گزارشات رسیده از زندان مرکزی ارومیه حاکی از وضعیت خطرناک و تشنج در بند فوق امنیتی جدید است و وضعیت سلامتی زندانیان سیاسی منتقل شده به این بند به شدت در خطر میباشد.
به گزراش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام ۱آذر۹۹، بدنبال انتقال اجباری زندانیان سیاسی به بند فوق امنیتی زندان مرکزی ارومیه (بند هدایت) از روز جمعه سی ام آبانماه، زندانیان دچار سر درد و سرگیجه و حالت تهوع ناشی از وجود و کارکرد دستگاههای پارازیت انداز در داخل بند و اتاقهایشان شده اند.
این وضعیت به گونه ای است که از امروز صبح شنبه اول آذرماه، تمامی ۴۸ زندانی این بند بدلیل عوارض سوء ناشی از کارکرد دستگاههای پارازیت به شدت بیمار شده و به بهداری مراجعه کرده اند.
بنا بر اظهارات منابع موثق، امواج دستگاههای پارازیت به حدی قوی است که حتی تلویزیونهای بند نیز مختل شده و کار نمی کند.
علیرغم اعتراض و شکایت مستمر زندانیان اما مسئولین زندان تاکنون هیچ اقدامی برای رفع این مشکل و جمع آوری دستگاههای پارازیت انداز نکرده اند.
گزارشها حاکی است که در حال حاضر فضای این زندان ملتهب است و زندانیان نسبت به این شرایط به شدت معترض هستند.
همچنین خانواده های زندانیان بشدت نگران سلامت فرزندان و اقوام زندانی خود میباشند.
درباره بند فوق امنیتی در زندان مرکزی ارومیه:
این بند شرایطی بسیار بدتر از زندان گوانتانامو دارد.
این بند دارای ۵ اتاق حدودا ۳*۵ است و قرار است در هر اتاق شش تخت سه طبقه بزنند. به این ترتیب در یک اتاق ۱۵ متر مربعی ۱۸ زندانی مستقر میشوند.
برای هر اتاق در راهرو و مقابل در ورودی اتاق یک دوربین نصب شده است.
سه دوربین روبروی در ورودی و سالن قرار داده شده است.
یک دوربین برای اندرزگاه
یک دوربین برای آرایشگاه
یک دوربین برای آشپزخانه
یک دوربین برای سرویس بهداشتی
دو دوربین در حیاط
نصب این تعداد دوربین در یک محوطه بسیار کوچک، بیانگر شدت کنترل و مراقبت روی زندانیان است.
به نسبت تعداد زندانیان برای هر پنج زندانی یک دوربین اختصاص داده شده است در حالی که در سایر بندهای این زندان که جمعیت آنها بیش از ۹۰۰ نفر است فقط ۹ دوربین نصب است.
علاوه بر این در هر اتاق دو دستگاه پارازیتانداز نصب شده است. این دستگاهها سرطانزا هستند و بر اعصاب و روان زندانیان اثرات بسیار منفی می گذارند.
هر اتاق تنها یک پنجره کوچک دارد که مشکل زندانیان برای تهویه و ورود و خروج هوای سالم را حل نمی کند.
این بند دارای یک حیاط کوچک ۱۰۰ متری است. گفتنی است که ارتفاع دیوارهای حیاط این بند ۸ متر است که مانع تابش نور خورشید بخصوص در زمستان میشود.
ورود و خروج از این بند که دارای دو درب ورودی پشت سر هم است، ممنوع می باشد.
در هر بند دستگاه شنود نصب است و کلیه مکالمات زندانیان استراق سمع می شود.
گزارشی که ملاحظه میکنید، همراه با کروکی درونی زندان مرکزی کرج ، توسط یک منبع مطلع ، برای کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام، ارسال شده است.
این گزارش که با مجموعه ای از کروکی ها و نقشه ها همراه است که آن را بصورت کامل مستند میکند.
درباره ندامتگاه مرکزی کرج:
ندامتگاه مرکزی کرج در اصل یکی ازسالن های زندان قزلحصار است. بعد از اینکه کرج استان شد، این قسمت جدا شد و به جرایم اجتماعی در استان البرز اختصاص یافت. هنوز از این قسمت به زندان قزلحصار راه دارد و نیروهای گارد از این قسمت رفت و آمد می کنند و برای شورش های احتمالی از این قسمت امکان تبادل نیرو وجود دارد.
آمار زندانیان
در فصل های سرد سال آمار زندانیان در زندان مرکزی کرج تا ۱۰ هزار نفر هم میرسد. به این دلیل که بسیاری از معتادان برای در امان ماندن از سرما، وارد زندان میشوند ولی در فصل های گرم سال، تعداد زندانیان به حدود ۷ هزار نفر در زندان حضور دارند.
اتاقهایی تقریبا ۱۵ الی ۲۰ متری با گنجایش ۴۰ تا ۶۰ نفره است. بدلیل کمبود جا، عدهای از زندانیان دو نفره روی یک تخت میخوابند. بسیاری از زندانیان مجبورند در راهرو و تا کنار سرویس بهداشتی بخوابند و روز را در هواخوری زندان سپری کنند.
خرید و فروش و قاچاق در زندان
هر تخت بین ۵۰۰ هزار تا ۲میلیون تومان توسط وکیل بند خرید و فروش میشود. البته افسر شیفت سالن و سایر مأموران زندان هم در این معامله، نقش پررنگی دارند و پولهای کلان به جیب می زنند.
مواد مخدر بصورت سیستماتیک توسط کارمندان و ماموران زندان وارد سالن شده و با نظارت وکیل بند توسط شخص سوم با ۱۰ برابر قیمت بیرون، به زندانیان معتاد فروخته میشود.
وکیل بند هر سالن بازوی اجرایی تمامی درگیری ها، خرید و فروش مواد، حذف فیزیکی زندانیان و یا بایکوت کردن زندانیان معترض است. حتی ورود سیم کارت و موبایل هم توسط مأموران و زیر نظر رئیس زندان انجام میگیرد و هر چند وقت یکبار خود کادر و گارد زندان با حمله به داخل سالنها همه موبایلها را گرفته و دوباره بعد از کمیاب شدن موبایل و مواد، توسط کادر زندان به قیمت بالاتر به فروش میرسد.
توزیع متادون توسط بهداری و پزشک هر روز صبح انجام میگیرد و متادون باعث میشود زندانیان دچار افسردگی، بیحالی و سستی شدید شوند. اگر متادون صبح روز بعد قطع شود، شدیدا دچار خماری شده و مجبورند برای درد نکشیدن دست به هر کاری بزنند تا مواد مخدر رایگان دریافت کنند.
برای ماموران و کارمندان زندان بهترین و با ارزش ترین شیفت کاری شب است که براحتی در معاملات مواد و گوشی و … میتوانند سود خوبی داشته باشند.
وضعیت بهداشت و درمان
زندانیان از نظر بهداشت شدیدا دچار مشکل هستند و انواع و اقسام بیماریهای پوستی و عفونتی بین زندانیان وجود دارد. این زندانیان از حداقلهای درمانی و پزشکی برای رسیدگی به بیماریهایشان محروم هستند.
آغاز اعدام های جمعی در ندامتگاه مرکزی کرج:
تا قبل از سال ۹۵، اعدام های ندامتگاه مرکزی کرج به زندان قزلحصار فرستاده میشد. اما بعد از شورش بزرگی که داخل زندان قزلحصار اتفاق افتاد و بدلیل اینکه اعدام ها روند رو به افزایشی داشت، داخل خود ندامتگاه سکوی اعدام جمعی درست کردند و در همان محل، اعدام ها را انجام می دهند.
بعد از ۶ شهریور ماه سال ۹۵ که ۱۲ زندانی را بصورت جمعی اعدام کردند و خبرها و فیلمهای آن به بیرون راه پیدا کرد، تمامی کادر مدیریت و حفاظت تعویض شدند و قوانین سختگیرانه ای به مورد اجرا گذاشته شد.
کروکی درونی زندان مرکزی کرج
سالن مجردی (انفرادی):
سالن مجردی ( انفرادی) که به آن سالن ۱۲ هم میگویند، برای شکنجه و نگهداری زندانیان قبل از اعدام و تنبیه مورد استفاده قرار می گیرد.
اسلحه خانه و ادوات ضدشورش:
قسمت اسلحه خانه و ادوات ضدشورش همیشه نگهبان ثابت دارد و محافظت شده است و توسط برج دیدبانی که در شمال غرب زندان وجود دارد، رصد میشود.
ورود به این محدوده، کنترل شده است. از آنجایی که سقف بتونی دارد و امنیت قوی تر دارد، اسلحه خانه است.
البته اسلحه خانه اصلی را خارج از محوطه قرار داده اند برای اینکه در زمان شورش دسترسی زندانی ها به سلاح وجود نداشته باشد.
پارکینگ مهمانان:
پارکینگ مهمانان کمی عقب تر از پارکینگ مدیران زندان در قسمت خاکی قرار دارد.
دربهای برقی:
۲ درب برقی یکی بعد از زیر هشت، و یکی قبل از ورود به راهروی اصلی وجود دارد.
زیر هشت:
در اصطلاح خود زندانیان زیر هشت افسر نگهبانی مربوط به زندانی ها است. در اصل انتظامات است که مستقیم با زندانی ها ارتباط دارد.
در زیر هشت یک دستگاه XR وجود دارد، قبل از درب برقی شماره ۱ که نظارت به عهده افسر زیر هشت است. درب امنیتی شماره ۱دقیقا بعد از زیر هشت است، یعنی قبل از عبور از درب برقی۱، باید از دستگاه XR عبور بشود.
در طبقه بالای زیر هشت هم اتاق های حفاظت برای کنترل ورود و خروجی وجود دارد. کارهای اجرایی برای XR در طبقه بالای زیر هشت است و طوری است که از راهروی بالا هم افسرنگهبانی و هم دستگاه قابل دیدن و کنترل است. در زیر هشت هم ادوات ضدشورش موجود است.
اتاق حفاظت:
اتاق حفاظت که در نقشه مشخص است اتاق ریاست و اداری و اصلی است.
مسیر خودرو و پیاده:
از جاده اصلی قزلحصار که به سمت ندامتگاه مرکزی کرج، مسیر خودرو و مسیر پیاده تا جلوی درب اصلی مشترک است. در قسمت درب اصلی برای خودرو چال تعبیه شده است تا زیر ماشین های ورودی و خروجی ( ماشین های حمل زباله و بهداشتی وخوراکی) بازرسی شوند.
قسمت ورودی محوطه زندان:
وقتی وارد محوطه بعد از دیوار بتونی و نگهبان میشوید، روبرو یک درب بزرگ است که چال بازرسی دارد. دست راست درب نفر و دست چپ یک اتاقک کوچک و پنجره آهنی که یک سرباز داخل آن است که موبایل و اسلحه و لوازم ورود کننده ها را نگهداری می کند و یک شماره کمد به آنها میدهد تا موقع خروج وسایل را پس بگیرند.
ساختمان انتظار ملاقات شوندگان:
کارهای اداری برای وام و نام های آزادی و اجرای احکام و ملاقات حضوری و اداری کارکنان در ساختمان انتظار مقالات شوندگان است. طبقه پایین سالن انتظار و طبقه بالا کارهای اداری است.
قسمت های انتهایی زندان :
قسمت های انتهایی زندان دور از دسترس است و امکان ورود به این قسمتها غیرممکن است. این قسمت ها مربوط به نگهداری زندانیان پیش از اعدام و اجرای احکام است.
این قسمت به زندان قزلحصار وصل است ولی فقط برای مواقع ضروری مورد استفاده قرار میگیرد. البته تا قبل از اینکه داخل خود ندامتگاه سکوهای دار گروهی ساخته بشود، زندانی های اعدامی را از این قسمت انتهایی برای اجرای حکم اعدام به قزلحصار میبردند.
سالن بهداری:
سالن آبی رنگ کنار بهداری جزو ساختمان بهداری است. کنار آشپرخانه محوطه هواخوری است.
هواخوری:
در قسمت هواخوری خط کشی زمین والیبال مشخص است.
بند جوانان:
جوانان در دو بند نگهداری میشوند. بند ۵، بند خاص اعتیاد و جرایم حمل و نگهداری مواد است. در بند ۹ سایر جوانان را نگهداری می کنند.
شکنجه در زندان:
شکنجه در زندان بیشتر بر عهده حفاظت زندان است. این نفرات خیلی در دسترس نیستند و بیشتر در سایه قرار دارند که دیده و شناخته نشوند.
تماس زندانیان:
محل تماس زندانیان داخل هر سالن است. تا سال ۹۵ زندانیان میتوانستند به هر شماره ای که بخواهند تماس بگیرند، از بعد از سال ۹۵ و آمدن حفاظت جدید، فقط به سه شماره که از قبل در کارتشان باشد، میتوانند زنگ بزنند.
اعدام های جمعی:
در بین ۱۱ نفری که در تاریخ ۶ شهریور ۹۵ در زندان مرکزی کرج بصورت گروهی اعدام کردند، ۲زندانی دیگر هم اعدام شدند که هیچوقت اسامی آنها اعلام نشد. زیرا آنها را از جای دیگری آورده بودند و این اعدام گروهی را شکل دادند که اعدام این دو زندانی را مخفی نگه دارند.
زندانیان سیاسی و عقیدتی را هم که زیر شکنجه در زندان رجایی شهر و یا قزلحصار و یا خود ندامتگاه، میکشتند، بعنوان اعدامی اعلام می کردند تا به این شکل کشته شدن زندانی زیر شکنجه پنهان بماند.
شکنجه گران:
در حال حاضر «کولیوند» در ندامتگاه، شکنجه ها و اعمال خشونت برعلیه زندانی ها را برعهده دارد.
اما تمامی شکنجه گران هر چند وقت یکبار بین زندان های استان جابجا میشوند. به دلیل افشا شدن و مسائل امنیتی، «حاج خادم» در رجایی شهر همه کاره است و شکنجه ها و سرکوب ها را بر عهده دارد. اما هر وقت لازم باشد به ندامتگاه هم می آید. « حاج خادم» خانه اش در فردیس کرج است و همواره یکسری اراذل و اوباش دور و برش هستند.
خبرهای دریافتی حاکی از شیوع کرونا در بند ۴ زندان اوین و ابتلای زندانیان سیاسی و جرائم عادی به این ویروس است. این درحالیست که مسئولین زندان هیچ اقدای برای جلوگیری از شیوع بیماری نکرده و بیماران مبتلا را در کنار سایر زندانیان رها کرده اند.
به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به عدام ۲۶آبان ۹۹، سرمای شدید و نداشتن گرمایش در بند ۴ زندان اوین، باعث بیماری شمار زیادی از زندانیان شده است. ویروس کرونا در بند ۴ زندان اوین شیوع پیدا کرده، ۴ نفر با تست مثبت کرونا و بقیه زندانیان بدون انجام تست در کنار سایر زندانیان محبوس هستند و هیچ قرنطینهای وجود ندارد.
در پی محرومیت زندانیان بند ۴ زندان اوین از گرمایش و سرمای شدید در سالنها، هم اکنون ویروس کرونا در بند ۴ شایع شده است. گزارشها حاکی است که در حال حاضر، دستکم ۴ تن از زندانیان محبوس در بند ۴ به اسامی غلامرضا آبانلو، محمدرضا جهانبانی، محمدرضا توسلی و محمد غفاریان به کرونا مبتلا شده و تست آنها مثبت اعلام شده است.
محمد غفاریان از متهمان به جاسوسی هم اکنون بدلیل وخامت حالش به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شده است.
غلامرضا آبانلو از هواداران مجاهدین خلق، محمدرضا جهانبانی و محمدرضا توسلی از زندانیان متهم جرائم مالی هم اکنون به بهداری زندان منتقل شده اند.
غلامرضا آبانلو ۱۰ روز پیش بیمار شده و علائم کرونا داشته و بعد از گرفتن تست، او را به بند بازگرداندند که حالش به وخامت گرایید. پس از ۱۰ روز به وی گفته شده که تست کرونای او مثبت است. اما با این حال در کنار دیگر زندانیان در بند، نگهداری می شود.
سیستم گرمایش سالن و اتاقها کار نمی کند. شوفاژها خراب و یا قطع، و فضای اتاقها بسیار سرد است. در شبهای اخیر زندانیان بدلیل سرمای محیط، امکان استراحت نداشتند. پس از اعتراض زندانیان به این شرایط، از طرف مسئولان زندان به آنها گفته شده که سیستمها قدیمی و خراب است و امکان درست کردن آنها نیست.
در نتیجه این شرایط، هم اکنون تعداد زیادی از زندانیان محبوس در این بند با علائم مبتلایان به کرونا و سرماخوردگی وجود دارند که به ایشان گفته شده بهداری زندان از آنها تست کرونا نمی گیرد.
به گفته مسئولان بهداری زندان اوین، از این پس دیگر از بیماران تست کرونا گرفته نخواهد شد و علت را عدم وجود شرایط انتقال به بیمارستان بیرون اعلام کرده اند.
در پاسخ به اعتراض زندانیان برای گرفتن تست کرونا، از جانب عوامل زندان، به آنان گفته شده: «اگر تست بگیریم تست شما نیز مثبت خواهد بود. اما چون نمی توانیم شما را بیرون ببریم و بیمارستانی در بیرون نیست، بروید در بند استراحت کنید».
به موجب این گزارش زندانی سیاسی دیگری به نام لقمان امین پور با علائم تنگی نفس، تب و لرز شدید، ضعف و درد شدید استخوانی که مشابه علائم کروناست، در وضعیت وخیمی در بند ۴ بدون رسیدگی های پزشکی و درمانی نگهداری می شود.
زندانی سیاسی لقمان امین پور، ۲۹ ساله، لیسانسه و شاغل در کار معاملات ملکی پیش از این از اسفند ۹۶ تا اسفند ۹۸ به مدت دو سال در زندان اوین به اتهام تبلیغ علیه نظام و هواداری از مجاهدین خلق محبوس بود. وی پس از آزادی، مجددا در خرداد ۹۹ به اتهام تبلیغ علیه نظام، بازداشت و به زندان اوین بازگردانده شد. او هم اکنون بلاتکلیف در بند ۴ این زندان بسر می برد.
غلامرضا آبانلو زندانی سیاسی ۳۵ ساله، در سال ۹۸ بازداشت و به اتهام ارتباط با مجاهدین خلق و تبلیغ علیه نظام بصورت بلاتکلیف در این زندان محبوس است.
محمدرضا جهانبانی در اسفند ۹۸ به اتهام مالی محکوم شده و محمدرضا توسلی نیز از متهمان مالی محکوم به زندان است.
جان زندانیان در بند ۴ زندان اوین در خطر است. اینک شماری از زندانیان که تست آنها مثبت اعلام شده، بعنوان ناقل ویروس در میان سایر زندانیان نگهداری می شوند.
به یاد زنان جان باخته در اعتراضات آبان ۹۸ ، زنانی که رو در روی هیولای ولایت ایستادند.
در اعتراضات سراسری آبانماه ۹۸ با زنان و دختران و مادران شجاعی آشنا شدیم که در شهرهای مختلف ایران در اعتراض به چهل سال فقر و سرکوب و تبعیض به خیابانها آمدند.
زنانی که از زمان انتشار خبر گرانی بنزین فریاد می کشیدند: «ماشینهایتان را در همینجا در خیابانها خاموش کنید».
زنانی که بی پروا در میدان شلیک گلوله جنگی و گاز اشک آور ماموران جانی خامنه ای، به یاری مجروحان رفتند و خود نیز جان باختند.
زنانی که خود مادر بودند اما برای آینده ای روشن در ایران آزاد برای همه فرزندان این مرز و بوم صدای خود را علیه خامنه ای بلند کردند و فریاد کشیدند؛ «مرگ بر خامنه ای» و «مرگ بر دیکتاتور».
و دخترکان معصوم و بی گناه که تنها خواستشان داشتن کشوری آزاد بود تا در آن زنان بخاطر جنسیتشان مورد تحقیر و توهین و سرکوب قرار نگیرند.
کشوری که در آن شنیدن صدای زنان در عرصه هنر و موسیقی ممنوع نباشد.
کشوری که در آن زنان بتوانند سرنوشت خویشتن خویش را خود تعیین کنند و در هدایت و مدیریت کشور در سطوح رهبری کننده نقش جدی داشته باشند.
و هزاران آرزوی دیگر.
بی تردید نام این زنان دلاور بر لوح تاریخ مبارزات درخشان ملت ایران ثبت خواهد شد.
ما نیز در کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام؛ یاد زنان جان باخته در اعتراضات آبان ۹۸ را گرامی میداریم.
در این گزارش، مرور سریعی داریم بر سرخط اعتراضات سراسری آبان ۹۸ که بدنبال گرانی بنزین، در سراسر ایران شکل گرفت. این گرانی که زندگی را بر مردم کم درآمد و اقشار محروم جامعه تنگ کرده بود، بنزینی بود بر خشم و نارضایتی انباشته شده مردم علیه حاکمیتی که در ۴۱ سال گذشته جز نابودی و فقر و بیکاری ارمغانی برای ملت ایران نداشته است. در این اعتراض بزرگ و سراسری، دهها کودک و نوجوان، جوانان و زنان بر اثر شلیک مأموران لباس شخصی و پاسداران، به سر و قلبشان جانباختند.
۲۴ آبان۹۸
نیمه شب جمعه سهیمه بندی بنزین با نرخ هر لیتر بنزین آزاد ۳ هزار تومان و سهمیه ای ۱۵۰۰ تومان توسط دولت روحانی اعلام شد
این گرانی، بنزینی بود بر نارضایتی مردم محروم و اقشار کم درآمد که آتش آن سراسر ایران را فراگرفت. اعتراضات عمدتاً در محلات کارگری و فقیرنشین شهری متمرکز شکل گرفت
اعتراضات در ادامه خود به شورش گرسنگان علیه حاکمیت با شعارهای مرگ بر خامنه ای و مرگ بر دیکتاتور تبدیل شد
هنگامی که مأمورین امنیتی اقدام به سرکوب خشونت بار و پاسخ مردم با گلوله کردند، خیابانها به صورت منطقه جنگی درآمد
ساختمانهای دولتی، خودروهای پلیس، بانکها، مراکز بسیج، حوزه های علمیه، فروشگاههای زنجیره ای وابسته به سپاه پاسداران تخریب و به آتش کشیده شدند
در سیرجان اعتراضات بالا گرفت و دستکم یک پمپ بنزین به آتش کشیده شد و یک نفر هم در حمله نیروهای امنیتی به تجمعکنندگان توسط مأموران به قتل رسید
در اهواز مردم با تجمع در مناطقی از شهر با سر دادن شعار «اهوازی با غیرت، ماشینتو خاموش کن» خواستار خودداری شهروندان از خرید و مصرف بنزین شدند.
معترضان در مشهد خودروهای خود را در بلوار وکیلآباد خاموش کرده و از حرکت سر باز زدند. آنها شعار میدادند: «روحانی حیا کن، مملکت را رها کن» و «دیکتاتور حیا کن، مملکت را رها کن».
در بهبهان مردم معترض شعار میدادند: «بنزین گرانتر شده، فقیر فقیرتر شده» و یک شعبه بانک ملی به آتش کشیده شد.
در امیدیه، مردم دست به تجمع و اعتراض زدند و جاده این شهر به آغاجاری را بستند و ترافیک بسیار سنگینی را ایجاد کردند.
در شهرک قدس تهران، مردم در شامگاه جمعه۲۴آبان تجمع و اعتراض کرده و یکی از خودروهای یگان ویژه را واژگون کردند.
۲۵ آبان
شنبه ۲۵ آبان اعتراضات در تهران بالا گرفت و مردم برخی از اتوبانها از جمله اتوبان همت، اتوبان تهران-کرج و بلوار بابایی و تهرانپارس را بستند و در زیر پل ستارخان شعار سر دادند: «پول نفت گم شده خرج فلسطین شده»، «مرگ بر گرانی» و «مرگ بر دیکتاتور»، «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم»، «توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه».
معترضان در شرق تهران، با سنگ و آجر اتوبان امام علی را بستند و با نیروهای انتظامی که به سمت مردم گاز اشکآور پرتاب کردند درگیر شدند.
در شیراز و اصفهان مردم معترض خودروهای خود را در خیابانها خاموش کردند، مسیر را بسته و شعار سردادند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»
دامنه اعتراضات و درگیریها به بندرعباس، اصفهان، ماهشهر، گچساران، خرمشهر، بابل، بیرجند، شوشتر، اندیمشک و قم گسترش پیدا کرد و در اصفهان و کرمان چند پمپ بنزین به آتش کشیده شد.
جوانان در شهریار مجسمه انگشتر خمینی که در میدان شهر نصب شدهبود را به آتش کشیده و آن را وسط خیابان اصلی شهر (خیابان ولیعصر) قرار دادند.
چند بانک در تهران، اندیشه، اسلامشهر، بهبهان، جاده ساوه و رباط کریم و یک حوزه علمیه در اصفهان به آتش کشیده شد.
۲۶آبان
روز ۲۶ آبان ماه، خامنهای به صحنه آمد و از تصمیم سران قوا برای افزایش قیمت بنزین حمایت کرد و به مأموران و نیروهای سرکوبگرش برای کشتار معترضین در کف خیابانها چراغ سبز داد.
شلیک مستقیم به معترضان
از بعدازظهر روز ۲۵ آبان، مأموران در شهرهای مختلف ایران هم در کف خیابانها و هم از بالای ساختمانها با گلولههای جنگی مردم را مورد هدف قرار دادند و از زن و مرد و کودک و نوجوان را کشتند
در کرمانشاه مأموران امنیتی، با کمین کردن و نشانهگیری، به سوی معترضان تیراندازی مستقیم کردند.
در شهر صدرا در شیراز بسیجی ها و مأموران لباس شخصی از بالای پشتبام پایگاه بسیج بر روی معترضان آتش گشودند. علاوه بر این در صدرا با هلی کوپتر از بالا به سوی مردم معترض شلیک کرده و شمار زیادی را کشتند.
تأیید شلیک به مردم
پس از اعتراضات آبان ۱۳۹۸، لیلا واثقی، فرماندار شهر قدس در استان تهران، اعلام کرد که در روز ۲۵ آبان شخصاً به نیروی انتظامی دستور داده به معترضانی که وارد فرمانداری شده بودند شلیک کنند.
قتل عام در نیزارِ ماهشهر
در ماهشهر در جنوب ایران، پاسداران با استفاده از سلاحهای نیمه سنگین جنگی، همچون دوشکا و تیربار، جوانان معترض را هدف قرار داده و شمار زیادی را در نیزار شهرک جراحی به قتل رساندند. ۴۰ تا ۱۰۰ نفر از جوانان همانجا با رگبار دوشکا و تیربار سنگین نیروهای امنیتی قتلعام شدند.
۲۷ آبان
در ادامه اعتراضات سراسری، دانشجویان دانشگاههای تهران، تبریز، بابل و ارومیه تجمعات اعتراضی بر پا کردند. همچنین شوراهای صنفی دانشجویان کشور اعلام کرد در تاریخ ۲۷ آبان دانشجویان دانشگاه تهران دست به تجمعی در اعتراض به «سه برابری نرخ بنزین»، «وضعیت فاجعهبار معیشتی» و «سرکوبهای سنگین و بیرحمانه» زدند که چندین آمبولانس حامل نیروهای لباس شخصی وارد دانشگاه شدند و ۵۰ تن از دانشجویان را دستگیر و داخل آمبولانس کردند و آنها را به زندانهای فشافویه و اوین انتقال دادند.
در ۲۷ آبان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیهای معترضان را به «برخورد قاطع» تهدید کرد و آنان را «اغتشاشگر» و «کینهتوز» نامید.
قطع سراسری اینترنت
در پی آغاز اعتراضها به افزایش قیمت بنزین اینترنت در ایران با اختلال روبرو شد. از صبح دومین روز اعتراضات و پس از آن که اعتراضها در ایران گسترش یافت، دسترسی کاربران به وبسایت شماری از سایتهای داخلی مانند خبرگزاریها محدود شد. اطلاعرسانی رسانهها دربارهٔ حوادث با محدودیت روبهرو شد و شهروندان هم برای ارسال فیلم و تصاویر با مشکلاتی مواجه شدند. در نهایت تا پایان روز ۲۵ آبان، ۹۵درصد اینترنت در ایران قطع شد.
وبسایت نتبلاکس، سازمان غیردولتی نظارت بر اینترنت، با تأیید اختلال در تلفن همراه و اینترنت ایران اعلام کرد که میزان دسترسی به اینترنت جهانی در ایران در پی قطعی اینترنت، به حدود ۴٪ الی ۷٪ آمار معمول رسیدهاست.این وبسایت گزارش داد که قطعی اینترنت در ایران، روزانه ۳۶۹ میلیون دلار زیان به اقتصاد کشور وارد میکند.
خشم ملت علیه حاکمیت به روایت آمار
بنا بر گزارش رحمانی فضلی وزیر کشور کابینه روحانی، بیش از ۵۰ پایگاه و پاسگاه نظامی مورد حمله قرار گرفت. ۳۴ آمبولانس، ۷۳۱ بانک، ۱۴۰ مکان عمومی، ۹ مرکز مذهبی، ۷۰ پمپ بنزین، ۳۰۷ خودرو، ۱۸۳ خودرو نظامی و ۱۰۷۶ موتور سیکلت نیروهای سرکوبگر آتش زده یا تخریب شد.
در مدت اعتراضها چندین حوزه علمیه، دفتر و بیت مربوط به امامان جمعه و نمایندگان ولیفقیه مورد حمله واقع شد. بنابر گزارشهای رسمی، مدرسه علمیه زنان کوثر کرج، المهدی اهواز، زینبیه اصفهان، خاتمالانبیا شیراز، سفیران هدایت شیراز، امام حسن شهر گویم، حوزه علمیه شهرستان کازرون، مصلی و دفتر امام جمعه شهر قدس، دفتر امام جمعه شهر صدرا، دفتر و بیت نماینده ولی فقیه در یزد و امام جمعه بندر امام، توسط جوانان مورد حمله قرار گرفتند و برخی از این مکانها توسط معترضان به آتش کشیدهشدند.
آمار دستگیری ها و جانباختگان
دستکم ۸ هزار نفر از جوانان و معترضین بازداشت و روانه شکنجه گاهها و زندانها شدند.
حسین نقوی حسینی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در تاریخ ۵ آذر ۱۳۹۸ آمار بازداشت شدگان را تا هنگام مخابره خبر، حدود ۷۰۰۰ نفر اعلام کرد.
خبرگزاری رویترز در گزارش ویژه خود در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۹ تعداد کشته شدگان را ۱۵۰۰ نفر اعلام کرد.
مسئولین کشتار و سرکوب معترضین آبان ۹۸
۱.علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و فرمانده کل قوا
۲.حسن روحانی، رئیس شورای عالی امنیت ملی و زیر مجموعه آن شورای امنیت کشور
اعضای شورای عالی امنیت ملی بهعنوان نهاد تصمیمگیرنده سطح عالی:
۳.علی لاریجانی (رئیس مجلس)،
۴.سیدابراهیم رئیسی (رئیس قوه قضائیه)،
۵.علی شمخانی (نماینده رهبر در شورا و دبیر شورا)،
۶.سعید جلیلی (نماینده رهبر در شورا)،
۷.محمدباقر نوبخت (رئیس سازمان برنامه و بودجه)،
۸.عبدالرضا رحمانی فضلی (وزیر کشور)،
۹.محمدجواد ظریف (وزیر امور خارجه)،
۱۰.سید محمود علوی (وزیر اطلاعات)،
۱۱.محمدحسین باقری (رئیس ستاد کل نیروهای مسلح)،
۱۲.حسین سلامی (فرمانده کل سپاه). فرمانده سپاه طبق قانون، عضو ثابت شورا نیست اما عرفاً عضو شورای عالی امنیت ملی است و در جلسات آن شرکت میکند.
و سایر طراحان و مسئولان کشتار
۱۳.محمدجعفر منتظری در جایگاه دادستان کل کشور
۱۴.حسین اشتری فرمانده نیروی انتظامی
۱۵.حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه
واکنش های بین المللی و نهادهای حقوق بشری
مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده در نخستین واکنشها به اعتراضات ایران گفت: پس از چهل سال بیداد، مردم پر افتخار ایران در مورد سوء استفادههای حکومتشان ساکت نمینشینند. ما هم ساکت نخواهیم ماند. او سخن یکسال و نیم پیش خود را با این عنوان که من پیامی برای مردم دارم اینگونه تکرار کرد: ایالات متحده صدای شما را میشنود. ایالات متحده از شما حمایت میکند. ایالات متحده با شماست.
عفو بینالملل در گزارشی مبتنی بر تحقیقات چند ماهه خود اعلام کرد «به جز چهار مورد، همه قربانیان بر اثر اصابت گلولههای نیروهای امنیتی – از جمله اعضای سپاه پاسداران و بسیج و مأموران نیروی انتظامی – جان باختهاند؛ گلولههای مرگبار این نیروها اغلب به سمت سر یا بالاتنه قربانیان شلیک شده، و این نشان میدهد که هدف آنان شلیک به قصد کشتن بودهاست.»
۱۶ گزارشگر ویژه و کارشناسان سازمان ملل متحد در ۲۰ دسامبر ۲۰۱۹ از مقامات جمهوری اسلامی خواستند که تمامی افرادی که در جریان اعتراضات اخیر، بهطور خودسرانه زندانی شده و مورد بدرفتاری قرار گرفتهاند را آزاد کنند. آنها همچنین در مورد بیش از صدها نفری که کشته شدهاند ابراز نگرانی کردند
در ۲۰ مه ۲۰۲۰ عفو بینالملل از سازمان ملل خواست در مورد کشتار بیرحمانه معترضان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در آبان ۱۳۹۸ تحقیق کند.
در شهریور ۱۳۹۹ جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران در گزارش تازه خود با برجسته کردن برخورد «خشونتآمیز» حکومت جمهوری اسلامی ایران با معترضان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، اظهار داشت که این برخوردها منجر به کشته شدن صدها نفر، بازداشت هزاران نفر و «شکنجه» آنان و احکام سنگین اعدام در «دادگاههای ناعادلانه» شدهاست.
در روز چهارشنبه ۱۴ اسفند سازمان عفو بینالملل اعلام کرد که: «در ادامه تحقیقات خود به شواهدی دست یافتهاست که نشان میدهد نیروهای امنیتی ایران دست کم ۲۳ کودک را در جریان اعتراضات سراسری در آبان ۱۳۹۸ کشتهاند».
میشل باشله کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل در ۱۵ آذر ۱۳۹۸ گفت: «تصاویری دریافت کردهایم که به نظر میرسد نیروهای امنیتی از روی بام ساختمانها و سوار بر بالگرد به معترضان در حال فرار از پشت سر تیراندازی میکنند، و این که مستقیم به صورت یا اعضای حیاتی معترضان تیراندازی میکنند.»
روز یکشنبه ۵مرداد، دو زندانی در زندان ارومیه جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند. به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام، یکشنبه ۵مرداد۹۹، دست کم دو زندانی که به اتهام قتل در زندان مرکزی ارومیه محبوس بودند جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند. یکی از آنها به نام «علی عبدی» از بند ۱-۲ زندان ارومیه میباشد که پیشتر به اتهام قتل بازداشت شده و به اعدام محکوم شده بود. زندانی دوم از بند جوانان زندان ارومیه است اما هنوز اسم و مشخصات او برای سایت جوانه ها محرز نشده است. گزارشات حاکی است آخرین ملاقات به خانواده این زندانیان داده شده و درصورت عدم جلب رضایت یا اخذ مهلت از اولیای دم، اعدام آنها قریب الوقوع میباشد. احتمال انتقال افراد بیشتری جهت اجرای حکم اعدام در این زندان وجود دارد. شایان ذکر است روز گذشته نیز دو زندانی در زندان سنندج جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند. کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام ضمن محکوم کردن این حکم ضدانسانی خواهان توقف احکام اعدام در ایران میباشد. حکم اعدام با هر دلیل و بهانهای که صورت بگیرد ناقض تمامی قوانین و اصول پایهای حقوق بشربین المللی است و باید بطور کامل لغو شود. خانمدیانا الطحاوی، معاون خاورمیانه و شمال آفریقا در عفو بینالملل در مورد مجازات اعدام در ایران گفت: «ما صدور و اجرای مکرر مجازات اعدام توسط مقامات ایرانی را قویاً محکوم میکنیم. آنها با این عملکرد، کشور ایران را در مقام شرمآور دومین مجری بزرگ اعدام در جهان قرار دادهاند. هیچ توجیهی برای استفاده از این مجازات به غایت بیرحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز وجود ندارد و ما از مقامات ایرانی میخواهیم که آن را برای همیشه منسوخ کنند.»برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید
دیوان عالی کشور حکم اعدام ۵ نفر دیگر از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه ۹۶ را تایید کرد. – این خبر متعاقبا تکمیل میشود خبرها حاکی است که حکم اعدام ۵ نفر از بازداشت شدگان اعتراضات دیماه ۹۶ توسط دیوان عالی کشور تایید شده است. به گفته برخی منابع این افراد هر کدام به اتهام «محاربه» و «بغی» به اجرای دوبار اعدام محکوم شدهاند! اسامی پنج نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۹۶ که حکم اعدام آنها در دیوان عالی کشور تایید شده عبارت است از: ۱- مهدی صالحی قلعه شاهرخی ۲- محمد بسطامی ۳- مجید نظری کندری ۴- هادی کیانی ۵- عباس محمدی
۵تن از معترضین دیماه ۹۶ زیر حکم اعدام وکیل یکی از ۵معترض محکوم به اعدام گفته است: «در اعتراض دی۹۶ در خمینیشهر اصغر رشیدی به ضرب گلوله کشته شد. خانواده از نیروی انتظامی شکایت کردند، اما دوستانش که در میان معترضین بودند بازداشت شدند و نهایتا هر کدام به اتهام محاربه و بغی به دوبار اعدام محکوم شدند. این افراد در اعتراضات دی۹۶ در خمینی شهر اصفهان حضور داشتهاند اما تحت فشار وادار به اعتراف علیه خود شدهاند. در دادنامه پنج معترض محکوم به اعدام اصفهان ذکر شده است: «با توجه به زندانی بودن متهمین مذکور، در اغتشاشات ۹۸ در خمینیشهر (محل سکونت معترضین) هیچ اغتشاش یا تخریبی صورت نگرفته است.» بنابراین آنها بدون داشتن هیچ جرمی به محاربه و بغی متهم شده و به ۲ بار اعدام محکوم شده اند. شایان ذکر است پیشتر نیز حکم اعدام ۵ نفر از معترضین آبان ماه در دیوان عالی کشور تایید شده بود. منجمله سه تن از آنها که بدلیل یک اعتراض جهانی دیوان عالی مجبور به پذیرش اعاده دادرسی در مورد پرونده شان شد. گفتنی است در اعتراض به این احکام ضد انسانی، مردم ایران و جهان با بیش از ۱۱ میلیون بار هشتگ اعدام نکنید اعتراض خودشان را نشان داده بودند. همچنین ایالات متحده آمریکا و سازمان عفو بین الملل و بسیاری وزرای کشورهای مختلف در موضع گیری های جداگانه ای خواهان لغو این احکام ضدانسانی شده بودند. شایان ذکر است اعتراضات سراسری دیماه ۹۶ در اعتراض به گرانی از مشهد شروع شد و به سرعت به سایر شهرها گسترش یافت. از صبح روز هفتم دی ماه، تظاهرات بزرگی در مشهد در اعتراض به گرانی و سیاستهای اقتصادی دولت روحانی آغاز شد. این تظاهرات و اعتراض بسرعت در سایر شهرهای ایران گسترش پیدا کرد و دو هفته پیاپی در بیش از ۱۴۲ شهر استمرار داشت. تظاهرکنندگان ابتدا شعارهایی علیه گرانی سردادند اما به فاصله اندکی، شعارها رنگ سیاسی بخود گرفت و رأس حاکمیت یعنی خامنهای را هدف قرار داد. مردم در شهرهای مختلف با شعارهای «مرگ بر خامنهای»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «مرگ بر دیکتاتور»، «گرانی بهانه است کل نظام نشانه است»، «اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا»، اعتراض خود را علیه تمامیت نظام فاسد و جنایتکار ولایت فقیه نشان دادند. در این اعتراضات دهها تن بازداشت و نزدیک به ۴۵ نفر بدست نیروهای حکومتی کشته شدند. این خبر متعاقبا تکمیل خواهد شد.