‏نمایش پست‌ها با برچسب زرتشت احمدی راغب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زرتشت احمدی راغب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۱, شنبه

اعتصاب غذای اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده از فیس زرتشت احمدی راغب

#ایران - اعتصاب غذای اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده از فیس زرتشت احمدی راغب 



درود . آذرماه پارسال در حیاط بند ۸ زندان اوین روی سکوی باغچه کوچک نشسته بودم ، جعفر عظیم زاده آمد و در کنارم نشست ، پرسید اعتصاب غذا کردی ؟ با خنده گفتم آره ، باز هم پرسید : اعتصاب خشک ؟ پاسخ دادم : چاره نیست باید در زندان هم مبارزه کرد ، البته جعفر به همه راز و رمز مبارز آشنا بود و از من خواست که دست از اعتصاب غذا بردارم و به خودم آسیب نزنم ، رویش را بوسیدم و گفتم اجازه بده ادامه بدهم ، عصبانی شد و گفت : با اعتصاب خشک که نمی توانی ادامه بدهی حداقل تبدیل به اعتصاب تر کن ، تو که به خشونت انتقاد داری با این روش خشن خشونت را تایید می کنی . دوست فعال و مبارز سندیکایی درست می گفت اما گاهی لازم است که به خودت ستم کنی تا صدایت شنیده شود . در این میان اسماعیل عبدی هم به ما پیوست با ه‍مان آرامش و خنده همیشگی و از من خواست که دست از اعتصاب بردارم و لجاجت نکنم ، رسول بداقی هم به جمع ما پیوست و سه تایی شروع کردند به نصیحت من ، برای هر سه آن دوستان دربند احترام و ارج ویژه ای قایل بودم اگر کمی هم ادامه می دادند نمی توانستم حرفشان را نپذیرم ، دوست دیگری صدایم کرد و بهانه شد که از آن بین بگریزم تا بتوانم ادامه دهم . و اینک که بیانیه اعتصاب غذای اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده می بینم و می شنوم که دست به اعتصاب غذا در زندان زده اند بیاد آن روزها می افتم ، براستی چه شده که این دو فعال راستین صنفی و مبارز واقعی دست به این خشونت زده اند ؟ جرا جسم و جان خود را به خطر انداخته اند ؟ آری ، برای اعتراض ، برای شنیدن شدن صدایشان ، برای فریاد بر علیه بیداد و بی عدالتی و فقر و قانون شکنی که سکه روز ایران شده است . اسماعیل و جعفر هر دو فرهیخته و آرام که به این سادگی ها فریاد نمی زنند ، اما دیگر جان به لب شده اند از این همه ستم و فشار و نامردمی . صدای فریاد این دو عزیز مهربان را همه شنیدیم و پس از این نگران سلامتی و جانشان خواهیم بود . اما آیا مقامات نهادهای قضایی و امنیتی که شکم های بر آمده شان مملو از مرغ و بوقلمون و کباب و ... هر روزه است و اندیشه افزودن به حساب بانکی و املاک بیشتر دارند ، می دانند که اعتصاب غذا یعنی چه ؟ و چه آسیب هایی بر این زندانیان وارد می کند ؟ بعید می دانم که سیر از گرسنه خبر داشته باشد . در این میان دیگر فعال صنفی معلمان بهشتی لنگرودی نیز برای چندمین بار دست به اعتصاب غذا زده تا اعتراضش را فریاد بزند . و کاری که من می توانم در حمایت از این دوستان ارجمند انجام بدهم نخست روشنگری و رساندن صدای آنها به همراه دیگر دوستانی که این کار را می کنند ، و سپس اگر ببینم که نهادهای مربوط صدای این یاران را نمی شنوند بزودی پرچم و بیرق دادخواهی در حمایت از این دوستان و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی را در برابر زندان اوین برافرازم تا آزادی همه یاران دربند ......


در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


۱۳۹۵ فروردین ۶, جمعه

زرتشت احمدی راغب: گناه افشین سهراب زاده هم میهن دردمند چیست ؟

#ایران - زرتشت احمدی راغب: گناه افشین سهراب زاده هم میهن دردمند چیست ؟


درود . دوستان و هم میهنان جان ، نوروز و سال نو را دوباره شادباش می گویم . چندی پیش دوستی مهربان شماره مرا به افشین سهراب زاده زندانی سیاسی محبوس در زندان میناب داد و این جوان دردمند و بیمار به من زنگ زد و خلاصه ای از شرایط دردناک خود را برایم بازگو کرد و درخواست یاری داشت ، در میان گفتگو کمی سربسرش گذاشتم و مزاح کردم تا از حال و هوای درد و رنج بیرون آید و گفتم که همکاری با کومله تو را در سرآغاز جوانی به دردسر انداخته (البته این موضوع را در خبرها و سایت ها دیده بودم ) . افشین گفت : باور می کنید که هنوز اسلحه را از نزدیک ندیده ام و این اتهامات دروغی بیش نیست ، فقط اندیشه های چپ دارم همین . حال اینکه این جوان را در دادگاهی که به قول خودش 5 دقیقه طول نکشیده به 25 سال زندان محکوم کرده اند . پیش از آن هم آزار و زجر و شکنجه دیده است . به هر روی آنچه انسانیت و دفاع از حقوق بشر حکم میکرد انجام دادم و از دوستان یاری خواستم و قرار شده داروهایش را ارسال کنند ، چون این جوان بیمار و از سرطان روده و خونریزی رنج می برد . دیروز که زنگ زد حالش خیلی بد بود و می گفت که خونریزی و درد شدید دارد اما کسی توجه به حال وخیم او نمی کند و مدیران زندان اهمیت نمی دهند ، از هوای بسیار گرم و خفقان آور زندان میناب برایم گفت و اینکه هر چه در میزند پاسخش را نمی دهند! . براستی گناه این جوان کرد هم میهن دردمند چیست ؟ 5 سال از دوران جوانیش را در زندان سپری کرده و همچنان مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفته . افشین می تواند به مرخصی برود و خود را درمان کند اما وثیقه 100 میلیونی می خواهند که در توان او و مادر پیرش نیست . امیدوارم نهادها و فعالان حقوق بشر تلاشی برای این زندانی سیاسی انجام دهند و مسئولان قضایی و زندان راهی برای آزادی و مداوای یک انسان و شهروند ایران بیابند . امید به ازادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی .......

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید