۱۳۹۴ مرداد ۱۸, یکشنبه

سیامک قادری خبرنگاری برای همیشه

#ایران - سیامک قادری خبرنگاری برای همیشه


سیامک قادری روزنامه‌نگار و خبرنگار سابق خبرگزاری ایرنا است که چندی پیش بعد از تحمل 4سال حبس از زندان آزاد شد. او در حالیکه دوران محکومیتش را در زندان سپری می‌کرد، در آستانه بازنشستگی، از ایرنا اخراج شد. سیامک قادری از اعضای تیم راه‌اندازی نشریاتی چون ایران، صبح خانواده، آزاد و ایرانیان بوده و نیز در روزنامه‌های اخبار و ابتکار مشغول به ‌کار بوده ‌است. او به عنوان مدیر خبر خبرگزاری کار، سردبیر خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی (سینا) و معاون گروه گزارش خبرگزاری ایرنا مسئولیت داشته ‌است. سیامک همچنین در جریان حمله نظامی امریکا و متحدانش به عراق به عنوان گزارشگر جنگی حضور داشت و نیز سابقه آموزش دست‌اندرکاران رسانه‌های افغان پس از شکست طالبان را در کارنامه خود دارد. او در مصاحبه‌ای پس از آزادی با لبخند همیشگی‌اش می‌گوید: من محکومیتم را تمام و کمال از سر گذراندم. از زمانی که وارد زندان شدم تا زمانی که در فرحزاد آزادم کردند، تمام عمر این چهارساله‌ام در زندان گذشت و الان هیچ بدهی به آقایان ندارم. بابت اتهام اجتماع و تبانی به 3 سال و بابت تبلیغ علیه نظام 1 سال زندانی شدم . برای توهین به رییس‌جمهور، یک‌ میلیون ریال جریمه نقدی پرداخت کردم و بابت اتهام ارتکاب به فعل حرام (می‌خندد) ۶۰ ضربه شلاقم را خوردم.
منتقد شدن در جریان جنگ: سیامک قادری پانزدهم مرداد ۱۳۴۶ در خانواده‌ای از طبقه متوسط و نه چندان مذهبی به دنیا آمد. پیش از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ او کودکی بود که سال‌های ابتدایی دوران دبستان خود را می‌گذراند. دایی سیامک که بعدها از جمله اعضای سازمان مجاهدین انقلاب‌اسلامی شد، در سال‌های پیش از انقلاب به زندان افتاد و این اولین جرقه‌های سیاسی در ذهن سیامک نوجوان بود. خانواده سیامک از حامیان انقلاب‌اسلامی بودند تا جایی‌که  سیامک در سال ۱۳۶۱ و  در حالی‌که تنها  ۱۵ سال سن داشت به جبهه‌ رفت. او پیش از اعزام به جبهه، مجبور بود برای امرار معاش خانواده کار کند؛ از نانوایی گرفته تا بنایی و میوه‌فروشی و کار در سلمانی. بعضی روزها هم به ورزش مورد علاقه‌اش تکواندو می‌پرداخت. از جنگ که بازگشت به تشویق پسرعمه‌اش که در انگلیس درس می‌خواند، درس نیمه‌کاره رهاشده‌اش را ادامه ‌داد و در سال ۱۳۶۶ دیپلم گرفت و بلافاصله در کنکور شرکت ‌کرد. او با رتبه‌ای بسیار خوب در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران  پذیرفته شد. در جریان حضورش در جبهه‌ها خبرهایی از تهران و دوستانش می‌رسید که برای او بسیار سهمگین بود؛ برخورد شدید حکومت با نیروهای چپ و اعدام و دستگیری تعدادی از دوستان سیامک، او را در شرایط روحی خاصی قرار داده ‌بود. او دیگر نمی‌توانست از حکومت جدید حمایت ‌کند. رویدادهای دهه ۶۰ باعث شد که او در جوانی به صف منتقدین حکومت بپیوندد.
آغاز حرفه خبرنگاری در کنار کارگران: سیامک در سال ۱۳۶۸ در یکی از اولین اعتراضات صنفی دانشجویی در کوی دانشگاه تهران نقش فعالی داشت. او در سال ۱۳۶۹ به سمت روزنامه‌نگاری کشیده ‌شد و کارش را با خبرگزاری ایرنا آغاز کرد. او در کنار کار در ایرنا با روزنامه اخبار نیز همکاری می‌کرد. از سال ۱۳۷۳ و در اواخر دوران ریاست‌جمهوری هاشمی‌رفسنجانی، اعتراضات کارگری در راستای واگذاری کارخانه‌ها در اطراف شهرهای بزرگ شکل ‌گرفت. سیامک خبرنگار ویژه این اعتراضات و مسایل کارگری در ایرنا بود و از این‌جا بود که او به مسایل کارگری پیوند خورد. گزارش‌های موثر سیامک از وضعیت کارگران و نیز حاشیه‌نشین‌های شهری به او چهره‌ای ویژه در رسانه‌ها بخشید؛ تا جایی که گزارش‌های او درباره منطقه «خاک سفید تهران» و نیز مسایل بازار مورد تقدیر قرارگرفت.
ازدواج: در سال ۱۳۷۱ خواهر سیامک واسطه آشنایی او با یکی از هم‌دانشگاهیانش به نام «فرزانه میرزاوند» شد. آن‌ها همدیگر را در برنامه کوه‌نوردی دیدند و این آشنایی به ازدواج آن‌ها در سال ۱۳۷۴ منجر شد.
سیامک و قاضی مرتضوي: در سال ۱۳۷۸ و در جریان رخدادهای مربوط به ۱۸ تیرماه، سیامک از نوزدهم تا بیست و دوم تیرماه بیش از ۲۰۰ خبر از دانشگاه برای ایرنا مخابره‌ کرد. برخی از خبرهای دست اول او که در کوی دانشگاه و مرکز اتفاقات مستقر شده‌ بود،در ایرنا منتشر شد اما اکثر آن‌ عکس‌ها به بخش محرمانه خبرگزاری انتقال یافت. بعدها در بولتنی که توسط نهادهای‌ امنیتی منتشر شد، خبرهای منتشرشده در ایرنا از آن رویداد به عنوان بخشی از دلایل رشد اعتراضات عنوان‌ گردید. این اتفاق باعث‌ شد که سیامک بیشتر از پیش در تیررس توجه نهادهای‌ امنیتی قرار بگیرد. این رویداد مقدمات برخوردهای جدی‌تر با او را فراهم‌کرد. در خلال اعتصاب غذای اکبر گنجی در زندان اوین، شایعه‌ مرگ گنجی در بین فعالان سیاسی قوت‌ گرفت. قادری در خبری که برای ایرنا نوشت که مرگ گنجی نه قابل تایید است و نه قابل رد. این خبر موضوع را به سطح عموم کشاند و حساسیت‌ها را نسبت به این مساله بالا برد. سیامک در ازای این‌ کار به دادگاه مطبوعات به ریاست «قاضی مرتضوی» احضار شد و مورد بازجویی‌های بلندمدت قرار گرفت و پرونده‌ای برای او در دادگاه گشوده‌ شد. مرتضوی از پیش او را در جریان دادگاه شهردارها می‌شناخت. قادری خبرنگار ایرنا در آن دادگاه‌ها بود که رویدادی باعث‌ شد جای خودش را به کس دیگری بدهد. مرتضوی از او خواسته‌ بود که خبرها را به‌ گونه‌ای تنظیم کند که افکار عمومی به مجرمیت شهردارها متقاعد شوند زیرا که او به عنوان قاضی و به‌دلایل سیاسی نمی‌تواند همه اقدامات مجرمانه شهردارها را در دادگاه مطرح‌ کند. قادری این درخواست مرتضوی را نپذیرفت. او به نوشته‌ای بر روی دیوار خود همان دادگاه اشاره‌کرد:«از دری که سیاست وارد شود، عدالت خارج می‌شود». او جای خود را برای گزارش جلسات دادگاه به‌کس دیگری داد.
ایرنای ما و اخراج آنها: از سال ۱۳۸۴ و با آغاز ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، فضای کاری برای خبرنگاران ایرنا بسیار محدودتر شد. بسیاری از گزارش‌ها منتشر نمی‌شد و حتی خبرهای اجتماعی به بخش محرمانه انتقال می‌یافت. تنگ‌ترشدن فضای کاری باعث شد که کارکنان ایرنا وبلاگی را به‌نام «ایرنای ما» در نقد مدیریت ایرنا بر روی اینترنت تهیه کنند. این وبلاگ پر بود از نوشته‌های کارمندان ایرنا در نقد مدیریت جدید. مطالب و نوشته‌های سیامک در ایرنای ما، باعث شد که او در سال ۱۳۸۷ و به بهانه تعدیل نیروی مازاد بعد از ۱۸ سال کار از ایرنا اخراج‌ شود. «علی‌اکبر جوان‌فکر» به ‌محض تصدی ریاست بر ایرنا، ورود سیامک قادری را به خبرگزاری ممنوع و سپس او را اخراج کرد. سیامک به دیوان عدالت اداری شکایت‌ کرد. مستندات او باعث شد که دیوان، حکم بازگشت او به ایرنا را صادرکند. اما مدیریت جدید ایرنا ، «عبدالرضا داوری»، نه تنها کارش را به او بازنگرداند بلکه او را در بخشی به کار گرفت که هدفی جز تحقیر نداشت: مسئولیت توزیع کارت استخر به همکاران‌اش در ایرنا.
۱۳۸۸ و زندان: 2ماه مانده به انتخابات سال ۱۳۸۸ ریاست جمهوری، سیامک در سایت «کلمه» که وابسته به ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی بود، مشغول به‌کار شد. او پس از انتخابات و در تاریخ ۱۹ بهمن ماه سال ۱۳۸۸ به دفتر پیگیری جرایم کارکنان دولت احضار شد و از او خواسته شد که وبلاگ ایرنای ما را تعطیل کند وگرنه با او برخورد خواهد شد. سیامک پس از این تهدید در وبلاگ نوشت که دیگر اجازه ندارد که در این وبلاگ چیزی بنویسد و گفت که وعده دیدار ما در راهپیمایی اعتراضی ۲۲ بهمن ماه. تعطیلی ایرنای ما باعث نشد که قادری بازداشت نشود. او نهایتا در ۱۴ مرداد سال ۱۳۸۹ دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد . پس از چند روز  سیامک را به بند ۲۴۰ فرستادند. سیامک دوران بسیار سختی را در این بند گذراند و بازجویی همراه با ضرب و شتم شدید بدنی برای گرفتن اعتراف در همین دوران آغاز شد. فرو کردن سر او در چاه فاضلاب بخشی از کارهای بازجویان قادری در این مدت بود. شش ماه بعد او به دادگاه رفت، اتهامات‌اش سنگین بود. در خلال دادگاه، گزارش او درباره فساد دولتی در دوران احمدی‌نژاد باعث‌ شد که به او اتهام توهین به رییس‌جمهور تفهیم شود. همچنین به خاطر گزارش او درباره تظاهرات‌ اعتراضی پس از انتخابات و تعداد کشته‌شدگان به تبلیغ علیه نظام متهم شد. سیامک در دادگاه در مجموع به4 سال حبس و ۶۰ ضربه شلاق و نیز جریمه مالی محکوم‌ شد.
فعل حرام و شصت ضربه شلاق: سیامک در دادگاهی به «ریاست قاضی مقیسه» با استناد به قانونی درباره بوسیدن شهوت‌انگیز دو مرد به ۶۰ ضربه شلاق محکوم شد. پس از سخنرانی احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا و این ادعای او که در ایران چیزی به اسم همجنس‌گرایی وجود ندارد، سیامک تصمیم گرفت گزارشی در این‌باره بنویسد. نیروهای امنیتی در هنگام تجسس خانه او در زمان بازداشت به یادداشت‌های او دسترسی پیدا کردند که برای تهیه یک گزارش مستند با موضوع گسترش هم‌جنس‌گرایی در فضای مجازی» تهیه ‌شده بود و همین موضوع را تبدیل به سناریویی برای فشار بر او کردند. دست‌نوشته‌های او باعث‌ شد که بازجویان با شکنجه از او اعتراف بگیرند که دارای گرایشات همجنس‌گرایانه است. با وجود اینکه او شرح ماوقع را برای قاضی در دادگاه‌اش گفت اما به سبب سناریوسازی و اعتراف اجباری‌اش به شلاق محکوم‌ شد.
آزادي: سیامک قادری پس از گذراندن دوران محکومیتش بعداز ظهر روز دوشنبه ۲۳ تیرماه ۱۳۹۳ از زندان آزاد شد. او را در منطقه‌ای در شمال غرب تهران (فرحزاد) از ماشین پیاده و آزاد کردند که احتمالا این شکل آزاد کردن  برای جلوگیری از تجمع خانواده و دوستانش مقابل زندان بود.
در دوران حبس 4ساله، سیامک هیچگاه تقاضای عفو نکرد. او در تمام اعتراضات داخل زندان مشارکت‌ داشت و همین باعث شد ۴۵روز را به صورت تنبیهی در انفرادی بگذراند. او تمام 4سال را بدون مرخصی در زندان سپری‌کرد. مرگ دوستانش در دوران زندان تجربه تلخ دیگری برای او بود، مرگ هدی‌صابر و اعدام غلامرضا خسروی را سخت‌ترین روزهای خود می‌داند.سیامک در زندان معتمد تمام گروه‌های سیاسی داخل زندان بود و در کارهای صنفی نقشی پیشرو داشت. خود سیامک آزادی‌اش را اینگونه درخشان شرح می‌دهد: طبیعی است وقتی آدم از دلبستگی‌هایش می‌کَند و می‌رود زندان، حسی دارد که خیلی بد است، حس اینکه از همه تعلقاتش او را جدا می‌کنند. برگشتن هم این است که تمام این چیزهایی که از او گرفته اند را دارند به او پس می دهند. طبیعتا احساس خیلی خوشایندی است، ولی واقعیت این است که لحظه‌ای که می خواستم از بند بیرون بیایم، بچه‌ها که آمدند بدرقه‌ام کنند، کسانی مثل آقای رجایی یا آقای سلطانی که بایستی ده سال آنجا همچنان بماند، این آزادی هیچ لذتی به من نداد. من آدمی هستم که در همه شرایط می‌گویم و می‌خندم اما اشک‌ام سرازیر شد. واقعیت این است که بخشی از وجود ما آنجا مانده و اینکه ما اینجا باشیم و آن‌ها آنجا باشند و فکر کنیم تغییر آن چنانی رخ داده خب غلط است.
اخراج سیامک قادری از خبرگزاری ایرنا بدون هیچ حقوق بازنشستگی‌، در زمانی که او در حبس بود، باعث شد که تمام هزینه‌های زندگی از آن دوران تا امروز برعهده همسرش باشد. همسر سیامک معلم است. در حکم اخراج سیامک که توسط دادگاه تخلفات اداری صادر شد، آمده است: «به دلیل تحریک به اعتراض و اغتشاش و انتشار مطالب علیه نظام در وبلاگ خود، محکوم به اخراج، بدون دریافت هرگونه حقوق قانونی هستید». در حکم شعبه ۲۲ دیوان عدالت اداری هم اینگونه آمده است: با توجه به اینکه تخلفی از مقررات از سوی سازمان ایرنا مشهود نبوده و شما نیز اسناد و مدارک موجهی ارایه ننموده‌اید، درخواست شما مبنی بر تخلف ایرنا وارد تشخیص داده نشده است و حکم اخراج شما تایید می‌شود”.
دیدگاه‌ها: یکی از مهم‌ترین نوشته‌های سیامک قادری، واکنش اوست به مصاحبه «اکبرجوان‌فکر» با روزنامه اعتماد. جوان‌فکر از نزدیکان محمود احمدی‌نژاد و رییس سابق خبرگزاری ایرنا در آن مصاحبه به برخوردهای نهادهای قضایی با اطرافیان احمدی نژاد پرداخته و آن‌ها را نقد کرده‌ است. قادری در نامه‌ای خطاب به وی در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۰ از بند ۳۵۰ زندان اوین، این سوال را از وی مطرح‌کرد که چرا در قبال فجایعی که بعد از خرداد ۸۸ رخ داد، سخنی نگفتید و سکوت کردید، ولی وقتی با برخی از اعضای باند شما به دلیل فساد مالی برخورد شده است، از غیر قانونی بودن سلول انفرادی و نداشتن وکیل می گویید؟ او در بخشی از نامه‌اش اینگونه نوشت: ”بنده هم زمانی که چپ و راست سیلی بر صورتم فرود می‌آمد و بوی تهوع آور توالت اتاق بازجویی، امانم را بریده‌ بود تا علیه جنبش سبز و سایت کلمه اراجیفی را به صورت مصاحبه تلویزیونی ارایه‌ کنم یا هنگامی که سرم را با فشار به داخل آن استوانه مهوع هدایت می‌کردند، با خود فکر می‌کردم یک جای کار ایراد دارد. من فکر می‌کردم نباید همه تلاش‌هایی که در قامت یک ایرانی و در قالب یک خبرنگار به عشق ملت و مملکت انجام دادم منتهی به چنین دستاوردهایی شود. من نیز بارها با خودم زمزمه می‌کردم که نباید اصحاب قدرت هر کاری که دل‌شان خواست انجام دهند. ولی این سخن را از شما قبول ندارم. چرا که دست خط شما به حراست سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) هنوز به روشنی جلوی چشمانم است که در آن خواستار برخورد وزارت اطلاعات با بنده به عنوان عنصر ضد نظام و ضد ولایت شده‌ بودید. همان نامه‌ای که همکارا‌ن‌تان برای من فاکس کردند و اکنون در پرونده من در دیوان عدالت اداری موجود است. برادر عزیر چطور آن زمانی که بر توسن سرکش قدرت بلامنازع می‌تاختید، این اعمال را غیر قانونی نمی‌دانستید”.
یکی از مهمترین نکات در نوشته‌های قادری نگاه منصفانه و اصلاح‌جویانه اوست. سیامک حتی در بدترین شرایط سعی‌کرده است که همچنان یک خبرنگار دغدغه‌مند اجتماعی باقی‌ بماند. تعریف دقیق جزيیات و معضلات را او می‌تواند با چشم‌اندازی بلندمدت‌تر ببیند. او در نامه‌ای خطاب به فرزند خردسالش، علی، در آستانه سال تحصیلی ۱۳۹۱نوشت: فرزندم برای سومین سال، حضورندارم تا در گوش‌ات زمزمه کنم، قصه استواری و مقاومت امروز من و تو و ما در برابر ظلم، داستان کتاب‌های آینده خواهد شد و این درس دیروز من، امروز تو و فردای آیندگان است. هرگز نباید تسلیم نفرت و خشم شد اگرچه در حیاتی‌ترین دوران زندگی‌ات، مهر پدر، امنیت خانواده و اقتصاد از تو دریغ شده است. تو و همه فرزندان تحت ستم این سرزمین هرگز نباید اسیر کینه توزی و نفرت شوید تا ثابت کنیم بر خلاف آیین ادعایی آنان، دین و باور مولایمان، پاسبان عشق و مهر خواهد ماند”.
سیامک قادری دوران زندان را با وجود تمام سختی‌هایش دوره‌ای می‌بیند که توانسته به درک بهتری از جهان اطرافش دست یابد. او در گفتگویی پس از آزادی از زندان می‌گوید: ”زندان برای من فرصتی بود که به خیلی چیزها فکر کنم. من در سیستم کار می‌کردم، اگر چه کار خبری می‌کردم و خیلی از کارهایم در خروجی‌های محرمانه منتشر می‌شد و همیشه لحن انتقادی و تحقیقاتی داشتم، اما قصه این است که ما چشم‌مان را بسته بودیم. از فردای انقلاب که قرار بود مبارزات در راه آزادی نتیجه بدهد، دروغ باب شد، تقلب باب شد، کشتار باب شد و ما چشم‌های‌مان را روی هم گذاشتیم. مشابه همین اتفاق در سال ۶۰ اتفاق افتاد، مشابه همین ۸۸ و ما چشم هایمان را بستیم و فکر کردیم این شتر در خانه ما نمی‌خوابد، یا بی‌توجهی کردیم و فکر کردیم این سیستم اصلاح می‌شود. انشالله که بشود و ما امیدمان را از اصلاحات از دست نمی‌دهیم اما این بنیان نشان می‌دهد کسانی که در راس هستند خیلی حاضر نیستند خودشان را اصلاح کنند. من در زندان فهمیدم باید چشم‌های‌مان را باز کنیم. ما قانون اساسی داریم. یک بند آن بحث ولایت فقیه است، اما بقیه بندها حقوق ملت است، ولی سال‌ها این حقوق نقض شده و ما چشم‌هایمان را بستیم. در زندان چشم‌های من باز شد. یک مقدار محافظه‌کاری و نگرانی‌ام نسبت به همسرم و فرزندم برطرف شد. مستقل‌تر شدند و من استقلال‌شان را دیدم و این برای من خیلی خوب بود. زندان ضربات زیادی هم از نظر شغلی و مالی و.. زد، اما در مجموع بد نبود. سختی‌های بازداشت انفرادی و ۹ ماه اول را که بگذاریم کنار، بقیه‌اش زندگی با آدم‌های فرهیخته بود که تجربه خیلی خوبی بود”.
یکی از صد قهرمان اطلاع‌رساني: در سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ و به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات، گزارش‌گران بدون مرز برای نخستین‌بار فهرست ١٠٠ قهرمان اطلاع‌رسانی در جهان را منتشر کرد. در گزارش این سازمان آمده‌ است که این ۱۰۰ قهرمان با شجاعتی مثال زدنی با کار یا با مبارزه خود به گسترش آزادی مصرحه در اصل نوزده اعلامیه جهانی حقوق بشر، آزادی « کسب، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسایل ممکن بیان و بدون ملاحظات مرزی » کمک کرده‌اند. این ١٠٠ قهرمان آمال خود را «در خدمت منافع عامه» قرار داده‌اند و به این عنوان ارزش نمونه بودن را دارند. «کریستف دولوار» دبیر اول گزارش‌گران بدون مرز در اینباره اعلام کرد: ”روز جهانی آزادی مطبوعات که گزارش‌گران بدون مرز مبتکر اصلی آن بوده است، باید فرصتی باشد برای قدردانی از شجاعت روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسانی که هر روز امنیت و آسایش و گاه زندگی خود را برای باورشان فدا می‌کنند، قهرمان‌های اطلاع رسانی منبع الهامی برای همه زنان و مردانی هستند که به نبرد برای آزادی باور دارند. بدون عزم آنان و کسانی چون آنان، حتی کلامی هم از گسترش عرصه آزادی نمی‌توان گفت”.
در این لیست نام 2ایرانی وجود داشت: ژیلا بنی‌یعقوب، عدنان حسن‌پور، سعید متین‌پور و سیامک قادری. در متن منتشر شده در معرفی سیامک آمده‌است: ”4سال زندان و ٦٠ضربه شلاق، مجازات قضایی این روزنامه‌نگار است که در بهمن ماه ١٣٩٠ به وی ابلاغ شد. سیامک قادری روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس پیش از این محکومیت، برای تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از طریق وبلاگ‌نویسی، از خبرگزاری ایرنا پس از هیجده سال سابقه کار، اخراج شده بود. وی در وبلاگی به نام "ایرنای ما" گزارش‌هایی درباره حوادث پس از انتخابات خرداد ١٣٨٨ منتشر کرده بود. یکی دیگر از اتهامات این خبرنگار، انتشار گزارشی از وضعیت زندگی همجنس‌گرایان در ایران است. محمود احمدی‌نژاد در سال ١٣٨٦ در یک سخنرانی جنجال برانگیز در دانشگاه کلمبیا امریکا اعلام کرده بود که در ایران همجنس‌گرا وجود ندارد.
سیامک قادری پس از آزادی از زندان راهی آمریکا شد و ۴ آذر ۱۳۹۳ طی مراسمی در نیویورک جایزه آزادی مطبوعات را از سوی کمیته حفاظت از روزنامه نگاران دریافت کرد. سیامک قادری هنگامی که اردیبهشت ۱۳۹۴ محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، گفت: «هیچ کسی در ایران به خاطر ابرازعقیده زندانی نمی شود» به این اظهارات پاسخ داد: «من هفته‌ها در داخل بند ۲۰۹ زندان اوین تحت فشار بودم تا زیر خبرها و گزارش‌هایی که نوشتم را امضا کنم. خب این فشارها و بعد حکمی که دادند برای چه بود؟ از دیوار مردم بالا رفته بودم؟ دست کرده بودم در جیب بیت المال؟  بابت کار روزنامه نگاری و اعتقادی که داشتم بود دیگر. من چهار سال زندان برای چه زندان رفتم آقای ظریف.




#ایران #تهران #اوین #رجایی_شهر #گوهردشت #معلمان #كارگران #پرستاران #دانشجویان #زنان #جوانان #زندانيان #دانشگاه #دانشجو #زندان #حقوق_بشر #اعدام #اعتراض #قيام 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر