‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران٫حقوق بشر٫آرش صادقی٫گلرخ ایرایی٫اعتصاب غذا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ایران٫حقوق بشر٫آرش صادقی٫گلرخ ایرایی٫اعتصاب غذا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ دی ۱۸, شنبه

نامه آرش صادقی :اعتصاب مجدد در صورت برگردانیدن گلرخ ایرایی به زندان

#حقوق بشر #ایران -نامه آرش صادقی :اعتصاب مجدد در صورت برگردانیدن گلرخ ایرایی به زندان 



زندانی سیاسی آرش صادقی که چند روز پیش پس از به مرخصی فرستادن همسرش به اعتصاب غذای ۷۲ روزه خود پایان داده بود٫در نامه ای از داخل زندان ضمن تشکر از حمایت عموم مردم٫در باره چرایی و خواسته هایش توضیحاتی داده و نوشت:
 همسرم پیش از آنکه به‌عنوان یک فرد و همسر من مطرح باشد نمادی از همه دختران و زنان و حتی مردان این مرزوبوم است که حداقل حقوق بدیهی آن نقض می‌شود و در عین بیگناهی قربانی می‌شوند مانند: زینب جلالیان، نرگس محمدی، آتنا دائمی، فهیمه اسماعیلی، مریم اکبری، فاطمه مثنی، آزیتا رفیع زاده، ریحانه طباطبایی، فریبا کمال آبادی، هاجر پیری، افسانه بایزیدی، ریحانه حاج دباغ، الهام فراهانی، مهوش شهریاری، علی شریعتی، سعید شیرزاد، کوروش زعیم، احمد عسگری، کیوان کریمی، سعید ملک پور، نوید کامران، بهنام موسیوند و بسیاری دیگر درگذشته و حال افسوس که گلرخ ها در جامعه ما چه بسیارند که حتی شمارش موارد و مصادیق ستم علیه آن ها از توان من و این قلم خارج است.

وی همچنین در نامه خود اعلام کرد که در صورت بازگرداندن گلرخ ایرایی به زندان مجددا اقدام به اعتصاب غذا خواهد کرد.

متن نامه آرش صادقی به این شرح است:

پس از ۷۲ روز اعتصاب غذا و پافشاری بر دو مطالبه جدی یعنی آزادی همسرم گلرخ ایرایی و همین‌طور اعاده دادرسی وی در تاریخ ۹۵/۱۰/۱۴ به اعتصاب غذای خود پایان دادم. در طی این مدت بسیاری از دوستان، روزنامه‌نگاران، فعالین سیاسی، فعالین مدنی و حقوق بشری، دانشجویان، دانش آموزان و هنرمندان، ورزشکاران، زندانیان سیاسی سابق و فعلی، معلمان و فعالین کارگری و اعضای محترم خانواده زندانیان و قربانیان ۸۸ و دهه شصت (مادران داغدار) با پیام‌های پرمهر خود و حمایت‌های صادقانه‌شان از من و همسرم ما را در پیگیری خواسته مشروعمان یاری کردند و به ما قوت قلب دادند. امتنان از یکایکتان را وظیفه خود میدانم. بسیاری از این دوستان بودند که کتباً یا به‌طور شفاهی علاوه بر اعلام حمایت و همبستگی خود با نگرانی از من می‌خواستند برای حفظ سلامتی خود از اعتصاب غذا صرف‌نظر کنم و به شیوه‌های دیگر مطالبات خود را پیگیری کنم.

البته به دلیل شرایط جسمانی دوره اعتصاب موفق نشدم به نامه‌های پرمهر تمامی دوستان درد آشنا پاسخ بدهم که بدین‌وسیله از این بزرگواران پوزش می‌طلبم.

در رابطه با چرایی اعتصاب غذا و خواسته‌هایم لازم دیدم نکاتی چند را با دوستان درمیان بگذارم:

۱-پیش از هر چیز باید تاکید کنم دلیل و انگیزه اصلی من از اعتصاب غذا بیش از آنکه صرفاً مطالبه آزادی یک فرد بی‌گناه باشد مطالبه یک حق انسانی و اعتراض به رویکرد ظالمانه و تمامیت‌خواهانه دستگاه امنیتی و سلب و نقض حقوق انسانی و شهروندی بوده و هست مهم‌ترین اعتراض و نقطه تمرکز من، اعتراض به برگزاری دادگاهی غیابی و عدم اختصاص فرصت دفاع به همسرم و به طبع آن صدور حکم سنگین و فاقد ادله قضایی و عرفی و حتی شرعی علیه وی بوده است. که فراتر از همسرم گلرخ تمامی اصول اخلاقی و انسانی را مورد تعرض قرار داد. ما با مجموعه‌ای در دستگاه امنیتی مواجهیم که حتی به قانون خودساخته خود نیز پایبند نیستند نمونه‌ی آن موارد متعدد نقض قانون در پرونده همسرم از بازداشت و انتقال به خانه امن سپاه تا محاکمه غیابی درحالی‌که زیر تیغ جراحی بود و توان حضور در دادگاه را نداشت و پرونده پزشکی ایشان نیز به دادگاه ارائه شده بود تا بازداشت وحشیانه توسط همان ارگان و انتقال به زندان برای اجرای حکم غیرقانونی. از سوی دیگر همین آفات ناشی از ظلم و بی‌عدالتی تکلیف سنگینی را بر دوش این فرزند کوچک ملت ایران قرار داد تا با استفاده از همه توان خود و با توسل به تمامی راه‌های مسالمت آمیز به این ظلم اعتراض کنم. چه اینکه رواج تداوم این رویکرد می‌تواند به معنای قربانی شدن بسیاری از زنان و مردان دیگر این مرزوبوم باشد که هیچ وجدان بیداری نمی‌تواند آن را تحمل کند.

۲-افزون بر اجحافی که در جریان بررسی پرونده علیه همسرم شکل گرفت بهانه قرار دادن و استناد به داستانی منتشر نشده در نقد سنگسار و آن هم لحاظ سنگسار به‌عنوان مقدسات که بنیان حکم ناعادلانه دادگاه غیابی قرار گرفت من را متقاعد ساخت که برای بازنمایی این خطای فاحش و باز اندیش درباره نسبت میان مسئله‌ای که هیچ‌گونه مبنای قانونی (مطابق همان قوانین خودساخته جمهوری اسلامی) و شرعی نداشته باید گامی برداشت تا این رویه کثیف پرونده‌سازی متوقف و پایان پذیرد.

۳-نهایتاً حمله خشونت‌بار تا به دندان مسلح مأمورین اطلاعات سپاه و کوفتن در با میله سنگین به‌قصد شکستن درب منزل ما و انگیزه بازداشت و انتقال همراه با خشونت همسرم به زندان که از جهات بسیاری خود رفتاری غیرانسانی بود و البته در طی این سال‌ها به‌دفعات و در مورد بسیاری از دوستان و عزیزانمان شاهد این رفتارها و صدمات ناشی از ان بوده‌ایم مرا ناگزیر ساخت با در دست گرفتن جان خود بلندترین اعتراض ممکن را به این ظلم بیان کنم و دادخواهی همسرم را نزد هیئت‌منصفه ای به بزرگی ملت ایران و همه‌ی انسان‌های عدالت‌خواه دنیا ببرم.

به هر سه دلیل مورداشاره گلرخ ایرایی همسرم پیش از آنکه به‌عنوان یک فرد و همسر من مطرح باشد نمادی از همه دختران و زنان و حتی مردان این مرزوبوم است که حداقل حقوق بدیهی آن نقض می‌شود و در عین بیگناهی قربانی می‌شوند مانند: زینب جلالیان، نرگس محمدی، آتنا دائمی، فهیمه اسماعیلی، مریم اکبری، فاطمه مثنی، آزیتا رفیع زاده، ریحانه طباطبایی، فریبا کمال آبادی، هاجر پیری، افسانه بایزیدی، ریحانه حاج دباغ، الهام فراهانی، مهوش شهریاری، علی شریعتی، سعید شیرزاد، کوروش زعیم، احمد عسگری، کیوان کریمی، سعید ملک پور، نوید کامران، بهنام موسیوند و بسیاری دیگر درگذشته و حال افسوس که گلرخ ها در جامعه ما چه بسیارند که حتی شمارش موارد و مصادیق ستم علیه آن ها از توان من و این قلم خارج است.
می‌دانستم و میدانم که وظیفه‌دارم صدای همه آن ها باشم و ازاین‌پس هم به‌قدر توان و بضاعت خود در این مسیر می‌کوشم.
در مورد همسرم نیز امیدوارم این بار با بررسی پرونده در دیوان زمینه تبرئه وی محیا شود که اگر به هر انگیزه‌ای و به‌رغم اذعان مسئولین قضایی مبنی بر بی‌گناهی وی نیروهای امنیتی بخواهند متعرض او شده و بار دیگر گلرخ را به زندان منتقل کنند وظیفه و مسئولیت خود در حمایت از گلرخ را در قالب اعتصاب غذای مجدد ادامه خواهم داد و به این بدعهدی پاسخ‌خواهم داد.

۴-نهایتاً پیرامون سخنان اخیر دادستان تهران آنچنان که از طریق مطبوعات مطلع شدم گفته‌اند: در تاریخ ۹/۱۰/۹۵ مدیرکل زندان‌های استان تهران در رابطه با این محکوم درست همان روزی که فضاسازی‌ها برای این فرد افزایش‌یافته به دادستان نامه نوشت و با اعلام شکسته شدن اعتصاب غذا خواستار مرخصی وی شد همچنین در آخرین ملاقات آرش صادقی با نماینده دادستان تهران درخواست مرخصی وی اخذشد و با توجه به فک اعتصاب در مسیر اقدام قرار گیرد.

اولاً با توجه به دست‌نوشته این‌جانب سه شنبه ۱۴/۱۰/۹۵ مبنی بر پایان اعتصاب پس از آزادی همسرم در این تاریخ از طریق نماینده دادستان در اختیار ایشان قرارگرفته است. احتمال می‌دهم دادستان محترم فراموش کرده باشند تقویم رومیزی خود را از نهم دی ورق بزنند و به همین دلیل در محاسبه تاریخ پایان اعتصاب غذا دچار خطا شده‌اند.

ثانیاً دادستان محترم تهران به خوبی آگاه هستند که من نه در طول ۷۲ روز دوره اعتصاب غذا و نه در پایان این دوره و آخرین ملاقات با نماینده دادستان حاضر به نگار درخواست مرخصی اعم از استعلاجی و غیره نشده‌ام و اساساً در شرایط حاضر هیچ‌گونه درخواستی درباره وضعیت خود نداشته‌ام.
برای تمامی مردم سرزمینم در اقصی نقاط دنیا بهترین‌ها را آرزو می‌کنم که شایسته‌ی بهترین‌ها هستند.
آرش صادقی-بند هشت زندان اوین

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

۱۳۹۵ دی ۱۲, یکشنبه

مانع‌تراشی در آزادی آرش صادقی و گلرخ ایرایی

#حقوق بشر #ایران -محرومیت آرش صادقی از رسیدگیهای پزشکی



مسئولین زندان اوین با مانع تراشی برای وثیقه گلرخ ایرایی، از آزادی وی جلوگیری کردند.
 طبق تماس دادستانی، خانواده گلرخ ایرایی امروز ساعت ۸صبح برای سپردن وثیقه به دادسرای اوین مراجعه کرده‌اند اما مسئولان زندان اوین با مانع‌تراشی از آزادی او جلوگیری نمودند.
وکیل آرش صادقی و گلرخ ایرایی در مصاحبه با تارنگار حقوق بشر اعلام کرد: 
هیچ اتفاق خوشحال کننده‌ای نیفتاده است. در همین حال مادر گلرخ ایرایی تأیید کرد که گلرخ امروز آزاد نخواهد شد.
آرش صادقی که پس از ۷۰ روز اعتصاب غذا در وضعیت خطرناکی به سر می‌برد، همچنان در زندان اوین نگهداری می‌شود.این زندانی سیاسی علیرغم ۷۰ روز اعتصاب غذا و وضعیت وخیم حتی یک روز در بیمارستان بستری نشده و هم اکنون از مراقبتهای مورد نیاز پزشکی محروم است.
پیش‌تر نیز مسئول زندان اوین خطاب به آرش صادقی گفته بود: زنده نمی‌گذارم از این زندان خارج شوی
آرش صادقی پس از ۷۰ روز اعتصاب غذا قادر به تکلم نبوده و با توجه به افت شدید فشار (۶ روی ۵)، بیش از نوزده کیلو کاهش وزن، بیهوشی‌های پیاپی، مشکلات کلیوی و معدوی، بالا آوردن لخته‌های خون، چسبندگی روده، آریتمی قلب، تپش قلب و همچنین تنگی تنفس، خطر مرگ وی را تهدید می‌کند.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


۱۳۹۵ آذر ۲۹, دوشنبه

وخامت حال آرش صادقی در پنجاه و هفتمین روز اعتصاب غذا و تهدید وی به مرگ

#حقوق بشر #ایران -وخامت حال آرش صادقی در پنجاه و هفتمین روز اعتصاب غذا و تهدید وی به مرگ



بنا به گزارش نه به زندان نه به اعدام ٫شب گذشته آرش صادقی به دلیل وخامت حالش مجددا به بیمارستان منتقل شد.علت این انتقال افت فشار خون٫غلظت شدید خون٫تنگی نفس و تپش قلب بود. پزشکان اعلام کرده اند که احتمال سکته وی به دلیل غلیظ شدن خون بسیار بالاست.
با وجود این وضعیت بی اعتنایی مسئولین زندان همچنان ادامه دارد. بنا به گزارش دیگری روز گذشته مسئولین زندان اوین برای دومین هفته متوالی، از ملاقات آرش صادقی و گلرخ ایرایی ممانعت کردند. نیروهای امنیتی ضمن تهدید آرش به او گفته‌اند: بعد از مرگت همسرت راخواهی دید.


در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

۱۳۹۵ آذر ۲۸, یکشنبه

آخرین وضعیت آرش صادقی در پنجاه و ششمین روز اعتصاب غذا

#حقوق بشر #ایران - آخرین وضعیت آرش صادقی در پنجاه و ششمین روز اعتصاب غذا 



امروز ۲۸ آذر ماه پنجاه و ششمین روز اعتصاب غذای زندانی سیاسی آرش صادقی در اعتراض به دستگیری همسرش گلرخ ابراهیمی و خواسته آزادی وی می باشد.
در آخرین گزارش وی با غلظت خون ۱۹ بشدت وضعیت خطرناکی دارد. وزنش به شدت کاهش پیدا کرده و از لاغری مفرط رنج میبرد. افت فشار شدید، مشکلات معدوی و کلیوی، بالا آوردن مقطعی لخته خون، حالت تهوع، تپش قلب و تنگی نفس، پوست پوست شدن بدن مشکلاتی است که وی با آن مواجه است.همچنین به دلیل اختلال در سیستم متابولیسم بدن آرش صادقی به شدت از مشکل بی خوابی رنج میبرد

مسئولین زندان هیچ رسیدگی به وضعیت وی انجام نداده و نمی دهند.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

۱۳۹۵ آذر ۲۳, سه‌شنبه

نامه گلرخ ایرانی پس از پنجاه روز اعتصاب غذای آرش صادقی

#حقوق بشر #ایران -نگرانی ام در واژه نمی گنجد و نمی دانم از کجا داد بستانم 



به نقل از هرانا 

با وجود گذشت حدود پنجاه روز از اعتصاب غذای همسرم  و با توجه به وضعیت بحرانی سلامت ایشان و با وجود واکنش دادستانی و اعلام پذیرش تخلف صورت گرفته در پرونده، اما همچنان اقدامی در خصوص همسرم انجام نشده است.

روز یکشنبه ۱۴ آذر در حضور مامور در حالی همسرم را ملاقات کردم که به شدت دچار افت فشار شده بوده و با کاهش وزنی در خور توجه (حدود ۱۸ کیلو در ۴۰ روز) دچار ضعف جسمانی بوده و به سختی و با همراهی سربازی که در کنارش بود راه می رفت. بدنش از شدت ضعف دچار لرزش بوده و ارتعاش صدایش به حدی بود که مانع از حرف زدنش می شد. با وجود چنین شرایط وخیمی از هفته گذشته تا کنون از وی بی خبر می باشم.

زندانیان با هر شرایطی حتی در بازداشتگاه نیز پس از مدتی مجاز به تماس (دستکم) هفتگی با اعضای خانواده شان می باشند که من و آرش را در چنین شرایطی از این حق محروم کرده اند. از طرفی بند نسوان نیز دچار محدودیت تماس تلفنی می باشد. به گونه ای که زنان زندانی در این بند تنها مجاز می باشند هفته ای یکبار در مدت محدود چند دقیقه ای در حضور مامور حفاظت زندان با خانواده شان تماس داشته باشند. در هفته جاری من از این حق تماس نیز محروم بودم و در شرایط آزاردهنده کنونی، در ایزوله کامل خبری از همسرم قرار گرفته ام.

نمی دانم از کدام مرجع یا نهادی داد بستانم. این اعمال فشار بیشتر از جانب مسئولین که به صورتی کاملا غیر انسانی بر من روا داشته شده، مغایر با اصول و آیین پذیرفته شده می باشد و جز فشار بیشتر روانی بر من و آرش، انگیزه دیگری را در بر ندارد. این مساله را یادآوری می کنم که اصول و قوانین جاری نه تنها کارایی ندارد، بلکه عدم رعایت شان به هیچ نحوی قابل پیگیری نمی باشد.

نگرانی ام در واژه نمی گنجد و ناتوان از بیان این حجم اندوه هستم. در صورت بروز حادثه ای جبران ناپذیر نیز مسئولیت آن به عهده دادستانی، قوه قضاییه و ارگان بازداشت کننده (سپاه) خواهند بود.

گلرخ ابراهیمی ایرایی (همسر آرش صادقی)

بند نسوان زندان اوین

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


۱۳۹۵ آذر ۲۱, یکشنبه

کاهش شدید قدرت تکلم آرش صادقی در چهل و هشتمین روز اعتصاب غذا

#حقوق بشر #ایران -کاهش شدید قدرت تکلم آرش صادقی در چهل و هشتمین روز اعتصاب غذا



آرش صادقی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در حالی چهل و هشتمین روز از اعتصاب غذای خود را پشت سر می گذارد که قدرت تکلم خود را تا حدی از دست داده و در وضعیت هشدار دهنده ای به سر می برد.
 آرش صادقی، زندانی سیاسی که در اعتراض به نقض مکرر قانون در پرونده خود و همسرش، گلرخ ایرایی، از روز دوشنبه سوم آبان‌ماه سال جاری، اقدام به اعتصاب غذا کرده است، پس از گذشت ۴۸ روز، توانایی صحبت کردن را از دست داده و در پی بیهوشی مکررا به بهداری زندان منتقل می شود.

۱۸ کیلوگرم کاهش وزن، افت فشار شدید، مشکل کلیوی و معدوی، تپش قلب و همچنین تنگی نفس دیگر نشانه هایی از در خطر بودن جان این زندانی در اعتصاب غذا می باشد.

لازم به ذکر است در ۱۲ آذرماه، آرش صادقی بر اثر افت فشار و بالا آوردن لخته‌های خون به بیمارستان منتقل شد و پزشکان ضمن تجویز آندوسکوپی، به وی اعلام داشتند باید سرم‌تراپی نیز برای وی انجام شود اما این زندانی سیاسی از دریافت سرم خودداری کرده و به زندان بازگردانده شده است.

آرش صادقی به دلیل درد در ناحیه کتف، براثر شکنجه‌های دوران بازجویی، نیازمند مصرف دارو بوده و اعتصاب غذا و عدم دریافت دارو، سلامت وی را در وضعیت نگران‌کننده‌ای قرار داده است؛ با این حال این زندانی سیاسی اعلام داشته که تا زمان رسیدن به خواسته‌اش به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

۱۳۹۵ آذر ۱۶, سه‌شنبه

نامه بیش از ۱۷۰۰ شهروند در حمایت از آرش صادقی

#حقوق بشر #ایران -نامه بیش از ۱۷۰۰ شهروند در حمایت از آرش صادقی



فردا دیر است همین امروز برای حفظ جان آرش صادقی به حمایت از او برخیزیم
مسئولیت جان آرش صادقی مستقیما بر عهده بالاترین مقامات دولتی و قضائی کشور است. جان آرش صادقی فعال مدنی بشدت در خطر است، مقاومت بدنی همه کسانی که اعتصاب غذا میکنند یکسان نیست.

آرش تا امروز که چهل و دو روز اعتصاب غذا را پشت سر می گذارد چندین بار لخته خون بالا آورده و دچار بی هوشی های مکرر شده است. تمامی اخباری که از طریق هم بندی‌های آرش شنیده میشود حاکی از وضعیت جسمانی بسیار خطرناک وی است.

آرش صادقی خواهان آزادی و رسیدگی عادلانه به پرونده همسرش گلرخ ایرائی است که فقط بدلیل یک نوشته منتشر نشده در مورد سنگسار به شش سال زندان محکوم شده است.

آرش و همسرش عضو هیچ گروه و سازمانی نبوده و نیستند، نه اختلاس میلیاردی کرده اند و نه مرتکب جرم و جنایتی شده اند. وی دانشجوی رشته فلسفه دانشگاه علامه تهران است که در پی وقایع سال ۸۸ دستگیر و از آنزمان تمام زندگی اش در دادگاهها و زندانها سپری شده است و در حال حاضر با ۱۹ سال محکومیت، زندانی بند ۸ زندان اوین است.

ما در پشتیبانی از خواسته ی بر حق ارش صادقی، به دولت و قوه قضاییه و کلیه عوامل معلوم و نامعلوم در کشور که با جان جوانان بیگناه این آب و خاک بازی میکنند و آنان را در عنفوان جوانی با به بند کشیدن و پرونده سازیهای واهی، به اعتصاب غذا و وارد آمدن لطمات جبران ناپذیر بر جسم و جانشان میکشانند هشدار میدهیم تا نسبت به حذف اتهامات امنیتی از پرونده های همه فعالین صنفی مدنی اقدام و به فوریت به خواست آرش صادقی برای اجرای قانون در باره پرونده گلرخ ایرائی رسیدگی نمایند.

ما مسئولیت جان آرش صادقی را به عنوان یک زندانی مستقیما بر عهده بالاترین مقامات دولتی و قضائی می‌دانیم و از آرش می‌خواهیم تا با پذیرش مراقبت‌های پزشکی، شرایط لازم را برای ما امضا کنندگان این نامه جهت اقدام برای تحقق خواسته‌اش فراهم کند.

رونوشت به کلیه نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری جهت اقدام عاجل!

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید


۱۳۹۵ آذر ۱۴, یکشنبه

تحصن زندانیان سیاسی بند زنان اوین در حمایت از آرش صادقی و گلرخ ایرایی

‍ #حقوق بشر #ایران -تحصن زندانیان سیاسی بند زنان اوین در حمایت از آرش صادقی و گلرخ ایرایی 



 ظهر روز14 آذرماه تعدادی از زنان زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین با تجمعی در اعتراض به جلوگیری مسئولین زندان از دیدار گلرخ ابراهیمی ایرایی از ملاقات با همسرش آرش صادقی دست به تحصن زدند. بدنبال این اعتراض مسئولین زندان به آنها اجازه ملاقات دادند.
این دو زندانی سیاسی  در دفتر اجرای احکام به مدت نیم ساعت موفق به ملاقات شدند.
لازم به یادآوری است که آرش صادقی در اعتراض به دستگیری همسرش گلرخ ایرایی مدت ۴۲ روز است که در اعتصاب غذاست.وی شب یازدهم آذرماه، درپی افت شدید فشار و بالا آوردن لخته‌های خون به بیمارستان طالقاتی منتقل و همان شب به زندان بازگردانده شد.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

۱۳۹۵ آذر ۱, دوشنبه

وخامت حال آرش صادقی در بیست و نهمین روز اعتصاب غذا

#حقوق بشر#ایران -وخامت حال آرش صادقی در بیست و نهمین روز اعتصاب غذا 



روز اول آذر ماه پس از ۲۹ روز اعتصاب غذا آرش صادقی با افت شدید فشار خون، دچار بی‌هوشی شد و در بهداری زندان تحت رسیدگی با دستگاه اکسیژن قرار گرفت.

پس از وخامت حال آرش صادقی زندانی سیاسی زندان اوین ٫ به درخواست بهداری زندان دستور اعزام وی به بیمارستانی خارج از زندان صادر شد اما به دلیل اجبار زندان به پوشیدن لباس زندان و داشتن دستبند و پابند٫این زندانی سیاسی از رفتن به بیمارستان خودداری کرد.

آرش صادقی در حال حاضر دچار تپش قلب شدید، تنگی تنفس و در در ناحیه کلیه است، همچنین ناخن های پای وی کبود شده است.
گفتنی است که هم اکنون ۷ زندانی سیاسی دیگر در زندانهای اوین و زندان مرکزی کرج در اعتصاب غذا هستند.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

گلرخ ایرایی را آزاد کنید

#حقوق بشر#ایران - تداوم اعتصاب غذای آرش صادقی 



آرش صادقی با نوشتن نامه ای سرگشاده موارد نقض قانون در پرونده همسرش گلرخ ایرایی را تشریح کرده است.این زندانی سیاسی که در اعتراض به دستگیری همسرش در اعتصاب غذاست٫در قسمتی از نامه خود می نویسد که طبق ماده ٢٩ آیین دادرسی کیفری، اطلاعات سپاه جزو نیروهای ضابط قانون محسوب نمی شود. همچنین طبق ماده ۱۸۰ همین آئین دادرسی، سپاه مجاز نیست حکم صادر کند در حالی که خانم ایرایی توسط سپاه به حبس محکوم شده است.
بر اساس ماده ۵۱۳ قانون مجازات اسلامی، کسی می تواند متهم به توهین به مقدسات بشود که مطلبی را منتشر کرده  باشد در حالی که گلرخ ابراهیمی ایرایی  به خاطر یک داستان منتشر نشده محکوم به حبس شده است و همچنین محاکمه همسرش به طور غیابی و بدون مطالعه کامل پرونده توسط قاضی صورت گرفته که به خودی خود نقض قوانین موجود است.

زندانی سیاسی آرش صادقی از روز ۳ آبان ۹۵ پس از دستگیری همسرش توسط نیروهای اطلاعات سپاه دستگیر و به خاطر نوشتن یک داستان منتشر نشده در اعتراض به سنگسار زنان در ایران برای گذراندن ۶ سال حبس به زندان برده شد، در اعتصاب غذا به سر می برد.

آرش صادقی به ۱۹ سال زندان محکوم شده و در حال حاضر در بند ۸ زندان اوین محبوس است.

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

۱۳۹۵ آبان ۴, سه‌شنبه

دلنوشته آرش صادقی در اعلام اعتصاب غذا پس از دستگیری همسرش گلرخ ایرایی

#ایران – #حقوق_بشر-دلنوشته آرش صادقی در اعلام اعتصاب غذا پس از دستگیری همسرش گلرخ ایرایی 



همسر عزیزم!
.....اعلام می‌دارم در صورت بازداشت تو دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهم زد.
گل من!
آن‌جا که عشق هست
زندان و دیکتاتوری هم از معنا تهی می‌شود


از نوشتن داستان‌های کوچک شروع می‌کنی، قلمی جادویی، همیشه تشنه حقیقت، حقیقتی ورای حجاب‌های ضخیم. به رویا پناه می‌بری، چون هیچ دیکتاتوری نمی‌تواند جلوی رویا‌کردن را بگیرد.
با رویا می‌توان از دیوارهای سخت و ضخیم و صعب‌العبور گذشت. نوشتن می‌تواند روایت رویاها باشد، رویاهایی از جنس واقعیت جامعه. می‌نویسی و داستان می‌کنی این همه آوارهای سنگین و خفقان‌آلود را.
در جامعه‌ای که همواره درگیر خشونت است و مرگ و عذاب، از عشق می‌نویسی و جهانی انسانی؛ جهانی به‌دور از خشونت و سرشار از شور و زندگی.
نقش زن مدرن را به نحوی ایفا می‌کنی که هم از مفروضات و پندارهای معرفت‌شناختی و پوزیتیویستی که درک ذهنی را مبنای شناخت می‌داند برخورداری و هم از معرفت‌شناسی تاریخی و علمی که تجارب گذشته و زیست‌شده را منبع خود می‌داند.
هویت انسانی خود را در برابر هویت تحمیلی و ساختگی زن که توسط حاکمیت، عرف گرفته شده حفظ می‌کنی و هیچ‌گاه تسلیم این هویت تحمیلی و تاریخی نمی‌شوی؛ در معنای بهتر، کلیشه‌های رایج را نمی‌پذیری. به دنبال جامعه‌ای هستی فارق از تبعیض و انکار زنان، ولی اصالت و ساخت هویت زنانه را مربوط به خود زنان می‌دانی؛ ایده آلیستی معترض، امیدوار به تغییر.
در جامعه‌ای زیست می‌کنی که در آن غریبه‌ای. با همه جفاهایی که در همین جامعه به زن روا می‌دارند به جای مهاجرت می‌مانی. می‌مانی و تلاش می‌کنی برای تغییر روند‌هایی که برایت قابل‌پذیرش نیستند.
اوتوپیای ذهنت ساختار جامعه‌ایست فارق از تبعیض و بی‌عدالتی. برای رفع همین تبعیض و بی‌عدالتی می‌کاوی و تلاش می‌کنی. آموزش و درس‌دادن به کودکان کار جمعیت امام‌علی و فعالیت‌های حقوق بشری در حیطه مخالفت با اعدام شاید بخش کوچکی از فعالیت‌های تو در راستای رسیدن به آن جامعه آرمانی بود.
تو را به بند می‌کشند از باب داستانی تخیلی که شخصیت اول داستانش سنگسار شد.
نزدیک به یک ماه و هر روز سه‌بار در گوشم می‌خوانند، تو اعدامی. روزهای فشار، روزهای بازجویی، دو اتاق مجاور، بازجویی‌های هم‌زمان سه بار در روز، صدای فحاشی و توهین، و آزار تو و بازجویی که تکرار می‌کند اعدامت می‌کنیم. با شنیدن صدای آزار تو و تکرار کلمه اعدام، دردناک‌ترین لحظات عمرم سپری می‌شود انگار روزهای بد تمامی ندارد. نه ماه می‌گذرد، روز دادگاه شعبه ۱۵ و تو درح الی‌که زیر تیغ جراحی هستی به صورت غیابی محاکمه می‌شوی.
شش سال حبس، باورکردنی نیست. پنج سال آن بابت نگارش یک داستان تخیلی که در هیچ‌جایی منتشر نشده و یک سال از باب فعالیت‌هایت در حیطه حقوق بشر.
خیلی زود دادگاه تجدید‌نظر هم فرا می‌رسد، محاکمه چند‌دقیقه‌ای و قاضی که در اواخر دادگاه به تو گوشزد می‌کند که اگر دستم باز بود قطعاً به تو بابت نگارش این داستان حکم اعدام می‌دادم.
بانوی من!
این‌جا تخیل کردن هم جرم است؛ جرمی نابخشودنی. برای تو دخت ایران که ذاتا مجرمی و هر روز صبح تا شب مثل زن توی داستانت در خیابان‌های این کشور طاعون‌زده روح و جسمت بارها و بارها سنگسار می‌شود و هر روز اعدام می‌شوی.
صحبت از شقاوت و بی‌رحمی است. با خونسردی بی‌گناهی را روانه زندان می‌کنند. روزها و ماه‌ها و سال‌ها انگار باور ندارند این حبس‌شدگان انسان‌هایی هستند که روح دارند و این سال‌ها، عمر آدمی‌است که می‌گذرد؛ سال‌هایی که بازگشتی ندارد.
همسر عزیزم!
در قاموس اینان شهروندان جامعه باید از حاکمیت اطاعت بی‌چون‌وچرا کنند و گفتمانی جز گفتمان خود را حقیقت نمی‌پندارند. اینان معتقد به نوعی جزمیت و مطلق‌انگاری هستند و در دیدگاهشان تعقل و آگاهی نقشی ندارد و در سایه رسیدن به اهداف به اصطلاح مقدس خود هر روشی را مجاز می‌دانند؛ از آزار و تحقیر تا بند و زندان دگر‌اندیشان و منتقدان.
حرمت نهادن به آزادی، حرمت نهادن به حقیقت است. از این منظر آزادی و عقل را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. آزادی به رشد عقل می‌انجامد و عقل به جز در فضای باز مجال رشد ندارد. لذا از ویژگی‌های حکومت مطلوب آن است که حوزه عقل و آزادی را محدود نکند که در غیر این صورت به فاشیسم ختم می‌شود و قدرت مطلقه همه‌جا یک منطق دارد و آن زیردست کردن حق نسبت به قدرت.
همسر عزیزم!
امروز با کسانی مواجهیم که حتی قانون خود‌ساخته خود را هم نقض می‌کنند و زبانی به‌جز زبان زور و قدرت را درک نمی‌کنند. حالا که دستگاه قضایی تو را برای اجرای حکم ناعادلانه فراخوانده است من هم در این نامه و دو نامه‌ای که برای دادستان و اجرای احکام ارسال داشته‌ام اعل
حق شهروندی
ام می‌دارم در صورت بازداشت تو دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهم زد.
عشقم!
من تا پایان این راه پر‌سنگلاخ در کنار تو هستم، چنان‌که تو در سخت‌ترین روزها در کنارم بودی. تو چونان شیرزنان تاریخ کشورمان همانند سرو ایستادی و من سر تعظیم فرود می‌آورم در برابر شجاعت و پایداری تو.
شعری تقدیم به تو:
زیبای من!
عشق مرزی نمی‌شناسد

اما تا باهم‌بودن دوباره و بوییدن عطر نفس‌های تو
هفت دریا و هفت اقیانوس فاصله است
به نبودنت عادت نمی‌کنم
این‌جا هر روز صبح نسیم، عطر تو را می‌آورد
گل من!
آن‌جا که عشق هست
زندان و دیکتاتوری هم از معنا تهی می‌شود
پس
زنده‌باد عشق
زنده‌باد آزادی
آرش صادقی
بند هشت زندان اوین 3 آبان‌ماه ۱۳۹۵

در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید