و دروغ گویی که کاری ندارد "کمی به انسانیت هم فکر بکنید بد نیست"

(مسعود عرب چوبدار ساکن کره مریخ نیست، ادرس و نشانی بنده را به خاطر بسپارید، کرج_گوهردشت_زندان گوهردشت، بند4 سالن12)

هرکدام از مسئولین قوه قضاییه اگر خدایی نکرده در پی حقیقت بودند و در مورد وضعیت زندانها دوست داشتند با خبر شوند به ادرس و نشانی بالا تشریف بیاورند تا بنده با ارائه مستندات و عینا از فجایع در حال وقوع در زندانهای حکومت پرده بردارم.

گورستان زندان، فراموشگاه رجایی شهر
مسعود عرب چوبدار

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


شهرام پورمنصوری را آزاد کنید


۲۳روز اعتصاب غذای شهرام پور منصوری

#ایران - ۲۳روز اعتصاب غذای شهرام پور منصوری 


چرا سکوت هموطن؟ 
بیش از 12کیلو از وزن او کم شده است، پوست و استخوان ای متحرک، جوانی مصلوب بین دیوار های تاریک تاریخ بشر و احکام ظالمانه حکومتی که شکنجه، اعدام و زندان را بنام احکام الهی و برای خشنودی خدا انجام می دهد! 
قاموس واژگان قانون، شریعت، دین و مذهب همه در خدمت شکنجه، اعدام و ستمگری و مرگ انسانیت. 
مرگ اکبر محمدی، امیر ساران، علیرضا کرمی خیر آبادی، منصور راد پور، محسن دکمچی، مهدی زالیه.... کافی نبوده است، 
و سکوت و سکوت، سکوتی به بلندای سیاهی شب های زندان، سکوت مجامع بین‌المللی در برابر این همه ظلم و بی دادگری و شکنجه، چرا؟ 
گویی فرجام تراژدی و غم انگیز اعدام شقایق وطن همچنان تا بامداد صبح سرزمینم ادامه خواهد داشت. 
ما همه محکوم هستیم!؟ 

پاورقی خاطرات خالد حردانی

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

گزارش تکمیلی تجمع و حمایت از جعفرعظیم زاده مقابل دفتر ریاست جمهوری

#ایران - گزارش تکمیلی تجمع و حمایت از جعفرعظیم زاده مقابل دفتر ریاست جمهوری








پس از گذشت 62 روز از اعتصاب غذای جعفرعظیم زاده ، علیرغم موج حمایت های گسترده کارگران و معلمان وسایر جنبش های اجتماعی در داخل و همبستگی و حمایت های کم نظیر جهانی، و دراعتراض به عدم  پاسخ واقدام عملی موثرقوه قضاییه  به مطالبه ی این کارگر زندانی درجهت خاتمه دادن به طولانی ترین اعتصاب غذایی که هر لحظه به فاجعه نزدیکتر میشود، اتحادیه آزادکارگران ایران بهمراه تعدادی از معلمان و کارگران و شخصیت ها وفعالین اجتماعی،  امروزچهارشنبه 9/4/95 از ساعت 10 صبح حرکت متحدانه ای را در مقابل دفتر ریاست جمهوری در خیابان پاستورآغازکردند.
شرکت کنندگان حدود یکساعت ونیم با شعار های پرشور، خواستهای خودرا درمقابل دفتر ریاست جمهوری فریاد زدند. نیروهای پلیس ولباس شخصی بطور گسترده ای گرداگرد تجمع کنندگان حضور داشته وتعدادی ازآنان بطور مستمر مشغول عکس و فیلمبرداری بودند که پس از اینمدت با ایستادگی و پافشاری تجمع کنندگان برخواسته های خود ، فرمانده نیروی انتظامی به جمع حاضرگفت که صدایتان شنیده و منعکس شد و در جهت پاسخگویی اقدام میشود واز افراد حاضر خواست که محل را ترک کنند.
شرکت کنندگان با اعتراض گفتند که با توجه به شرایط بحرانی و خطرناک جعفرعظیم زاده، تا بدست آوردن نتیجه عینی و حصول اطمینان از اقدامی موثر، محل را ترک نمیکنیم و همگی به روی زمین نشستند. نیروی پلیس و یگان ویژه که با این مقاومت جمعی روبرو شدند با مشورت مقامات ، درخواست تعیین نمایندگان برای گفتگو با مسئولین دفتر ریاست جمهوری را کردند.
در نتیجه یکی از اعضای هئیت مدیره اتحادیه آزادکارگران ایران همراه با دبیرکانون صنفی معلمان و همچنین همسر و خواهر جعفرعظیم زاده ازطرف خانواده ، به دفتر مراجعه وبا توصیف شرح حال و اولویت خواسته های جعفر و شرایط بحرانی اش،خواستار اقدام فوری در جهت آزادی موقت واعاده دادرسی پرونده وی شدند.
همانجا گزارشی از طرف این دفتر با توجه به اظهارات نمایندگان جمع ، تهیه و با قید فوریت موضوع به ریاست جمهوری ارسال شد. وبا توجه به وخامت حال جعفر عظیم زاده قول پیگیری سریع و فوری داده شد.
پس از ارائه گزارش نمایندگان به شرکت کنندگان درتجمع ، همگی در ساعت 13:30 دقیقه به تجمع خودپایان داده و جهت دیدار و تجدید حمایت از خواسته وآزادی جعقر عظیم زاده به بیمارستان سینا، به ملاقات ایشان رفتند. 
برخی از شعارهای داده شده در تجمع امروز عبارت است از :
-جای کارگر،جای معلم، زندان نیست - مزد کارگر ، شلاق نیست  -معلم معترض ، کارگر معترض، امنیتی نمیشه – هر یک ساعت یک فاجعه ، جعفر باید آزاد بشه – کارگر زندانی ، معلم زندانی ، آزاد باید گردد – 62 روز گذشته ، جعفر آزاد نگشته – غارتگران آزادند، کارگران دربندند 

اتحادیه آزاد کارگران ایران
9 تیر 95

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

ادامه حمایت از اعتصاب غذای بیش از ۹۵۰ تن از معلمین و کارگران کشور در حمایت از جعفر عظیم زاده

#ایران - ادامه حمایت از اعتصاب غذای بیش از ۹۵۰ تن از معلمین و کارگران کشور در حمایت از جعفر عظیم زاده 


صفحه  ششم
چو عضوی به درد آورد روزگار 
دگر عضوهارا نماند قرار 


کارگران و معلمان ایران !
برای اعلام حمایت از  جعفر عظیم زاده  که 60 روز است لب بر غذا فروبسته !
نام خود را در لیست درج  نمایید . 

تشکل های کارگری، فعالین و رهبران کارگری و معلمان و... در سطح جهانی و بین الملل از  عظیم زاده اعلام حمایت کرده اند، آیا  سکوت ما جایز است ؟؟ 
 عظیم زاده  جوانمردی است که  بخاطر فعالیت صنفی و دفاع از حقوق مظلومترین قشر این سرزمین  در رنج است و از جان خویش  گذشته است . 
جعفر عظیم زاده رییس اتحادیه کارگران آزاد ایران و  اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران  در دفاع از فعالیت های قانونی و حذف اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و اجتماعی از دهم اردیبهشت دست به اعتصاب غذا زدند و جان خویش به خطر انداختند. 
  جعفر عظیم زاده  امروز  هفتم تیرماه  شصتمین روز اعتصاب غذا را با حالی وخیم در بیمارستان به سر میبرد و حاضر به شکستن اعتصابش نیست! 
هم اکنون ما معلمان و کارگران ایرانی  در حمایت از ایشان به مدت 2 شبانه روز  از سحرگاه پنجشنبه ۹۵/۴/۱۰  تا سحرگاه شنبه ۹۵/۴/۱۲ اعتصاب غذا  میکنیم


851  صالح موسوی
852  صدیق روشن
853  صغری طماسبی
854  صمد توانا
855  صهیب نادری
856  طاهرخرسند
857  طیبه هدایت
858  عابدین شاه ابراهیمی
859  عابرین کریمی
860  عارف شیدای
861  عباس ایلخانی
862  عصمت حاجیان
863  عصمت مدبر
864  عطا ا... حبیبی
865  علی خرسند
866  علی محمد نوروزی
867  عماد کریمی
868  عیسی رستمی
869  فاطمه دشتی
870  فاطمه سمیع زاده
871  فرانک خالدی
872  فرخ امامت
873  فرزانه زهری 
874  فرهاد شفیع زاده
875  فرهنگ بقایی
876  فریدون رمضان پور
877  فهیمه شریعتی
878  قاسم یحیایی
879  کمیل بوداغی
880  کورش محمدی
881  کورش یادگار 
882  کیوان احمدی
883  کیومرث مظفری
884  کیومرث مولانایی
885  گوهر خیری
886  گیتی هدایت
887  لاله روشندل
888  لطیفه شکیبا
889  لقمان خسروزاده
890  لیلا کریم پور
891  ماهان بنی بشر
892  مبشر نادری
893  مبین شریفی نیا
894  محبوبه سواری
895  محبوبه غروی
896  محسن سخنگو
897  محمد حسن افتخاری
898  محمد سلیم ابراهیمی
899  محمد صالح
900  محمدپورعلی
901  محمدرضا الله وردی
902  محمدوریا سجادی
903  محمود دنیایی
904  مراد سلطانی
905  مراد سلیمی
906  مروارید رخشانی
907  مریم ایزدیان
908  مریم کوثری
909  مسلم کبوتراهنگ
910  مظاهر موسوی
911  معصومه ترکاشوند
912  معصومه دهقان
913  معصومه سفید بنی
914  معصومه عطری
915  منبر بختیاری
916  منصور فیروز کوهی(سیستان)
917  منصور کریمی 
918  موسی اسکندری
919  موسی محمدی
920  مه لقا اسوه
921  مهدی کریمی
922  مهران منبری
923  مهرانه یاوری
924  مهنازجاودانی
925  مهین دوخت شکاری
926  میرزانیا
927  میکائیل صدیقی
928  میلاد بنفشی
929  مینا شریعتی
930  مینو ابراهیمی
931  نادعلی قزوینه
932  نسترن اسدی
933  نسترن خرمالی
934  نسرین امینی
935  نسرین شداد
936  نشمین فریدی
937  نصرت یزدانی
938  نواب مویدی 
939  نهیه کریمی
940  نیژه فرهادی
941  هادی پهلوانی
942  هداد روشن
943  هستی فروغی
944  یاور خوشنام
945  یوسف صفایی
946 معصومه عسگرزاده 
947 فریبا جباری
948 طوبی شعبانی
949 مهدی حسن زاده
950 هژار عبادی
951 فرج رسولی
952 زبیر غفاری
953 ابوبکر رضایی
954 معین نعمتی
955 الدوز هاشمی
956 محمدرضا واشقانی فراهانی
957 سید اصغر ناقدی
958 رضا اقدسی
959 مهرداد امین وزیری

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

هشدار - پروژه حذف فیزیکی #علیرضا_گلیپور

#ایران - ضرب و شتم و زنجیر کردن وی برای گرفتن ندامت و پس گرفتن افشاگریها



زندانی سیاسی علیرضا گلیپور در شرایط سختی قرار دارد و روزانه مورد ضرب و شتم و بازجویی قرار میگیرد.
سه روز پيش دروضعیت اعتصاب غذا و در حال خونريزي شديد داخلي ومشكلات ناشى از سرطان و ناراحتي قلبي،ماموران اطلاعات اورا به بهانه اعزام به بيمارستان سوار ماشين كرده و درحاليكه بازنجير اورا بسته بوده شروع به فحاشى و زدن ضرباتي به سر و سينه او كرده و ميگويند چون اطلاع رساني كرده ای نميتوانيم به بيمارستان اعزامت كنيم و او را به زندان بر ميگردانند .
همچنین امروز 10تیر و روز گذشته سربازجوی اداره اطلاعات فردی بنام مظفر تهرانی فشار و شکنجه وی را آغاز کرده اند.
این پروژه که توسط اداره اطلاعات انجام میشود به قصد و نیت از این فشارها شکستن وی٫اظهارندامت و پس گرفتن افشاگریهایی است که بطور خاص در رابطه با مجتبی خامنه پسر خامنه و سرهنگ محرابی ٫علوی وزیر اطلاعات و ... و در نهایت حذف فیزیکی و مرگ خاموش وی انجام میشود.
زندانی سیاسی علیرضا گلیپور مبتلا به بیماری سرطان ریه و ناراحتی قلبی عضو انجمن نخبگان ایران وکارمند سابق وزارت ارتباطات بوده است .
وی که در کشور آلمان دوره های پیشرفته مخابرات را گذرانده و یکی از متخصصین در این امر بشمار میرود. وی در سال 91 در وسط ماموران اطلاعات به اتهام انتشار مفاسد اقتصادی و اهداف نظامی حکومت ایران در پروژه هسته ای دستگیر شد و پس از حدود ۴ سال بلاتکلیفی تحت فشارهای مختلف سرانجام توسط قاضی صلواتی محاکمه و به 39 سال و نه ماه و 174 ضربه شلاق محکوم شد. 

نه به زندان - نه به اعدام از تمامی هموطنان و مجامع حقوق بشری خواهان اقدام فوری برای نجات جان این زندانی سیاسی می باشد.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

آخرین وضعیت جعفر عظیم زاده در شصت و سومین روز اعتصاب غذا

#ایران - آخرین وضعیت جعفر عظیم زاده در شصت و سومین روز اعتصاب غذا



امروز پنجشنبه 10 تیر95 در شصت و سومین روز اعتصاب غذا ٫فشار خون جعفر عظیم زاده ۵/۷ بوده و قند خون وی ۵۲ می باشد. دارای درد معده و سردرد شدید است. قدرت تکلم وی بسیار ضعیف شده و دیگر قادر به نوشیدن آب نیست. معده وی دیگر آب قبول نمیکند و دکترها در این زمینه کاری نمیتوانند انجام دهند.
جان این زندانی سیاسی و فعال کارگری در خطر بوده و وضعیت وی بسیار بحرانی است. 
لازم به ذکر است که شب گذشته سازمان عفو بین الملل در رابطه با وضعیت این زندانی سیاسی ابراز نگرانی کرده و خواهان اقدام فوری در این زمینه شده بود.


در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


شصت و سومین روز اعتصاب غذای #جعفر_عظیم زاده - قوه قضاییه مسئول مستقیم جان اوست


۱۳۹۵ تیر ۹, چهارشنبه

نامه زندانی سیاسی #علیرضا_گلیپور به مردم ایران

#ایران -نامه زندانی سیاسی #علیرضا_گلیپور به مردم ایران



زندانی سیاسی علیرضا گلیپور در نامه ای خطاب به مردم ایران ضمن اشاره مختصری به فشارهایی که متحمل میشود می نویسد:
میگویند بیایید و بگویید که همه اطلاعاتی که داشته اید و گفتید دروغ است و به قول خودشان کمک هم بکنم و سوالی که برای خودم پیش میآید و از شما هم میپرسم٫ اگر میخواستم در سکوت مرگبار دیدن ظلم باشم (چرا) در سن 26 سالگی با موقعیت اجتماعی خوب ، کار وزندگی مناسب ٫خودم را وارد مقوله ای میکردم  که میدانستم آخرش ستم و ظلم به دست این ظالمان است؟

متن نامه این زندانی سیاسی که در زندان اوین در ۴ سال گذشته به سرطان ریه مبتلا شده و بطور مستمر تحت بازجویی و ضرب و شتم جهت انکار افشاگریهایش میباشد٫به شرح زیر است:

درود بی کران به مردم عزیز ایران ؛

در روزهای گذشته و بهتر بگویم سالهای گذشته که در بازداشت به سر میبرم فشار های گوناگونی را متحمل شده ام ولی چه بگویم که دردیست مشترک با دیگر زندانیان امنیتیست و جای شکایت ندارم  و برای حداقل من افتخار داشت  که به جای اینکه در بند خاص و شرایط خاص به خاطر نسبتهای خانوادگی با مسئولان بی کفایت این کشور قرار بگیرم ٫ در سختی و رنج بابت جسارت بیان حقایق و واقعیت جامعه بودم  و البته  به جز سیستم امنیتی نا رفاقتهایی در زندان از همین خواص دیدم  که این امر هم باعث افتخار بود که با این افراد که به جای مبارزه  برای دیده شدن در زندان بودند همراه و هم اسم نبودم .

 پرونده سازیهای گوناگونی توسط افراد مسئول که در پرونده اسمشان ویا بهتر بگویم  اسما ننگشان بود برایم صورت گرفت که با لطف خداوند و البته تلاشهای زیاد وکیل پرونده همه آنها نقش بر آب شد و در آخر فقط حربه فشار روانی و خانوادگی و ضرب و شتم  بود که آنهم با اینکه دردش قابل توصیف نیست ولی برای رسیدن به هدف که فروپاشی این نظام جعلی باشد دردش شیرین میشود .
 از نفرستادن به مراکز درمانی هم که برایتان زیاد گفته و نوشته شده که البته در این مورد زندانیان مظلوم دیگری نیز هستند .
حال کار به جایی رسیده که میگویند بیایید و بگویید که همه اطلاعاتی که داشته اید و گفتید دروغ است و به قول خودشان کمک هم بکنم و سوالی که برای خودم پیش میآید و از شما هم میپرسم. اگر میخواستم در سکوت مرگبار دیدن ظلم باشم  در سن 26 سالگی با موقعیت اجتماعی خوب ، کار وزندگی مناسب خودم را وارد مقوله ای میکردم  که میدانستم آخرش ستم و ظلم به دست این ظالمان است . 
سوالی که من از دیکتاتوران ایران دارم  شما چطور نمیخواهید واقعیات را ببینید و از زندگی کبک گونه خود رها شوید ؟اسم خواص و آقا زادگان همچون مجتبی خامنه ای ، علوی ، محرابی , بروجردی،ساغری ، حمیدی راد و مومنی و خیلیهای دیگر که میآید چرا باید طرف مجبور به عذر خواهی و یا تکذیب کنید ؟ در حالیکه بابت نشر اطلاعات محرمانه بابت همین آقایان به بیش از 39 سال حبس محکومش کرده اید. چرا از حزب حامیان ولایت که منصوب به خامنه ایست نباید کسی صحبت کند و فساد مالی جاری ازآن را بگوید ؟چرا از موسسات خیریه مانند دستان مهربان نباید کسی صحبت بکند چون در پشت آن خواص نشسته اند  ؟ 
چرا نباید بگوییم  که ایران بدنبال سلاح اتمی بوده در حالیکه خود رییس دولت زمان سازندگی به تازگی اقرار به این موضوع داشته ؟ و در آخر چرا باید به جای رسیدگی به این منجلاب که مردم و کشور د رآن گیر کرده اند ، پا روی گلوی افرادی بگذارند که واقعیات را بیان میکنند ؟ 
مردم عزیزم و دوستان صمیمی من بدون هیچ ادعایی در حالیکه در 14 سالگی مدرک لیسانس خود را گرفتم و با ورود به دانشگاه و البته روشن شدن کمی از تفکرم  هوادار سازمانی شدم  که خانواده ام پیرو راهش بودند و دایی ام جانش را در این راه از دست داده بود  و در سال 83 در سن هجده سالگی به استخدام وزارت ارتباطات در آمدم  که این امر باعث دیدن بیشتر ظلم به مردم شد و در حال حاضر دانشجوی دکترای مهندسی برق گرایش مخابرات هستم ، در راهم مصمم هستم و تنها سوالم در این همه فشار اینست که چرا  مردم این کشور با این همه منابع خوب و پتانسیل و فرهنگ غنی باید در قهقرا به سر برند و چرا بیان حقیقت به مسئولان این کشور این همه فشار میآورد؟
 مثال ما شده مانند سوالی  که پادشاه از توپچی خود پرسید که چرا شلیک نکردی و توپچی پاسخ داد به شانزده دلیل . پادشاه گفت یکی از آنها را بگو ! توپچی گفت اول نداشتن باروت ، پادشاه گفت مابقی دلایل را نمیخواهم بگویی!!! 
ما میگوییم مردم در فشارند ، کشور در فساد است . سوال میکنند دلیلش را بگو . وقتی میگوییم ، میگویند : حالا بیا همه اینها را تکذیب کن و عذر خواهی کن و به جای آنکه سرشان را پایین بیاندازند و از شدت شرم بمیرند به ما فشار میآورند .

دوستدار همه ملت ایران 
بامید ایرانی آزاد
علیرضا گلی پور
9 تیر1395

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


امیر امیرقلی در بیستمین ماه بازداشت موقت

#ایران - امیر امیرقلی در بیستمین ماه بازداشت موقت 



امیر امیرقلی زندانی بند ۸ زندان اوین در بیستمین ماه بازداشت موقت ٫همچنان در انتظار تعیین شعبه برای تجدید نظر خود می باشد.

امیر امیرقلی  در دی‌ماه ۱۳۹۴ به اتهام توهین و اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی ٫اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات و تبلیغ علیه نظام از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به ۲۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات و با تجمیع جرائم، حداکثر هفت سال و نیم از این مجازات قابلیت اجرا دارد. پرونده وی تاکنون پس از نوزده ماه جهت برگزاری دادگاه تجدیدنظر تعیین شعبه نشده است.
لازم به یادآوری است که امیر امیرقلی هم اکنون همراه با ۵ زندانی دیگر علی معزی٫سعید شیرزاد٫وحید صیادی٫آرش صادقی و بهنام موسیوند در همراهی و حمایت از جعفر عظیم زاده در اعتصاب غذا هستند.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


گزارشی از بند زندانیان سیاسی زن زندان اوین (بند نسوان)

#ایران - گزارشی از بند زندانیان سیاسی زن زندان اوین (بند نسوان)



یکی از مشکلاتی که زنان زندانی در زندان اوین با آن رودرو و دست به گریبان هستند٫عدم دسترسی به تلفن و ارتباط با خانواده و فرزندانشان از طریق تلفن است. امکانی که کم و بیش در زندانهای دیگر در دسترس زندانیان قرار دارد ولی زنان زندانی در بند نسوان اوین؛ با وجود اینکه می بایست بیشتر از این امکان برخوردار باشند ولی با ممانعت عوامل زندان روبرو هستند. 
وضعیت اسفبار بهداری زندان اوین و نبود امکانات پزشکی و اورژانس و همچنین نرسیدن به موقع داروها به بیماران زندانی و بعضا تحویل اشتباهی داروها به زندانیان از دیگر مشکلات  زندانیان زن است. 
تحقیر و توهین زنان زندانی توسط زندانبانان و عوامل زندان در رفت و آمدهای معمول و همچنین اعزام به خارج زندان ٫اعزام به مراکز درمانی امری رایج است که منجر به اعتراضات زندانیان میشود. استفاده از دستبند در رفت و آمدها٫بازرسی بدنی زننده و زشت زندانیان بصورت سیستماتیک اعمال می شود. در صورت اعتراض زندانیان به نداشتن تلفن و هرگونه اعتراض دیگر با تهدید انتقال به زندان قرچک توسط عوامل سرکوبگر زندان سرکوب میشود.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


اولین گزارش از تجمع در حال جریان کارگران و معلمین در حمایت از #جعفر_عظیم زاده


اولین گزارش از تجمع هموطنان در حمایت از جعفر عظیم زاده

#ایران - اولین گزارش از تجمع هموطنان در حمایت از جعفر عظیم زاده 



امروز چهارشنبه 9 تیر 95 بدنبال فراخوان جمعی از کارگران ، معلمان وفعالین جنبش های اعتراضی درحمایت از جعفرعظیم زاده وانتشارگسترده آن ٫پیش از ساعت ده صبح گروههایی از مردم بتدریج در محل قرارقبلی و سایر محل های ورودی به خیابان پاستور (محل دفتر ریاست جمهوری) تجمع کرده و ضمن حمایت از بیانیه عظیم زاده - عبدی ، خواستار آزادی فوری ونجات جان جعفرعظیم زاده کارگر زندانی که 62 روز دراعتصاب غذا ودروضعیت شدیدا" بحرانی  بسر میبرد، شدند.
این تجمع در یک فضای امنیتی و با حضور نیروهای پلیس در حال برگزاری و انجام شدن است. تاکنون نیروهای پلیس مانع گرفتن فیلم و عکس شده اند. 
هم اکنون نمایندگان تجمع کنندگان با مسئولین در حال مذاکره هستند.

شعارهایی که در این تجمع توسط شرکت کنندگان سر داده میشود:

جای کارگر زندان نیست. مزد کارگرشلاق نیست.
کارگرزندانی آزادبایدگردد.
62 روز گذشته،جعفرآزاد نگشته
غارتگران آزادند ،کارگران زندانند.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


حسن صادقی در معرض نابینایی - نامه دادخواهی به شورای حقوق بشر

#ایران - حسن صادقی در معرض نابینایی - نامه دادخواهی به شورای حقوق بشر



حسن صادقی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر در نامه ای به شورای حقوق بشر سازمان ملل از ظلمی که بر وی رفته سخن میگوید. این زندانی سیاسی در معرض از دست دادن بینایی چشم راست خود است. بینایی چشم وی بر اثر فشارها و ضرب و شتمهای دوران بازجویی از بین رفته و رییس زندان رجایی شهر نیز مانع اعزام وی به بیمارستان می شود .

متن نامه وی به شرح زیر است: 

شورای حقوق بشر سازمان ملل

اینجانب حسن صادقی که اکنون زندانی سیاسی زندان گوهر دشت هستم. در سالهای شصت تا شصت و شش در زندان اوین زندانی سیاسی بودم، در سال شصت هنگام بازجویی زیر فشار کتک و ضربات کابل به سرو کف پایم؛ چشم راستم دچار بیماری آب مروارید (کاترکت) شد. در آن زمان کسی به فریاد من نمی رسید تا اینکه در سال شصت و شش از زندان اوین آزاد شدم و خود برای معالجه چشم اقدام کردم، اما دیگر دیر شده بود. با اینحال در بیمارستان رویال تهران (سید خندان) عمل کردم، توسط دکتر جهرمی.

از این قضایا گذشت تا در سال شصت و یک دوباره گرفتار وزارت اطلاعات شدم و در بند دویست و چهل انفرادی در بازجوییها توسط بازجویان وزارت چندین بار از ناحیه سر مورد ضرب و شتم قرار گرفتم، تا اینکه یکبار بیهوش شدم و بعد از این که بهوش آمدم متوجه شدم که چشم راستم پنجاه درصد دید خود را از دست داده است.

زمانی که با قرار وثیقه از زندان بیرون رفتم و به بیمارستان لبافی نژاد که متخصص چشم پزشکی است مراجعه کردم دکترها گفتند چشمت آب سیاه (گلوکوما ) آورده و باید تحت نظر متخصص باشد. اکنون در زندان گوهردشت هستم و نا حق به پانزده سال محکوم شده ام. چندین بار درخواست پزشک کرده ام اما نماینده دادستان رژیم ( حاجی لو) مجوز پزشک یا اعزام به بیمارستان نمیدهد. در حالی که چشم راست من بینائی خود را دارد از دست میدهد. اینها را نوشتم تا تنها یک نمونه از محرومیت از اولیه ترین حقوق (درمان) در زندانهای ایران را گواهی کرده باشم. چون ساختار فاسد این سیستم اصلاح پذیر نیست. و حتی اگر به فرض محال قانونا هم با اعزام من به بیمارستان موافقت شود، رئیس زندان خودسرانه میتواند جلوی آنرا بگیرد. چون از مامورین شنیدم که چنین است.

حسن صادقی زندانی سیاسی

زندان گوهر دشت

رونوشت: پزشکان بدون مرز


در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


اختلاسچی - کاری از علی شافعی


صالح کهندل در باره فساد دولت روحانی

#ایران - از کوزه همان برون تراود که دراوست



از کوزه همان تراود که در اوست...
روزی فردی وارد کافه حاجی عزت شد و درخواست غذای مجانی کرد که برای او ابگوشتی آوردند و طرف در حین خوردن ان چشمش به تکه پارچه ای در داخل غذا افتاد و گفت: این دیگه چیه حاجی عزت؟؟!
حاجی عزت ان تکه را از داخل غذا دراورد و با خونسردی کامل گفت: عزیزم تکه گونی است. مرد با تعجب گفت: تکه گونی داخل ابگوشت؟!
حاجی عزت گفت: نکند انتظار داشتی هم ابگوشت مفتی بخوری و هم از داخل ان قالیچه سلیمان در بیاید؟ 
چند مدتی است که رسانه های رژیم شب و روز صحبت از حقوق سرسام اور چند ده میلیونی و بعضا چند صد میلیونی میکنند و ناله سر میدهند که چرا و چگونه مقامات در دولت به اصطلاح تدبیر و امید به خود اجازه میدهند اینگونه به راحتی کامل از بیت المال دزدی های علنی بکنند. حال باید گفت: حکومتی که در تمام طول عمر خود تا توانسته انسانهای فداکار و دلسوز وطن را قلع و قمع کرده یا مجبور به ترک وطن یا انها را به زندان انداخته و دولت سراب ان با شیادی حقه بازی خود را به مردم تحمیل کرده انتظار دارد مدیران پاک دست و عابد و زاهد داشته باشد. نکند روحانی انتظار داشت به جای کفتاران و شغالها که به گرد او حلقه زدند و در رویای غارت و چپاول بیشتر مردم ایران هستند کبوتران صلح ازادی به دور ایشان حلقه بزنند، باید گفت: اقای روحانی از قدیم گفتند: از کوزه همان تراود که در اوست.
صالح کهندل زندان گوهردشت(رجایی شهر کرج)


در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


با بن ملجم چنین نکرد، آنچه امروز مدعیان با جعفر عظیم زاده ميکنند

#ایران -    محسن رحمانی پس از دیدار با #جعفر_عظیم زاده: با بن ملجم چنین نکرد، آنچه امروز مدعیان با جعفر عظیم زاده ميکنند





امروز که شنیدم بیهوش شد دیگر نتوانستم ساکت بمانم و اين منظره تلخ را به تماشا بنشینم و پرپر شدن این مرد بزرگ و خنده رو را نظاره کنم در حالی که مدتی با او زیسته ام و مرهم و محرم سختیهای زندان بوده ايم..
جعفر همواره شاداب و سرشار از روحیه بود، حال چه شده بی حال و گرفته از روزگار، تکیده و خسته بر روی تخت بيمارستان نفس هایش به شماره افتاده و حالش تعریف چندانی ندارد..
آقا جعفر در بند هم آزاده بود.. اهل بحث و گفتگو.. به اقتضايش جدی و منطقی.. به وقتش افتاده و صبور.. از سادگی و آرامش و صداقت این مرد هرچه بگويم کم گفتم..
زمانی می توانی به صبوری و متانت او پی ببری که با او همکلام و همقدم شده باشی.. در پاره ای پيشامد موارد اختلاف نظر، به نحوی مخالفت میکرد که در موضع گیری هايش صورتی از بداخلاقی و عتاب جاری نبود و دیگر سلایق را محترم برمیشمرد.
در زندان هم درد کارگران با او بود و همچون برخى چوب مصلحت را بر گردن حقیقت نمی کوبيد و مجدانه پیگیر حقوق زندانیان سياسى بود.. همه را به يک چشم میدید و خودی و غيرخودى نمی کرد..
زمانی که نوبت به اعتصاب رسيد در روزهای نخستينى که با هم بوديم و من وقتی با مزاح و شوخی ميخواستم فضای سخت اعتصاب را برايش آرام کنم از پاسخ‌ها و بگو بخندهايش شگفت زده می شدم..
آنقدر این مرد قوی است که به لحاظ بدنی هم با اينکه اعتصابش جدی تر از بعضی اعتصابهای اين چند سال اخیر است، خیلی دوام آورد.. و دير تر دچار بحران شد.. روزهای اول به من ميگفت:
من تو سختی بزرگ شدم و شبهای زیادی گرسنه خوابیده ام و به این زودی ها نمی افتم..
یکبار گفتم: آقا جعفر شما سه تا پسر دارید حیفه اونهاست و سنشونم کمه، من هم سن و سال فرزند بزرگ شمام، زندگی اونها براتون اهمیتی نداره؟
در جوابم گفت: زندگى صدها کارگر که نون ندارن به بچه هاشون بدن اهميتی نداره؟...
هنگامی که فریاد می زد و ميگفت: وقتی پایه حقوق کارگران بنابر اونچیزی که از مراجع رسمی اعلام شده ۸۰۰ هزار تومان.. و طبق گفته همان نهادها خط فقر در کشور بيش از یک و نیم ملیون تومان اعلام شده.. حال برای سفره کارگران چه باید کرد؟
وای بر ما و وای بر جمهوری اسلامی که در روز بیست و یکم رمضان شهادت علی بن ابیطالب باید فریاد بزنيم.. و بگوئیم به چه جرمی این کارگران را به زندان انداخته ايد.. شاهرخ زمانی که مرد، هنوز هم تعداد قائل توجهی از کارگران، در زندان هستند و جعفر عظیم زاده نيز با مرگ دست و پنجه نرم می کند..
پدران ما در ۵۷ میخواستند شاهد ویژگی های حکومت عدل علی باشند.. میخواستند شاهد لرزیدن بدن حاکمان در مقابل درآوردن خلخال از پای زن یهودی باشند، در آن روزگاران امیدوار بودند تا اگر مدیری تخلف کرد مثل والی بصره با او برخورد شود، آیا این همان جامعه ای بود که برپایی آنرا به پدران ما وعده کرده بوديد؟
این روزها در محافل مذهبی از رفتار اميرالمؤمنين با قاتل خود بن ملجم میگویند، به خدا قسم با بن ملجم چنین نکرد که مدعيان با جعفر عظیم زاده میکنند..!
کسانی که برای ۱۴ ماه حقوق معوقه شان مقابل مجلس می رفتند و جلوی چشم منتخبین و نمايندگان مجلس در يک تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خواهان پیگیری مطالبات خود بودند، آنهم بدون تشنج و التهاب، چرا اینها دستگیر می شوند و به 'دو الف' منتقل می شوند!!؟؟
یکی از مسائل پرونده آقای عظیم زاده اعتراض به پولشويى های سعید مرتضوی در سازمان تأمین اجتماعی است.. روی حاکمان سفید که جعفر به نفس افتاده و مرتضوی راست راست در اين شهر راه می رود.. باید هم دستبند بر دست مرتضوی نباشد و بجايش عظیم زاده ۵ سال حکم حبس بگيرد..!
اين یک فاجعه برای نظامی است که ما همچنان خود را متعلق به آن مى دانيم.
این امر جای اعتراض دارد و آقای اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران به نمايندگى از معلمان، آقاى جعفر عظیم زاده دبیرکل اتحادیه آزاد کارگران ايران به نمایندگی کارگران، منادی اعتراضشان در زندان شدند.. آقای عبدی پس از مدتی در حالی که پرونده اش در مرحله تجدید نظر در حال رسيدگى است، با قرار وثیقه آزاد شد و همچون تعداد قابل توجهی از معلمان منتظر حکم دادگاه انقلاب هستند.. در مورد کارگران نيز پیشدستی شده و زودتر از اين حکم قطعی صادر شد.. در مورد آقای عظیم زاده این اعتصاب اعتراضی تا به امروز ادامه پيدا کرده..
اگر همین قانون اساسی سی و چند ساله به درستى اجرا می شد شاهد اين برخوردها نبودیم.. چند سال است با کجروی های قانونی مواجهيم..
اعتراض طبق مر صريح قانون اساسی حق هر شهروندی است و اتفاقاً در حکومت عدل على مصادیق عجیبی برای بیان اين اعتراضات روایت شده است..
نسبت به مصاديق جرم امنیتی که مشمول حداقلی ترين فعالیتهای صنفی است، باید تدابیری اتخاد شود.. بحثی که از ابتدا این عزیزان در نامه ى شروع اعتصاب مطرح کردند تفکیک و برداشته شدن اتهام اقدام عليه امنیت کشور از اعتراضات مشروع صنفی اصناف و سنديکاها بود.. دستگاه قضایی سر ناسازگاری و لجبازی برداشته و هیچ راه روشنی را برای حل موضوعات باز نگذاشته است.. 
اجتماع این افراد نه ضد امنیتی بوده و نه کوچکترین خطری برای امنیت کشور به دنبال داشته است. اینها پيشتر ازینکه اعتراضات قانونی خود را به شبکه های فرامرزی bbc و voa بگویند، به خانه ملت رفته اند تا با منتخبين و نمايندگانى که به رأی مستقيم مردم انتخاب شده اند، اعتراضاتشان را مطرح کنند.. پس با این اوصاف نمی توان انگ جاسوسی و خطر مبارزه مسلحانه را بر آنان وارد دانست..
هشدار می دهم اگر دادستان تهران عاقلانه عمل نکند و بخواهد با واکنش های بچه گانه به رفتارهای غلط خود ادامه دهد، زبانم لال عظیم زاده هم بمیرد، صدها جعفر عظیم زاده دیگر تکثیر می شوند و این هزینه بسیار بالاتر خواهد شد و آن موقع سر و کار شما با کارگران پابرهنه ای است که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.. آن وقت است که مسائل امنیتی هم پیش خواهد آمد و نمی شود به سادگی با آن برخورد کرد..
درود می فرستم به یار هم بندی ام، جعفر عظیم زاده که به دوستی ام با او افتخار می کنم.. اميدوارم هرچه زودتر چاره ای انديشيده شود و از جای برخيزد.. عظیم زاده از سرمايه های پخته ی این مملکت است..
مردی که با همان ته لهجه ترکی اش ميگفت: تا آخرش میخواهم بأيسم!

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید