رمضان احمدکمال زندانی سیاسی و از شهروندان کرد سوریه در سال ۱۳۸۷ به اشتباه وارد مرز باکو در ایران شد و به واسطه همین اشتباه توسط مأموران وزارت اطلاعات مورد اصابت گلوله قرار گرفت . بعد از زخمی شدن توسط مأموران دستگیر و به سلولهای انفردی اطلاعات ارومیه فرستاده شد. در طی دو هفته بازداشت و نگهداری در انفرادی اطلاعات تحت سختترین نوع بازجویی و شکنجهها قرار داشت. پس از دو هفته بازجویی و شکنجه دادگاه وی را به اتهام عضویت در حزب کارگران کردستان به اعدام محکوم کرده و حکم وی در دادگاه تجدیدنظر به ۱۰ سال حبس و تبعید به قروین کاهش یافت.
احمدکمال با وضعیت اسف بار به دلیل جراحت و وخامت جسمانی در بندهای۳۵۰ اوین و زندان رجایی شهر ٫زندانهای ماکو، قزوین، اوین و رجایی شهر زندانی بوده و در تمام مدت از کوچکترین حقوق انسانی محروم مانده است.
رمضان احمد بدون درمان مدتی از حبس خود را گذراند تا زمانی که با تلاش و نامه نگاری همبندیانش تصمیم بر عمل جراحی روی دست او گرفته شد اما همین عمل جراحی بدلیل غیر اصولی بودن و رسیدگی نشدن بعد از عمل به عفونت در دست وی و انتقال عفونت به خونش منجر شد.
به گفته زندانیان زمانی که وی در بهداری زندان بود به جای درمان تنها گاهی چند پنی سیلین به او تزریق میشده است. این زندانی مدتی را با شرایط وخیم جسمانی گذراند تا زمانی که دستانش لمس و از کار افتاد. زمانی که مسئولین زندان متوجه وخامت وضعیت جسمانی او میشوند دستور اعزام او به بیمارستانی خارج از زندان را صادر می کنند. این زندانی به دلیل وخامت وضعیت جسمانی در بیمارستان ساسان پذیرش نگرفت و به ناچار او را به بیمارستان امام خمینی تهران منتقل کردند.
حین اعزام او را مجبور به زدن پابند و دست بند کرده و این حرکت موجب اعتراض وی به علت دردهایی که داشته است میشود. رمضان احمد به پاسیار گفته بود که دستم درد میکند و عفونت دارد به جای دستبند چندین پابند به پایم ببندید. این موضوع منجر به خشم پاسیار میشود و درحضور چندین نفر از جمله سرپاسیاری با نام پورعسگر مسئول دایره اعزام، کلت کمری خود را کشیده وکنار سر رمضان احمد کمال قرارداده و میگوید «قسم می خورم در صورت نبستن پابند تا دقایقی دیگر یک گلوله در مغز تو خالی خواهم کرد و جوابگوی همه چیز نیز خواهم بود» رمضان احمد کمال به ناچار با وجود دردهای فراوان و پلاتین در پا، پابند را به پایش بسته و اجازه بستن دستنبند را میدهد.
بعلتی نامشخص در طول مسیر بیمارستان علائم حیاتیاش به شدت کاهش پیدا میکند و بعد از انتقال به بیمارستان در بیهوشی کامل فرو رفته و هم اکنون در بخش اورژانس بیمارستان بستری است.
به گفته منابع مطلع وی تا کنون اجازه ملاقات با خانواده خود را نداشته و تنها در زمان ابتدای بازداشت تماسهای تلفنی با خانواده خود برقرار کرده بود که همان ارتباطهای محدود هم به دلیل تهدیدهای مکرر خانوادهاش توسط ماموران امنیتی سوریه قطع گردید.
در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید
telegram.me/NoToPrisonNoToExecution


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر