‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران٫مسعودعرب چوبدار٫احمدشهید. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران٫مسعودعرب چوبدار٫احمدشهید. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

نامه مسعود عرب چوبدار به احمد شهید در باره حمله وحشیانه مامورین زندان به دو زندانی بی دفاع

#ایران - نامه مسعود عرب چوبدار به احمد شهید در باره حمله وحشیانه مامورین زندان به دو زندانی بی دفاع 




زندانی سیاسی زندان رجایی شهر مسعود عرب چوبداردر نامه ای به احمد شهید در باره صحنه دردناک حمله وحشیانه و حیوانی به دو زندانی بی دفاع را توصیف کرده و اضافه میکند که این صحنه هر روز در زندان رجایی شهر در حال وقوع است. 
این زندانی سیاسی همچنین اضافه میکند که وی را پس از مشاهده این صحنه تهدید به سکوت کرده و رئیس زندان به وی گفته است: اگر خبری از این اتفاق به بیرون درز کند مسعود حتما با تو برخورد خواهم کردچون فقط تو در آنجا بودی و از ماجرا با خبری .
همچنین در نامه آمده است که از خروج مسعود عرب چوبدار از سالنی که در آن محبوس است جلوگیری میشود و وی امکان تردد به مکانهای دیگر زندان از جمله کتابخانه و بهداری زندان را ندارد. 
متن نامه وی را در زیر می خوانید:

جناب آقای احمد شهید
با سلام
جناب آقای احمد شهید اینجانب مسعود عرب چوبدار را حتما به خاطر دارید زندانی که قریب به چهارسال می باشد در زندان های این حکومت ضد بشری در بدترین شرایط به سر می برم. حتما از مشکلاتم در زندان که در نامه های قبلی ام در مورد آنها توضیح داده ام با خبرید. از مشکلات جسمی و وضعیت بیماری ام تا رفتارهای غیرانسانی که در زندان با بنده شده است.
این بار باز هم خواستم در مورد زندان گوهردشت و مشکلات جدی که توسط مسئولان این زندان برایم به وجود آمده توضیح بدهم که هر روز به آنها اضافه می شود و تا حدی جدی شده که خروجم را از سالنی که در آن محبوس شده ام ممنوع کرده اند و حتی حق مراجعه به بهداری زندان جهت ویزیت پزشک و پیگیری دلیل عدم اعزام به مراکز درمانی را ندارم. در همین رابطه به دفتر ریاست بند آقای شجاعی مراجعه کردم که ریاست زندان محمد مردانی هم در آنجا حضور داشت. شروع به صحبت نکرده بودم که خبری به ریاست زندان رسید و سریع از درب فرعی بند خارج شد و چند دقیقه بعد صدای ضجه های دردناکی به گوشم رسید و وقتی از درب فرعی وارد سالن اصلی زندان شدم صحنه ای دردناک را پیش روی خود دیدم. واقعا نمی دانم چطور باید توصیف کرد من دو سال در حفاظت اطلاعات ناجا گزارش ها و تخلفات بسیاری در مورد خشونت پلیس دیده بودم ولی دیگر این صحنه که به عین شاهد آن بودم نه نوعی از خشونت بود و نه نوعی از تنبیه بدنی در زندان... این فقط یک رفتار حیوانی بود که من را به یاد حمله های دسته ای از شغال ها یا کفتارها در جنگل می انداخت!!!
هجوم زندانبان ها به دو زندانی و ضرب و شتم آنها به طور وحشیانه و زیر پا انداختن آنها و با ضربات پا به سر این دو زندانی کوبیدن به گونه ای که انگار این رفتار آنها را ارضاء می کرد. آنها برای رسیدن به دو زندانی انگار با هم مسابقه داشتند و همدیگر را به عقب هول می دادند گویی برای این دسته شغال ها ضیافتی به راه افتاده بود و از تمام قسمت های زندان شغال ها به سمت این دو زندانی هجوم می آوردند. صدای نعره های بلند آنها تمام سالن اصلی زندان را گرفته بود کسی بی نصیب نماند. جدا از رئیس زندان، معاون زندان (امیریان)، رئیس بند دو (حسن مهدی فر)، رئیس بند قرنطینه (گودرزی)، رئیس گارد زندان ( زلف علی)، معاون پیگیری زندان (میرزایی) و رئیس یگان حفاظت در آنجا حاضر بودند. بعد از حدود 20 دقیقه ای که آنها می زدند و آن دو زندانی فریاد می کشیدند اما فایدهی نداشت دریغ از رحم و مروتی در وجود آنها...!!!
صدای فریاد قطع شد و برای آنها چه اتفاقی افتاد که دیگر حتی صدای آنها هم در نمی آمد نمی دانم...!!! به هر حال آنها از حال رفته بودند...
بعد از بازگشت رئیس زندان به اتاق طبق معمول تهدیدها شروع شد که اگر خبری از این اتفاق به بیرون درز کند مسعود حتما با تو برخورد خواهم کردچون فقط تو در آنجا بودی و از ماجرا با خبری و در ادامه همچنان اعلام کرد که خروج من از بند ممنوع می باشد حال با وجود تهدید رئیس زندان نتوانستم سکوت کنم. در میان گرفتاری های خود که حتی از کمترین حقوق یک زندانی که تماس با خانواده اش می باشد و یا مطالعه کتاب که ورود به آنجا هم ممنوع می باشد یا درمان زندانی بیمار در مراکز درمانی خارج از زندان و ملاقات با خانواده که به دلیل جلوگیری از خروج من از بند این حق هم از بنده صلب شده نمی توانم در مقابل این رفتار گماشته شده از سوی حکومت با زندانیان سکوت کنم، بار دیگر کرامت انسانی و حقوق بشر اسلامی که سید علی خامنه ای از آن سخن می گوید به مشت و لگدهایی تبدیل شد و بر بدن یک انسان فرود آمد و حقوق شهروندی که برادران لاریجانی در قوه قضاییه از آن سخن می گویند به باتوم تبدیل شد و هاشور زد بر پشت انسانی بی دفاع... هنوز این خبر کامل به گوش شما نرسیده باید بگویم که متاسفانه یک زندانی دیگر هم هم اکنون در معاونت حفاظت اطلاعات زندان زیر ضربات باتوم و شوکر توسط ریاست حفاظت اطلاعات (مردی) و پرسنل او از جمله جلاد بزرگ مضارع فریاد بر آسمان بلند کرده و این اتفاقات ناگوار و غیر بشری هر روز و هر لحظه در زندان گوهردشت در حال وقوع می باشد. در حالی که جمهوری اسلامی در مجامع بین المللی حرف از حقوق بشر می زند و تمام گزارش های شما را کذب می داند... سیاسیون به جای سخن گفتن از نقض حقوق بشر در کشورهای دیگر باید نگاهی هم در داخل کشور بیندازند و شاید هم به صلاح آنها نیست...!!! و هیچ صحبتی نمی توان کرد جز اینکه ظلم و ستم تا مغز و استخوان این حکومت دیکتاتوری رخنه کرده است.
مسعود عرب چوبدار زندانی سیاسی زندان گوهردشت (رجایی شهر کرج)

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


۱۳۹۴ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

نامه اعتراضی مسعود عرب چوبدار به تکذیب گزارش احمد شهید توسط قوه قضاییه

#ایران - نامه اعتراضی مسعود عرب چوبدار به تکذیب گزارش احمد شهید توسط قوه قضاییه 



زندانی سیاسی مسعود عرب چوبدار از زندان رجایی شهر بدنبال تکذیب گزارش احمد شهید توسط لازیجانی طی نامه ای به فشارهای وارده طی همین چند روز اخیر پرداخته و نگرانی خود را از انتقال سه زندانی که اخیرا با ضرب و شتم به بندهای دیگر منتقل شده اند اعلام میکند. 

اینجانب مسعود عرب چوبدار که سالهاست در زندان های حکومت ضد بشری جمهوری اسلامی به اتهام افشاگری اسناد محرمانه ی فعالیت های غیرقانونی حکومت که علی خامنه ای آن را حرام اعلام کرده بود و اقدام علیه امنیت کشور به سر می برم بعد از شنیدن خبر تکذیب گزارش آقای احمد شهید نماینده سازمان ملل در امور در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران توسط شما بنده اعلام می دارم تمام گزارش صحت دارد و نمونه آن جهت اطلاع شما همین امروز که بعد از ماه ها اجازه ی تماس تلفنی با خانواده به اینجاب به مدت 5 دقیقه داده شد.
با این حال به هنگام تماس با خانواده مامور حفاظت اطلاعات زندان با مزاحمت و رفتار توهین آمیز از پیش تعیین شده مانع تماس 5 دقیقه ای یک فرزند با مادر پیر و دل نگران خود شد.
آقای جواد لاریجانی که صحبت از حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی می کنید در حالی که در زندان هم دست از آزار و اذیت زندانی بر نمی دارید 3 تن از دوستان من (فرید آزموده-بهزاد ترحمی-ایرج حاتمی) دو روز پیش با ورود وحشیانه گارد زندان به سالن سیاسی زندان رجایی شهر توسط ماموران زندان به بندهای عادی زندان منتقل شدند و امیدی برای زنده ماندن هم ندارند و باید در بندهای مخوفی زندگی که نه زنده بمانند و این خود نوعی آدم ربایی می باشد این بود عیدی سال نو به مادر بنده و خانواده های نگران دوستانم.
اگر واقعا نظر شما به این است که در زندان های شما حقوق بشر نقض نمی شود بنده از شما درخواست می کنم تشریف بیاورید به زندان رجایی شهر تا من با مستندات خود از این زندان مخوف و فساد سازمان یافته آن پرده بردارم.
و پیام آخر مسعود عرب چوبدار به شما؛ تا آخرین نفس ایستاده ام و دیر نیست روزی که تقاص تمام این زجرهایی که به ما وارد کرده اید در حضور مردم از شما پس بگیریم.
مسعود عرب چوبدار - زندان گوهردشت (رجایی شهر کرج)

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

۱۳۹۴ دی ۳, پنجشنبه

نامه مسعود عرب چوبدار به احمد شهید از زندان رجایی شهر

#ایران - نامه مسعود عرب چوبدار به احمد شهید از زندان رجایی شهر 

این جنازه را قبل از تدفین کالبد شکافی کنید
خطاب به احمد شهید
اینجانب مسعود عرب چوبدار که قریب به سه سال است که در زندان های رژیم آخوندی جمهوری به اصطلاح اسلامی برای بار پنجم به سر می برم را حتما می شناسید.
با توجه به اتمام دوران محکومیت خود هم اکنون مسئولین مرتبط حتی بیماری هایم را نادیده گرفته و تازه شروع به تهدید نمودن اینجانب در مورد دستکاری در پرونده و روال معمول آزاد شدن از زندان نموده اند. فعلا در زندان رجایی شهر که بیشتر به گورستان شباهت دارد به سر می برم. از دسترسی به داروهایی که به آنها نیاز مبرم دارم جلوگیری به عمل آمده و قسمت عمده این داروها به سرقت رفته است. ازآنجایی که در این رژیم دکل نفتی هم یک شبه ناپدید می شود گم شدن داروهای من چیز ناچیزی است. بیماری من از نوع نورولوژی بوده که در اثر شکنجه های مزدوران امنیتی در بازداشتگاه سپاه برای بنده اتفاق افتاده و با مرگ دست و پنجه نرم می کنم. به دلیل بی توجهی و عدم رسیدگی ها در خصوص این قضایا به ناچار دست به اعتصاب غذا و دارو می زنم و چنانچه این وضعیت تا چند روز آینده ادامه پیدا کند اعتصاب را به صورت خشک یعنی عدم استفاده از مایعات ادامه خواهم داد.
جناب اقای احمد شهید سعی کردم به صورت مختصر موارد بسیاری از ستم هایی که به من در این سیستم روا داشته شده است را به شما بازنمایی کنم.
شاید من هم همانند دوستانم شاهرخ زمانی، افشین اسانلو، محسن دگمه چی، منصور رادپور و ... توسط این جلادانی که در هر شکل و لباسی ظاهر می شوند به آرامشی ابدی دست یافتم. به امید روزی که در این سرزمین و وطنم حقوق بشر معنی واقعی خود را بیابد.
مسعود عرب چوبدار زندانی سیاسی سالن 12
گورستان زندگان - فراموشگاه رجایی شهر