۱۳۹۷ دی ۹, یکشنبه

گرسنگی و سرما در زندان رجایی شهر

در زندان رجایی شهر جیره نان روزانه و گرمایش زندانیان قطع شده است.

به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، در سالن ۲۱ بند ۷ زندان رجایی شهر که بند زندانیان عقیدتی سیاسی اهل سنت است، جیره نان روزانه قطع شده و سیستم گرمایشی نیز خاموش شده است.


 روز شنبه ۸ دی ماه، گاز سالن زندانیان عقیدتی سیاسی اهل سنت رجایی شهر قطع و همه سیستم گرمایشی این خاموش شد. هوای داخل اتاقها و سالن بسیار سرد و آب حمام سرد بود. این امر باعث بیماری زندانیان شد.
همچنین جیره نان روزانه زندانیان را ندادند. در مقابل اعتراض شدید زندانیان به این وضعیت مدیریت زندان ادعا کرد که دستگاه نانوایی زندان خراب است. اما مدیریت زندان حاضر به تهیه نان برای زندانیان از بیرون از زندان نشد.

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #زندان_رجایی_شهر #گرسنگی #اهل_سنت #سرما #زندانیان_عقیدتی_سیاسی

۱۳۹۷ دی ۶, پنجشنبه

برهم زدن مراسم سالگرد جانباختگان تویسرکان و بازداشت تعدادی از شرکت کنندگان - عکس

ماموران سپاه پاسداران تویسرکان با یورش به مراسم سالگرد جانباختگان تظاهرات سال گذشته تویسرکان اقدام به بازداشت شماری از شرکت کنندگان کردند.



به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، روز پنجشنبه ۶ دی ماه، خانواده شهید راه آزادی حسین رضا قلخانباز در شهر تویسرکان اقدام به برگزاری مراسم سالگرد برای او کردند. اما ماموران سپاه تویسرکان با یورش به منزل خانواده این شهید مراسم را برهم زده و چند تن از اقوام حسین رضا قلخانباز را دستگیر کردند.
بازداشت شدگان پس از ساعتی آزاد شدند.
حسین رضا قلخانباز در در جریان اعتراضات و تظاهرات سراسری مردم ایران در دی ماه ۹۶ به شهادت رسید.


اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #شهید_راه_آزادی #تویسرکان  #حسین_رضا_قلخانباز

تداوم بازداشت۷ تن از کارگران بازداشتی فولاد ملی اهواز

بر اساس گزارشات ۷ تن از کارگران فولاد ملی اهواز همچنان در بازداشت به سر می برند.


به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، به دنبال سه روز تجمع و اعتراض خانواده های کارگران زندانی فولاد ملی اهواز، ۱۶ نفر دیگر از آنان آزاد شدند.
کارگران بازداشتی میثم‌علی قنواتی و غریب حویزاوی در زندان شیبان اهواز (زندان مرکزی اهواز) و کریم سیاحی، میثم آل‌مهدی، مصطفی عبیات، طارق خلفی و بهزاد علیخانی در بازداشتگاه اطلاعات سپاه پاسداران زندانی هستند.
گفته می شود هفت کارگر زندانی تا روز شنبه همچنان در بازداشت خواهند ماند.
لازم به ذکر است که بازداشت کارگران معترض فولاد ملی اهواز پس از اعتراضات صنفی ۳۸ روزه آنها صورت گرفت. این بازداشتها از نیمه شب ۲۶ دی آغاز شد و طی آن ۴۲ کارگر فولاد ملی اهواز بازداشت شدند. 
اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید

#ایران #حقوق_بشر #فولاد_اهواز #کارگران_گروه_ملی  #کارگر

۱۳۹۷ دی ۴, سه‌شنبه

زندانیان فراموش شده، قربانی چرخه معیوب قضاییه یک حاکمیت فاسد

گزارشی از زندان بدنام تهران بزرگ 



محکومانی که با وجود پایان محکومیتشان هنوز در زندان هستند
به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، در زندان تهران بزرگ زندانیان زیادی هستندکه قربانی سیستم قضایی معیوب و فاسد حاکم اند. آنان با وجود اینکه دوران محکومیت به اصطلاح قانونی شان گذشته است اما هنوز آزاد نشده اند چون اصلا سیستمی قضایی وجود ندارد که پیگیر سرنوشت آنان باشد. آنان بی پناه هستند. خانواده شان یا اهل شهرستان دور افتاده اند و یا اصلا آشنایی به این سیستم پیچ‌درپیچ لاریجانی‌ها ندارند. در این گزارش به برخی از این زندانیان که عموما جرایم مالی دارند، می پردازیم:
۱-ناصر لشکری پناه ۷۲ ساله حدود بیست و یک سال زندانی بوده است. او در واحد دو بند ۱۱ تهران بزرگ محبوس است.
۲-کمال خسروی ۶۵ ساله، او ۱۳ سال محبوس بوده است 
۳-محمد فخری شرباف با ۱۰ سال حبس، با وجود تنگنای مالی شدید خانواده این زندانی قاضی حاضر به آزاد کردن او نشده است
۴-رامین مطربی ۶۵ ساله،۱۴ سال است که در زندان حبس می کشد 
۵-محمد آذرنما ۶۹ ساله با مدرک تحصیلی بسیار عالی ۱۲سال حبس کشیده است
۶-اقای شاطریان۷۴ ساله پانزده سال را در زندان سپری کرده است 
۷-سجاد ایامی، فرزند قهرمان، که در بند هفت واحد دو زندانی است او شش سال است که به خاطر چک پنج میلیونی که برگشت خورده بود در زندان است. خانواده اش ازهم پاشیده و پدر و مادرش پیرش توانایی کاری را ندارند.

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #زندان_تهران_بزرگ #زندانی_سیاسی

آخرین وضعیت پرونده کارگران بازداشت شده نیشکر هفت تپه

قرار منع تعقیب ۱۵ کارگر بازداشتی اعتصاب ها و تجمع های اخیر کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه صادر شد.



به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، به گفته خانم فرزانه زیلابی وکیل کارگران بازداشتی نیشکر هفت تپه، قرار منع تعقیب ۱۵ کارگر بازداشتی اعتصاب ها و تجمع های اخیر کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه صادر شد. این قرار از سوی  شعبه دوم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شوش صادر شد. اتهام کارگران اخلال در نظم عمومی از طریق تجمع غیر قانونی عنوان شده است.
تحقیقات در خصوص اتهام های انتسابی به آقای علی نجاتی رئیس سابق و عضو سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و چهار کارگر بازداشتی دیگر از جمله آقای اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در شعبه اول دادیاری دادسرای شهرستان شوش ادامه دارد.

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #کارگران #نیشکر #هفت_تپه #بازداشت #علی_نجاتی

۱۳۹۷ دی ۳, دوشنبه

اعتصاب غذای کودک-مجرم محکوم به اعدام محمدرضا حدادی در زندان شیراز از زبان پدرش


محمدرضا حدادی کودک-مجرم که از ۱۵ سال پیش در کودکی تاکنون به اتهام قتل در زندان شیراز محبوس است؛ از اول آذر ماه ۹۷ تا کنون در اعتصاب غذا بسر می برد.
به گزارش کانون #حقوق_بشری نه به زندان - نه به اعدام، #محمدرضا_حدادی در اعتراض به عدم رسیدگی به پرونده اش از اول آذر ماه #اعتصاب_غذا کرده و در حال حاضر بسیار ضعیف و وضعیت جسمی وی وخیم گزارش شده است.
محمدرضا حدادی تا کنون دوبار تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته است. خانواده اش بدلیل فقر مالی امکان مسافرت به #شیراز و ملاقات با فرزندشان را ندارند. در اردیبهشت ماه سال جاری هنگامی که محمدرضا در بیمارستان نمازی شیراز بستری بود، مأموران و عوامل زندان به خانواده وی اجازه ملاقات با فرزندشان را ندادند.
محمدرضا حدادی که در ۱۵ سالگی به اتهام قتل غیر عمد به مدت ۱۵ سال است زیر حکم اعدام به سر می‌برد هم اکنون در شرایط وخیم جسمی و روحی نامناسبی در زندان عادل آباد شیراز محبوس است و خانواده وی از وضعیت او بشدت نگران هستند.
پدر این زندانی در یک پیام صوتی؛ ضمن اعلام بیگناهی فرزندش؛ عامل اصلی محکومیت فرزندش را افشا کرد.
پدر حدادی در این اظهارات خود صدرالله حکمت پور؛رئیس اداره آگاهی وقت در کازرون را به عنوان عامل اصلی محکومیت فرزندش معرفی کرده و گفت: صدرالله حکمت پور رئیس اسبق آگاهی کازرون که اتهام قتل را به فرزند من زد اکنون به جرم خرید و فروش مواد مخدر در زندان اصفهان زندانی است و با چندین کیلو تریاک دستگیر و زندانی شده است.
وی افزود: صدرالله حکمت پور در آن زمان به ما گفت شما قتل را به گردن بگیرید من درستش می کنم. او فرزند مرا گول زد تا بتواند با زد و بندی که با قاتل و عاملین قتل کرده بود؛ قاتل را در ببرد. قاتل اکنون آزاد است و زندگی اش را می کند.
پدر حدادی از همه حامیان حقوق بشر و ارگانهای بین المللی خواستار رسیدگی به اتهام فرزندش و حمایت از وی شد. وی گفت که فرزندش ۱۵ سال است که شب و روز شکنجه می شود و هر شب و هر روز در کابوس اعدام بسر می برد.


اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید

برگزاری دادگاه هوشنگ رضایی بدون حق انتخاب وکیل

روز شنبه ۲۴ آذر ماه، جلسه رسیدگی به پرونده‌ زندانی سیاسی هوشنگ رضایی زندانی سیاسی محکوم به اعدام بعد از ٩ سال زندان بدون حق انتخاب وکیل برگزار شد.



به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، زندانی سیاسی محکوم به اعدام هوشنگ رضایی برای رسیدگی مجدد پرونده در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران سه وکیل انتخاب کرد. اما هیچکدام از وکلای منتخبش مورد قبول قاضی مقیسه قرار نگرفت. روز شنبه ۲۴ آذر ماه، دادگاه وی با حضور وکیل تسخیری برگزار شد.
هوشنگ رضایی متولد سال ١٣٦٤ از اهالی نهاوند، در تاریخ ٢٩ خرداد ٨٩ در تهران دستگیر و به بند ٢٠٩ منتقل شد. وی مدت ٦ ماه در انفرادی بازداشت و تحت بازجویی زیر فشار بود و سپس به بند ٣٥٠ اوین منتقل شد. در سال ۹۱ به زندان رجایی شهر منتقل شد.
هوشنگ رضایی پس از محاکمه چند دقیقه ای در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به اتهام محاربه از طریق عضویت درکومله به اعدام محکوم شد و این حکم به صورت شفاهی در زندان رجایی شهر به وی ابلاغ شد.
در سال  ٩٢ درخواست اعاده دادرسی داد. اما درخواست وی رد شد. آخرین بار در سال ٩٦ اعاده دادرسی وی مورد قبول واقع شد و توسط دیوان نقص گرفته شد و پرونده به شعبه هم عرض  شعبه ٢٨ قاضی مقیسه ارجاع داده شد.
وی هم اکنون در زندان رجایی شهر محبوس است.

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #زندان_رجایی_شهر #زندانی_سیاسی #نه_به_اعدام

۱۳۹۷ دی ۱, شنبه

اعدام یک زندانی در تهران

اعدام یک زندانی در تهران

صبح امروز شنبه اول دی ماه، یک زندانی در تهران اعدام شد.


به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، به نقل از دادسرای عمومی تهران یک زندانی به نام حمیدرضا باقری درمنی فرزند محمدباقر به اتهام اقتصادی اعدام شد.
 حکم اعدام حمیدرضا باقری درمنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران صادر و در دیوان عالی کشور تایید شده بود. در این گزارش محل اجرای دقیق حکم اعدام اعلام نشده است.

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #اعدام  

۱۳۹۷ آذر ۳۰, جمعه

جایزه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر به خانم اسما جهانگیر تعلق گرفت

جایزه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر به خانم اسما جهانگیر تعلق گرفت

به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، در جلسه روز ۱۸ سپتامبر برابر با ۲۷ آذر ماه؛ جایزه سازمان ملل متحد در زمینه حقوق بشر به خانم اسما جهانگیر، گزارشگر ویژه سابق سازمان ملل متحد در امور ایران تعلق گرفت. 
خانم عاصمه جهانگیر در گزارشات خود در خصوص نقض حقوق بشر نسبت به ادامه مجازات اعدام و نقض حقوق بشر از جمله حقوق زنان و اقلیت های قومی و عقیدتی ابراز نگرانی کرده بود. 


خانم عاصمه جهانگیر در شهریور ماه ۹۶ خواهان تحقیقات مستقل درباره اعدام‌های سال ۶۷ شد.
وی برای نخستین‌بار به اعدام‌های زندانیان سیاسی سال ۶۷ اشاره کرده و از حکومت ایران می‌خواهد تا دراین‌باره تحقیقات مستقل و دقیق صورت گیرد.

در گزارش خانم جهانگیر که به همراه یادداشتی از آنتونیو گوترز، دبیرکل سازمان ملل متحد، به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه شد، به اعدام هزاران زندانی سیاسی مرد، زن و نوجوان در پی فتوای آیت الله روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی اشاره شده و نوشته شده بود: «بر طبق گزارش‌ها، هیأتی سه نفره مسئول تصمیم‌گیری در باره این کشتار بوده و پس از اعدام نیز پیکر قربانیان در گورهایی بی‌نام و نشان و بدون اطلاع خانواده آنها دفن شده‌است.»
خانم جهانگیر همچنین در آخرین گزارش به سازمان ملل متحد در رابطه با وضعیت حقوق بشر در ایران اعلام کرده بود که جریان تظاهرات خیابانی در ایران در اعتراض به فساد و وضعیت بد اقتصادی(در دی ماه سال ۹۶)، بیش از ۲۰نفر کشته شده‌اند. خانم جهانگیر در گزارش خود تصویری که از وضعیت حقوق بشر ایران مشاهده کرده را نگران‌کننده خوانده و خواستار تحقیقات مستقل درباره موج سرکوب اخیر در ایران و جان باختن برخی از معترضان در بازداشت و پاسخگویی کارگزاران رژیم شده بود.
خانم جهانگیر در گزارش خود از مقام‌های ایران خواسته تا در زمینه سرکوب معترضان اخیر ایران و کشته‌شدن برخی از آنها در بازداشت، تحقیقات مستقلی انجام دهند. 

خانم جهانگیر به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد اعدام های غیرقانونی، خودسرانه، گزارشگر ویژه در مورد آزادی مذهب و اعتقادات و سپس به عنوان گزارشگر ویژه در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران، خدمت کرده است.
عاصمه جهانگیر وکیل مدافع حقوق بشر پاکستان بود. برای سه دهه از حقوق زنان، کودکان، اقلیت های مذهبی و فقرا دفاع کرد. او از رهبران جنبش وکلای پاکستان بود و به دلیل مبارزاتش در زمینه حقوق بشر در پاکستان زندانی و حصر خانگی شده بود.
خانم جهانگیر در سال ۱۹۸۳ در دوران ریاست جمهوری ژنرال محمد ضیاءالحق به زندان افتاد و در سال ۲۰۰۷ نیز حبس خانگی شد.
عاصمه جهانگیر سپتامبر ۲۰۱۶ به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در ایران جایگزین احمد شهید شد.

جایزه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر، جایزه افتخاری برای افراد و سازمان ها به شمار می رود و به رسمیت شناختن کمک های برجسته به ارتقاء و حمایت از حقوق بشر و آزادی های اساسی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر ابزارها سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر است. 
جایزه توسط مجمع عمومی در سال 1966  تاسیس شد و برای اولین بار در 10 دسامبر 1968 به مناسبت جشن بیستمین سالگرد اعلامیه جهانی حقوق بشر اهدا شد. جایزه از سال 1973، 1978، 1988، 1993، 1998، 2003، 2008 و 2013 اهدا شده است. این جایزه فرصتی است که نه تنها به رسمیت شناختن عمومی در مورد دستاورد های دریافت کنندگان خود، بلکه برای ارسال یک پیام واضح برای مدافعان حقوق بشر در سراسر جهان است که جامعه جهانی از تلاش های خستگی ناپذیر آنها برای ترویج  حقوق بشر سپاسگزار است و از آنها حمایت می کند. 
برندگان قبلی شامل الینور روزولت، مارتین لوتر کینگ، نلسون ماندلا، جیمی کارتر، دنیس موکوئه، ملاله یوسف زای، سازمان عفو ​​بین الملل و کمیته بین المللی صلیب سرخ (ICRC) بودند.

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #عاصمه_جهانگیر  #گزارشگر_ویژه_حقوق_بشر

نگرانی از وضعیت شیراحمد شیرانی پس از انتقال ناگهانی به مکان نامعلوم

زندانی سیاسی بلوچ شیراحمد شیرانی به طور ناگهانی احضار و به مکان نامعلوم منتقل شد.


به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، بعدازظهر روز چهارشنبه ۲۸ آذر ماه، زندانی سیاسی بلوچ که به صورت تبعید در زندان اردبیل محبوس است، به طور ناگهانی احضار و به مکان نامعلومی منتقل شد. از علت انتقال وی و از شرایط او هنوز اطلاعی در دست نیست.
انتقال این زندانی سیاسی در حالیکه هفته پیش زندانی سیاسی دیگر بلوچ محمدصابر ملک رئیسی نیز به همین شکل به محلی نامعلوم منتقل شده، نگرانی از شرایط و ظن فشار و شکنجه در مورد این دو زندانی را بالا می برد. محمدصابر ملک رئیسی از روز ۲۱ آذر ماه به خارج بند منتقل شده و تاکنون از وضعیت او اطلاعی نیست.
زندان مرکزی اردبیل یکی از بدنام ترین زندانهای ایران در خصوص شکنجه های غیرانسانی چون نگه داشتن زندانی تا صبح در سرما، ضرب و شتم های طولانی است.
چندی پیش یک زندانی عادی در زندان مرکزی اردبیل پس از بازگشت از تنبیه به دلیل نامعلوم جان داد.
شیر احمد شیرانی فرزند چاکر متولد سی ام شهریور ۱۳۶۲، مجرد، اهل زاهدان و ساکن تهران، از هموطنان اهل سنت است. شیراحمد شیرانی در تاریخ خرداد ۷۹ توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شد. علت بازداشت او فعالیت و عضویت در سازمان مقاومت مردمی ایران و اقدام علیه امنیت کشور ذکر شد. وی پس از بازداشت به مدت ۲ سال در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات مورد بازجویی و شکنجه قرار داشته و سرانجام به ۲۲ سال زندان و تبعید محکوم شده است.
شیراحمد شیرانی در تیر ماه ۹۱ از زندان زاهدان به زندان گرمه اردبیل، سپس زندان مشکین شهر و در نهایت در بهمن ۹۴ به زندان مرکزی اردبیل تبعید شد.  
علی پژگل، نور احمد حسن زهی، عبدالکریم شه بخش، ماهر کعبی، شیراحمد شیرانی و محمد صابر ملک رئیسی از جمله زندانیان سیاسی محبوس در زندان اردبیل هستند.

اخبار زندان و زندانیان را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #اردبیل  #زندانی_سیاسی_تبعیدی #زندان_اردبیل #صابر_ملک_رئیسی #شیراحمد_شیرانی

۱۳۹۷ آذر ۲۵, یکشنبه

بازداشت علی باقری از افشاکنندگان قتل وحید حیدری جهت تحمل زندان

فعال مدنی علی باقری جهت تحمل زندان بازداشت شد.
به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، امروز ۲۵ آذر ما۹۷، آقای علی باقری از فعالان مدنی و معترضان دی ماه ۹۶ برای دریافت حکم خود به شعبه اول دادگاه انقلاب اراک مراجعه کرد. ولی در آنجا توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت و جهت تحمل حکم به زندان اراک منتقل شد.


آقای علی باقری از معترضان دی ماه ۹۶ و افشاکنندگان قتل وحید حیدری در بازداشتگاه اراک بود. وی در سال گذشته همراه با آقایان محمد نجفی، عباس صفری، بهزاد علی بخشی، مسعود عاجلو و تعدادی دیگر بازداشت شده بودند. آقای علی باقری در دادگاه انقلاب اراک به ۱۳ سال و نیم زندان محکوم شده است. 
در آذر ماه ۹۷،آقایان محمد نجفی و علی باقری با اتهام کمک به دولت متخاصم از طریق مصاحبه با رسانه‌های خارجی، تبلیغ علیه نظام و توهین به خامنه ای به ۱۳ سال حبس تعزیری محکوم شدند.
علی باقری روز دوشنبه ۲۵دی۱۳۹۶، بازداشت و در ۲۴ اسفند ۹۶ با وثیقه آزاد شده بود.
علی باقری و یازده تن از فعالان مدنی اراک پس از افشاگری در خصوص فوت وحید حیدری یکی از معترضان خیابانی دی‌ماه که در اراک بازداشت و در بازداشتگاه کلانتری ۱۲ اراک درگذشت، بازداشت شده بود.
وحید حیدری یکی از معترضان تظاهرات سراسری دی‌ ماه ۹۶ در اراک بود که پس از بازداشت، در بازداشتگاه کلانتری ۱۲ اراک زیر شکنجه جان خود را از دست داد. مسئولان قضایی اعلام کرده بودند که وی مواد فروش بوده و  بر اثر خودکشی فوت کرده است. اما بر اساس افشاگری‌های این فعالان مدنی مشخص شد که وی در بازداشتگاه اراک کشته شده و مواد فروش نبوده است.


اخبار زندان و زندانیان را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #زندان #وحید_حیدری  #محمد_نجفی #اراک #عباس_صفری #بهزاد_علی_بخشی #قتل #علی_باقری

۱۳۹۷ آذر ۲۲, پنجشنبه

بی خبری از صابر ملک رئیسی پس از انتقال ناگهانی وی به محل نامعلوم

روز چهارشنبه ۲۱ آذر ماه، زندانی سیاسی صابر ملک رئیسی به طور ناگهانی از زندان مرکزی اردبیل به محل نامعلومی منتقل شد.


به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، ماموران زندان مرکزی اردبیل به طور ناگهانی صابر ملک رئیسی، زندانی سیاسی بلوچ را که در این زندان در تبعید به سر می برد، احضار و بدون اینکه وی اجازه جمع آوری وسایل شخصی‌اش را داشته باشد او را به محل نامعلومی منتقل کردند. 
پس از انتقال ناگهانی وی رئیس حفاظت اطلاعات کل اردبیل محمد مختاری، مدیر داخلی زندان بهرام نوروزی و حفاظت اطلاعات زندان پرویز صورآذر به بند ۷ زندانیان سیاسی رفته و زندانیان سیاسی را تهدید به پرونده سازی کردند.
احتمال انتقال این زندانی سیاسی به اداره اطلاعات و پرونده سازی برای وی وجود دارد.
زندانی سیاسی بلوچ صابر ملک رئیسی از ۱۷ سالگی بازداشت شده و هم اکنون نزدیک ۱۰ سال است که در زندانهای حاکمیت ولایت فقیه محبوس است. او به دلیل فعالیت های یکی از برادرانش و در حالی که دستگاه امنیتی دسترسی به او نداشت به عنوان گروگان بازداشت و به ۱۵ سال زندان و تبعید محکوم شد.

اخبار زندان و زندانیان را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#اردبیل  #زندانی_سیاسی_تبعیدی #زندان_اردبیل #صابر_ملک_رئیسی

۱۳۹۷ آذر ۲۱, چهارشنبه

دستگیری بهنام ابراهیم زاده

بر اساس خبر دریافتی، ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه چهارشنبه ۲۱ آذر ماه، بهنام ابراهیم توسط ماموران اداره اطلاعات تهران در منزل خودش دستگیر شد.


به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، طبق گفته‌ی رحمان ابراهیم‌زاده پدر این فعال کارگری شش نفر مامور که پنج نفر آنان مرد و یکی دیگر زن بود،  بدون اطلاع قبلی وارد خانه بهنام ابراهیم زاده شده و ضمن دستگیری ایشان، لوازم شخصی از جمله لب و تاب وی را با خود بردند.
بهنام ابراهیم زاده تاریخ ۲۶ مردادماه توسط نیروهای امنیتی در اطراف کرمانشاه بازداشت و در تاریخ ۲۰ شهریورماه با تودیع وثیقه ۴۰ میلیون تومانی به‌صورت موقت تا زمان پایان دادرسی آزاد شده بود. وی طی تماس تلفنی برای روز دوشنبه ۵ آذرماه جهت رسیدگی به اتهامات مطروحه به دادگاه انقلاب دالاهو احضار شده بود.
پس از بازداشت و در زمان بازپرسی در دالاهو اتهام «تبلیغ علیه نظام» به آقای ابراهیم زاده تفهیم شد. مصادیق این اتهام انتشار اخبار مربوط به وضعیت نامناسب زلزله زدگان سرپل ذهاب عنوان شد
روز چهارشنبه ۲۱ آذر ماه، آقای ابراهیم زاده امروز بصورت غیررسمی از محکومیت خود به تحمل ۱۸ ماه حبس تعزیری از بابت این پرونده مطلع و در همین روز بازداشت شد.
بهنام ابراهیم‌زاده متولد ۱۳۵۶ در شهرستان اشنویه است که از سال ۸۷ تاکنون بارها در بازداشت و حبس بوده است. وی در اردیبهشت ماه سال گذشته پایان دوران محکومیت ۷ ساله از زندان رجایی شهر آزاد شد.

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #کرمانشاه #زندان #بهنام_ابراهیم‌زاده #زلزله_زده

مرگ وحید صیادی نصیری بر اثر اعتصاب غذا در زندان لنگرود قم

 براساس اخبار منتشر شده به نقل از خانواده، زندانی سیاسی وحید صیادی نصیری، این زندانی روز چهارشنبه ۲۱ آذر ماه پس از ۶۰ روز اعتصاب غذا، در بیمارستان بهشتی قم جان باخت.


به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، خبرها حاکی از آن است که به دلیل اعتصاب غذای طولانی دستگاه گوارشی او قادر به جذب آب نبوده و بدلیل عدم رسیدگی به خواستها و مطالبات این زندانی توسط کارگزاران زندان، وی جان خود را از دست داد.
وحید صیادی نصیری زندانی سیاسی از ۲۱ مهرماه سال ۹۷ در زندان لنگرود قم  بدلیل عدم رسیدگی به خواسته های به حق خود و عدم رعایت اصول تفکیک جرائم و دسترسی به دادرسی عادلانه در اعتصاب غذا بسر می‌برد. خواسته او بازگشت به زندان اوین بود. 
وحید صیادی نصیری فعال سیاسی از روز شنبه ۱۴ مهر ماه ۹۷ به زندان لنگرود قم منتقل و در این زندان به بند متهمان مواد مخدر و در بین افرادی که اعتیاد شدید به مواد مخدر دارند نگهداری می شد.
او که به تازگی از حبس آزاد شده بود، اول مردادماه امسال توسط اطلاعات قم بازداشت شد و پس از یک هفته به زندان ساحلی قم منتقل گردید. دادگاه وی بدون اجازه حضور وکیل منتخب وی در ۲۴ شهریورماه در شعبه یک دادگاه انقلاب برگزار شد.
این فعال سیاسی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام و توهین به خامنه‌ای به چهار سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده بود.
آقای نصیری در تاریخ ۱۴ مهر ماه به زندان لنگرود قم منتقل شد. اندکی بعد در تاریخ ۲۴ مهرماه این زندانی به دادگاه کیفری قم منتقل شد و به او اطلاع داده شد که در خصوص اتهام توهین به مقدسات پرونده جدیدی برای این فعال سیاسی باز شده است.
اعتصاب غذای وی که از تاریخ ۲۱ مهرماه آغاز شده بود به اعتصاب خشک تبدیل شد و دستگاه گوارش وی آسیب جدی دید که نیاز به رسیدگیهای پزشکی فوری داشت.
بی توجهی مسئولین زندان به وضعیت سلامتی این زندانی نهایتا به وخامت حال عمومی او منتهی شد. این زندانی بصورت اورژانس روز سه شنبه۲۰ آذر ماه به بیمارستان بهشتی شهر قم منتقل شد اما وخامت حالش موجب مرگ وی گردید.

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #زندان_لنگرود_قم #وحید_صیادی_نصیری #زندانی_سیاسی #مرگ  #اعتصاب_غذا

۱۳۹۷ آذر ۲۰, سه‌شنبه

نامه سرگشاده یک جوان معلول از معترضان بازداشتی در دی ماه ۸۸

 
زندانی سیاسی شایان شیرزاد که در اعتراض به گرانی و تورم در جریان اعتراضات سال ۹۶ بازداشت شده بود با نوشتن نامه ای سرگشاده، از درد و رنجی که در سالهای قبل از زندان متحمل شده می نویسد. توجه شما به نامه وی که توسط کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، منتشر شده جلب می‌کنیم. شایان شیرزاد هم اکنون در زندان مرکزی کرج محبوس است.



سرنوشت من چیست؟ چه کسی جوابگوی یک فرد معلول در جامعه است؟

من شایان شیرزاد سیبونی متولد ۲۲ خرداد سال ۱۳۶۴ هستم. من در سال ۱۳۸۱در اثر حادثه پای راستم را از دست دادم و قطع عضو هستم. دقیقا از همان تاریخ تاکنون یعنی ۱۷ سال است به دنبال شغلی بخور و نمیر به صورت ثابت بودم. به هر مرکز و نهادی که فکرش را بکنید سر زدم از نهاد ریاست جمهوری دوره احمدی نژاد گرفته تا بیت رهبری ساختمان وزارت کشور در خیابان فاطمی تهران کمیته امداد و مجلس شورای اسلامی واقع در بهارستان و سازمان بهزیستی کل کشور و ... 
به همه این آدرسها شاید سالی ۲ تا ۳ بار سر می زدم. ولی متاسفانه هیچکس به فکر یک معلول جامعه نبود. به دلیل همین حادثه و بیکاری از همسرم جدا شدم. دخترم را از دست دادم. من در حالیکه پای راستم قطع شده بود،  برای کار به کلان شهرها آواره شدم. مدتی در شهر مشهد، مدتی در اصفهان و مدتی در منطقه صنعتی جاجرود تهران در شرکت هایی قراردادی مشغول به کار شدم. در نهایت پس از پایان قرارداد و در برخی موارد به دلیل معلولیتم از کار بیکار می شدم و مجددا دنبال کار بودم. این رویه سالهای سال روال زندگی من بود و متاسفانه هیچگاه نتوانستم زندگی آرام و پایداری داشته باشم. واقعا سهم من از این مملکت چیست. سهم من از این وعده های دولت چیست؟ چرا من باید با یک پای مصنوعی ۱۷ سال از عمرم را به دنبال یک شغل ثابت باشم. مدت زمانی که اگر در شرکتی معمولی استخدام شده بودم و از وزارت کار حقوق می گرفتم و بیمه شده بودم به دلیل نقص عضوم حتما تا الان بازنشسته شده بودم یا حداقل سالهای آخر کاری ام بود. 
درنهایت هم در دی ماه سال گذشته وقتی به گرانی و تورم و بیکاری و اینهمه فساد و ... اعتراض می کردم به جرم تخریب اموال دولتی دستگیر شده و سه سال حبس گرفتم. 
این پایانی تلخ برای من بود. ولی ناامید نیستم و تا نفس دارم برای رسیدن به آزادی می جنگم و به کمک دوستانم از همینجا که زندان مرکزی کرج است فریاد آزادی سر می دهیم. 

به امید آزادی مردم ایران 
آذر ۹۳

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #زندان_مرکزی_کرج #تظاهرات_سراسری #معلول

جهنمی به نام زندان قرچک ورامین

جهنمی به نام زندان قرچک ورامین – نامه زندانی سیاسی آتنا دائمی به مناسبت روز جهانی حقوق بشر

زندانی سیاسی آتنا دائمی، محبوس در زندان اوین به مناسبت فرا رسیدن روز جهانی حقوق بشر، نامه‌ای در خصوص مشکلات و نقض حقوق زنان محبوس در زندان قرچک ورامین نوشته است.

متن کامل نامه زندانی سیاسی آتنا دائمی به شرح زیر می‌باشد:


برای روز جهانی حقوق بشر
پیش‌تر در خصوص یکی از معضلات موجود در زندان قرچک نوشتم و حال به بهانه روز جهانی حقوق بشر، می‌خواهم از حداقل حقوقی که در قرچک یا همان ندامتگاه شهر ری، نادیده گرفته شده است بنویسم. هر چند که می‌دانم بسیاری با توجه به وضعیت اقتصادی و شرایط موجود برای کارگران و معلمان عزیز شاید معتقد باشند که حال مسائل مهم‌تر وجود دارد؛ اما به نظر من شرایط زنان زندان قرچک نیز حاصل همین شرایط موجود در جامعه است و یا می‌تواند با توجه به میزان فقر، آینده‌ی افراد بیشتری هم باشد. زندان قرچک بزرگ‌ترین زندان زنان ایران است که اگر خلاصه بگویم جهنم، اردوگاه کار اجباری و کمپ ترک اعتیاد است!

این زندان در شوره‌زارها و در میان نی‌زارهای جاده قرچک ورامین واقع شده و ۱۰۰۰ الی ۱۵۰۰ زندانی دارد و شامل قرنطینه‌ای کوچک و ۱۰ بند است و در هر بند حدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ نفر زندانی هستند. روزانه ۳۰ الی ۵۰ نفر وارد این زندان می‌شوند که بیرون رفتن از آن کاری است بس دشوار!

هر جدیدالورودی ابتدا باید ۳ روز در قرنطینه بماند و سپس به بندها منتقل می‌شود. انتقال به بندها خلاف قوانین حتی داخلی است و بر اساس جرم، سن، سابقه، وضعیت پرونده (بازداشت یا محکوم) میزان محکومیت، بیماری خاص و … صورت نمی‌گیرد.

همه افراد با جرائم متفاوت با هم نگهداری می‌شوند. ظاهراً بند ۱ و ۲ مختص معتادان است. بند ۳ و ۴ مخصوص جرائم سنگین و خطرناک است. این بندها جزء مخوف‌ترین و پرجمعیت‌ترین بندها هستند که حتی رئیس زندان، رئیس داخلی و معاونان و حفاظتی‌ها، هیچ یک جرأت ورود به این بندها را ندارند تا مبادا کتک بخورند.

بند ۵ و ۶ ظاهراً مخصوص جوانان نامیده می‌شود و بند ۷ ترکیبی از زندانیان غیر سیگاری هستند. بند ۸ بند مادران و زنان باردار و کودکان زیر دو سال است.

بندهایی نیز موسوم به ۱ و ۲ مشاوره هستند که از سایر بندها جدا هستند و توسط شهرداری جهت تبلیغات و ماست‌مالی‌های قوه قضاییه ساخته‌ شده‌اند. فضایی آرام‌تر از سایر بندها دارد و در ظاهر مخصوص کسانی است که از لحاظ روانی متعادل‌تر از سایرین هستند. حال آنکه در سایر بندها بسیاری زندانی متعادل وجود دارند که شرایط آنها را هم عاقبت نامتعادل خواهد کرد.

افراد ساکن در این بند گزینش شده و در عین حال مخلوط از همه جرائم و سنین هستند. همان‌طور که گفته شد در هیچ یک از این بندها تفکیک جرائم صورت نگرفته که بر اساس همین اصل تفکیک جرائم جای مرجان داوری و دراویش در زندان قرچک نیست.

در قرچک تعدادی از زندانیان رای کار نامیده می‌شوند. رای کاران کسانی هستند که تمامی کارهای خدماتی و مراقبتی و آشپزی و … به عهده آن‌هاست. در واقع تمامی کارهایی را که پرسنل و کارمندان می‌بایست انجام دهند و بابت آن‌ها حقوق‌های هنگفت دریافت می‌کنند را این زندانیان رای کار انجام می‌دهند. در سایر کشورها چنین زندانیانی برای مردم جامعه کار می‌کنند و در ازای کارشان از میزان محکومیت آنها کم می‌شود. اما در قرچک در بهترین حالت در ازای ماهانه ۱۰۰ هزار تومان و یا کارها، فقط در ازای زمان بیشتر تلفن و ملاقات حضوری که هر ۴ ماه مجاز است، انجام می‌شوند. اغلب مجبور به رخت‌شویی و بافتنی برای امرار معاش هستند. در تمام این امور، رای کاران متعهد می‌شوند که تمام مسئولیت‌ها و عواقب کارهایشان به عهده خودشان است. حتی درمان احتمالی و جبران حسنه است.

توهین‌ها و سوء استفاده‌ها از رای کاران، از آزار دهنده‌ترین مسائل است. اغلب زندانیان که وارد می‌شوند، معتادانی هستند که سقفی جز آسمان و تختی جز خیابان و هیچ مرهمی جز مواد نداشته‌اند و به جای کمپ ترک اعتیاد راهی زندان می‌شوند و به محض ورود در قرنطینه بدون هیچ مراقبت و اصول و دارویی مجبور به ترک مواد مضر می‌شوند. اگر حتی در حال مرگ باشند، فقط زندانیان دیگر مراقب آنها هستند و چیزی جز توهین و بی‌توجهی از مسئولین دیده نمی‌شود. حتی سیگار، چای و غذای بیشتر، به تلافی کمبودها، توهین‌ها و تحقیرها یا به خود آسیب می‌زنند یا دیگران.

در طی سه روزی که در قرنطینه‌اند یک پزشک عمومی بیمار آنها را ویزیت می‌کند. فقط از تعدادی انگشت شمار زندانی معتاد تست ایدز و هپاتیت می‌گیرند اما اگر مبتلا هم باشند از سر رأفت تفاوتی با دیگران ندارند! و آنها را به حال خود و بین دیگران رها می‌کنند. سپس یک مددکار که خود شدیداً نیازمند مدد است با فرمی به دست به سراغ زندانیان می‌آید و از او که روی برگه چرت می‌زند، می‌خواهد که به سؤال “آیا تاکنون در کلاس قرآن شرکت کرده‌اید یا خیر” جواب بدهد.

در قرچک از آب آشامیدنی، قاشق پلاستیکی، لیوان، میوه، لبنیات، غذا تا لباس و لوازم بهداشتی، همه می‌بایست از فروشگاه‌ها با چند برابر قیمت و با کیفیتی نازل خریداری شود. هر چند هفته یک بار یک نوع میوه به میزان ناکافی می‌آید که حتی به همه کسانی که قصد خرید دارند هم نمی‌رسد.

حال تصور کنید برای گذراندن زندگی خیلی خیلی ساده چه چیزهایی لازم است و کسانی که هیچ واریزی ندارند از کجا باید مایحتاج خود را تأمین کنند؟! اینجاست که زنی که به خاطر دعوا با مادر شوهر زندانی شده دزد هم می‌شود.

بهداشت در تمام این زندان امری است فاقد معنا. جایی بدون خون استفراغ و … قابل رؤیت نیست. آب تمام زندان شور است و در هر بند فقط یک شیر آب شیرین مخصوص آشامیدن وجود دارد که البته بیشتر از آب شور آسیب زننده است. زندانیان اغلب حتی یک دندان سالم هم ندارند و دچار ورم شدید شکم و دست و پا هستند. هزینه خدماتی چون دندانپزشکی با زندانی است و سایر خدمات پزشکی یا موجود نیست یا باشد هم خیلی کند و همراه با توهین و تحقیر است و خلاصه می‌شود در قرص‌های خواب‌آور شدید و متادون.

از آنجایی که این زندان پیش‌تر محل پرورش دام و طیور بوده است، جایی نیست که از انواع موش و حشرات و کرم‌های خاکی در امان باشد، حتی در غذاها آثاری از آنان مشهود است. همچنین در هیچ کجای این زندان نمی‌شود بدون بوی شدید فاضلاب و گاز سمی که از چاه‌ها خارج می‌شود، نفس کشید، صبح‌ها از شدت این گاز بدبو صدای سرفه نشانه بیدار باش است و احساس خفگی همه گیر است. به همین دلیل اکثراً دچار مشکلات ریوی شده‌اند.

غذای زندانیان نیز عاری از هر نوع گوشت و پروتئین است. کنجاله (سویای دامی) جایگزین مواد پروتئینی است و غذاهای بی‌رنگ و بی‌بو و سرد مدام در ظروف یک بار مصرف تکرار می‌شوند. بسیاری سال‌هاست که حتی یک لیوان چای ننوشیده‌اند، چرا که آب جوش یافت نمی‌شود، تا آب جوش به دست زندانیان برسد از آب‌های قطب شمال و جنوب هم سردتر است و پر از رسوب و البته شور.

سنگ و عفونت کلیه از رایج‌ترین بیماری‌ها در زندان است. اغلب زندانیان غذای کنسروی و نیمه‌پخته فروشگاه را به غذای بی‌کیفیت و مضر زندان ترجیح می‌دهند، حال آنان که این کنسروها می‌بایست حداقل ۲۰ دقیقه در آب بجوشند، اما از آنجایی که امکان آن هم وجود ندارد سرطان هم رایج شده است.

سال‌هاست مسئولین می‌خواهند گرم‌خانه‌هایی در زندان راه بیندازند که بشود آب جوشاند و غذا گرم کرد، اما فعلاً مسئولین مشغول‌اند! باید جیب‌های خود را از پول‌هایی که خیرین برای زندانیان می‌پردازند پر کنند!

نوروز ۹۷ حتی به اندک آجیلی که خیرین فراهم کرده و به هر زندانی به اغراق به اندازه یک مشت می‌رسید، رحم نکردند! اطراف زندان تا چشم کار می‌کند بیابان است اما زباله‌های زندان را داخل می‌سوزانند که تمام دود و ذغال و تکه‌هایی از مواد سوخته، اصلی جدا نشدنی از لباس‌ها و سر و صورت و ریه زندانیان شده است! پوشاک از زیر و رو باید خریداری شود، پوشاکی که پس از یک بار شستن تقریباً دیگر غیر قابل استفاده خواهد شد و چندین برابر قیمت است. اگر لباسی پاره شود حتی سوزن و نخی برای ترمیم نیست، البته هست ولی می‌بایست یک سوزن کج را از زندانیان دلال به قیمت ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومان خرید. البته حال شاید با توجه به قیمت دلار افزایش هم یافته باشد. فندک هم به همین منوال، موجود است.

بسیاری به خاطر سال‌ها استفاده از قاشق و ظروف پلاستیکی یک بار مصرف دچار بیماری گوارشی و ریه و … شده‌اند که یک قاشق استیل و بشقاب را نیز به همین ترتیب می‌شود خریداری کرد. اینکه این وسایل چگونه موجود است، خیلی عجیب نیست، اینها پاداشی ست که رئیس داخلی زندان (سکینه شاه علی) با هماهنگی رئیس زندان (مهدی محمدی) به جاسوسان و مزدوران خود می‌دهد. کسانی که با اشاره آنها بر سر زندانیان دیگر خصوصاً سیاسی می‌ریزند و کتکش می‌زنند (همان اتفاقی که برای خود ما رخ داد و حال برای دراویش تکرار می‌شود).

در بخشی به نام اشتغال تعدادی معدود از زندانیان صنایع دستی تولید می‌کنند؛ اما این صنایع که به قیمت‌های گزاف فروخته می‌شوند، سود بسیار ناچیزی برای زندانی سازنده آن دارد.

در کتابخانه نیز تنها کتاب‌های موجود، رمان‌های عاشقانه و کتاب‌های مذهبی و کتاب‌های انقلاب ۵۷ و جنگ ایران و عراق است. انقلاب و جنگی که ثمره‌ای جز وضعیت موجود نداشت و جا دارد به نویسنده این کتاب‌ها نظیر “معصومه آبادی” نویسنده “من زنده‌ام”، گفته شود خوشا به حالت که در دست بعثی‌ها اسیر بودی، چرا که شرایط تو به مراتب بهتر از کسانی بوده که حال در دست داعشی‌های وطنی اسیرند.

عصرها وقتی درب هواخوری بسته می‌شود، هیچ روزنه‌ای به هوای آزاد موجود نیست. نه دری نه پنجره‌ای. زندانیان تا صبح در فضایی بسته و خفه، در تخت‌هایی کوتاه غیر استاندارد و یا روی زمین و زیر چراغ‌هایی که هرگز خاموش یا کم نمی‌شوند، سر می‌کنند. زندانیانی که نمی‌دانند چه چیزهایی باید داشته باشند و تلاشی هم برای بهبود وضعیت خود نمی‌کنند، چرا که اساساً تصوری از شرایط بهتر ندارند.

این‌ها که می‌نویسم دیده‌های من از قرچک در طول ۳ ماه و نیم تبعید است و ناگفته‌هایی بسیاری هست که باید از زبان کسانی که سال‌هاست در آن‌جا مدفون شده‌اند، شنید. البته که بی‌انصافی است اگر نگوییم در آن زندان شاید اندک نفراتی حتی کمتر از انگشتان یک دست باشند، که برای بهتر شدن وضع زندانیان در تلاش هستند، اما با وجود فساد اخلاقی و قضایی سراسری که بر تمام زندان و ایران حاکم است، نه به جایی می‌رسند و نه تلاش آنها دیده می‌شود.

آری خانه از پای بست ویران است
باز هم ادامه خواهد داشت

آتنا دائمی فعال حقوق بشر بند زنان زندان اوین آذر ۹۷»
۱۹ آذر

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #آتنا_دائمی #زندانی_سیاسی #زندان_قرچک_ورامین #زنان_زندانی

۱۳۹۷ آذر ۱۸, یکشنبه

توحش محض در بازداشت و شکنجه یادگار داوودی عموی ۷۸ ساله ارژنگ داوودی

زندان های سیستان و بلوچستان بویژه زندان‌های زابل و زاهدان را با هیچ تعریفی نمی‌توان زندان نامید.


بهتر است آنها را به گفته خود زندانیان زاهدان کشتارگاه نامید. بازداشت و زندانی کردن عموی ۷۸ ساله ارژنگ داوودی و فرزندانش نمونه بسیار کوچکی از وحشی‌گری‌های مسئولین قضایی و زندانبانان این استان است. 
زندان‌های زابل و زاهدان در  مقام مقایسه به مراتب بدتر از زندان بدنام و مخوف دیزل‌آباد است.
به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان - نه به اعدام، آقای یادگار داوودی عموی ۷۸ ساله  زندانی سیاسی ارژنگ داوودی پس از آنکه چند ماه از سرنوشت آقای ارژنگ داوودی بی‌خبر بود، به همراه سه فرزندش پس از ۳ روز و طی ۲۲۰۰ کیلومتر مسافت طولانی در جاده‌های ناشناخته و حادثه‌خیز خود را به زندان زابل رساند تا از وضعیت این زندانی سیاسی اطلاع حاصل کند.
ایشان نه تنها موفق به کسب خبر و دیدار با برادرزاده‌اش در زندان زابل نشد، بلکه از طریق مسئولان عقده‌ای زندان زابل و در هماهنگی با ‌دادستان شهرستان به نام محمد سریزی و دادستان زاهدان به نام موحد به اتفاق همراهان خود با چشم‌بند به اداره کل اطلاعات استان سیستان و بلوچستان انتقال یافت. به مدت ۱۴روز به طور جداگانه مورد بازجویی‌های طاقت‌فرسای شبانه روزی قرار گرفت. 
پس از ۱۴ روز نگهداری آقای یادگار داوودی و همراهانش در دخمه‌های جداگانه و پرونده‌سازی، آنها را به شعبه ۶ بازجویی دادسرای انقلاب زاهدان اعزام و با صدور حکم ۱۵ میلیون تومان وثیقه نقدی برای هر کدام جداگانه از آنجا به زندان زابل انتقال دادند.
پس از یک هفته نگهداری در بدترین شرایط در زندان زابل با پرداخت مبلغ ۱۵ میلیون تومان آنها را آزاد کردند. از آن هنگام تاکنون که هر یک به شهرستان ایذه بازگشته‌اند، تهدیدها و ارعاب و ایجاد مزاحمتهای مکرر اداره اطلاعات این شهرستان نیز مزید بر علت شده و هفته ای یکبار بدون کمترین دلیل این فرد سالخورده را احضار کرده و برای او و خانواده اش ایجاد مزاحمت می نمایند.  
آقای یادگار داوودی عموی ۷۸ ساله ارژنگ داوودی پیش از این نیز در سال ۹۵ به علت ارتباط تلفنی با آقای ارژنگ داوودی در زندان، همراه با فرزندش محمود به سپاه پاسداران شهرستان ایذه بختیاری احضار و مدتی تحت شکنجه‌های روحی و روانی قرار داشت.

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #زندان_مرکزی_زاهدان #زندانی_سیاسی #معلم #ارژنگ_داوودی

شکستن پاهای ارژنگ داوودی با پرتاب از بلندی در قرنطینه زندان مرکزی زاهدان

شکستن پاهای ارژنگ داوودی با پرتاب از بلندی در قرنطینه زندان مرکزی زاهدان

آخرین اخبار از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی ارژنگ داوودی، پس از ماهها بی خبری حاکی از شکستن پاهای وی بر اثر پرتاب از بلندی در قرنطینه زندان مرکزی زاهدان است.


به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام در پی بی خبری چند ماهه از وضعیت معلم و زندانی سیاسی ۶۵ ساله ارژنگ داوودی اخبار دریافتی حاکی از اینست که این زندانی سیاسی در قرنطینه زندان زاهدان مورد شکنجه قرار گرفته و از بلندی به پایین پرتاب شده است.
آقای داوودی در دی ماه ۹۶ به زندان مرکزی زاهدان که زندانیان آن را کشتارگاه می نامند، منتقل شده وی را به سلولهای قرنطینه زندان زاهدان منتقل کردند.

آقای داوودی؛ از ۱۲ اسفند ماه سال۱۳۹۶ در قرنطینه زندان زاهدان دست به اعتصاب غذا زد و درباره علت اعتصاب غذایش گفته بود: « اعتصاب غذای اینجانب صرفا برای برخورداری از کمی هوا و کمی آفتاب است که به طرزی غیرانسانی از تاریخ ۴ مرداد ۹۶ تاکنون در زندانهای زابل و زاهدان از من سلب شده است.
آقای داوودی در همان ایام اعتصاب غذا در حالیکه پابند به پا و دستبند به دست داشت، به دفتر رئیس زندان مرکزی زاهدان محمد خسروی احضار شد. پس از بیرون آمدن از اتاق توسط معاون رئیس زندان غلامرضا قدیر در حالیکه پابند و دستبند داشت از بالای پله های طبقه دوم ساختمان به پایین پرتاب شد.
این زندانی ۶۵ ساله که بدلیل پابند و دستبند قادر به کنترل نبود، در اثر پرتاب دچار شکستگی ران پای راست از دو نقطه، شکستگی ساق پای چپ، در رفتن کتف و ضرب دیدگی مهره های کمر شد. او تا آخر عمر قادر به راه رفتن نیست و هم اکنون در حد بسیار محدودی با واکر قادر به حرکت است.

این در شرایطی است که آقای داوودی در یک اتاقک تاریک و کثیف در قرنطینه محبوس می‌باشد. این اتاقک از زمان ساخت تاکنون نور ندیده و حتی یکبار سمپاشی نشده است. آقای داوودی در این سلول کثیف علاوه بر بیماریهای قند و چربی خون و ناراحتی به بیماری پوستی نیز مبتلا شده است. 
در همین ایام مسئولان زندان زاهدان عموی ۷۸ ساله او به نام یادگار داوودی و پسرانش را که پیگیر وضعیتش شده بودند دستگیر، تهدید و ۲ ماه بازداشت کردند و سرانجام با اخاذی میزان زیادی پول از آنها آزادشان کردند.
شایان ذکر است که حکم تبعید آقای داوودی به زندان زابل بوده است. اما به علت نامعلوم به قرنطینه زندان زاهدان منتقل شده است.

اخبار ما را در سایت جوانه ها
و کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام دنبال کنید
#ایران #حقوق_بشر #زندان_مرکزی_کرج #زندانی_سیاسی #معلم  #ارژنگ_داوودی