سیامک قادری
یکی از سخت ترین کارها ، تلاش در بررسی بطن و ساختار مغشوش و پیچیده جمهوری اسلامی است و از آن سخت تر ، تلاش در جهت کشف و بازیابی و بررسی مقایسه ای ، میزانی از دموکراسی در آن است .
یکی از دلایل این اغتشاش فکری و مفهومی در شناخت و بررسی تطبیقی حکومت ولایت در ایران با نظام های دموکراتیک ، حضور مفاهیمی چون "انتخابات" ، "آزادی "،" مجالس مختلف و شوراهای شهر و روستا " ، "مطبوعات آزاد" ، " احزاب " و ... در قانون اساسی جمهوری اسلامی است ، مفاهیمی متعلق به تاریخ و محصول نگاه آرمانخواهانه پس از سقوط حکومت پهلوی ، که ناگزیر در قانون اساسی متمرکز شد ، مفاهیمی که نزدیک به 4 دهه است که موجب کشمکش رونی در یک حکومت دارای برخی از عناصر شکلی دموکراتیک است .
این مفاهیم در کاربردی ترین حالت خود در جمهوری اسلامی – با توجه به برگزاری هر ساله انتخابات –، فصل جدیدی به فصول 4 گانه افزوده است به نام فصل انتخابات ؛ با این حال سخت گمراه کننده خواهد بود این فصل را نشانه ای از دموکراسی در ایران در نظر بگیریم .
بر خلاف مقامات حکومت و برخی تحلیل گران داخلی و خارجی که این رخداد تکراری کش دار و نفس گیر را ، نشانه میزانی از دموکراسی در ساختار ولایی ایران ارزیابی می کنند ، این فصل به روشنی نشان از یک نزاع دایم و ساختاری در شکل و محتوای قدرت در جمهوری اسلامی دارد .
نهادهای به ظاهر دموکراتیکی چون "انتخابات" ، "ریاست جمهوری" و "نمایندگی مجلس" با انتخاب دو مرحله ای در سیر و زیست رو به اضمحلال خود در جمهوری اسلامی ، هویت و ماهیت و در نتیجه قدرت خود را از دست داده و جای خود را که یک مبارزه علنی و مشروع برای کسب کسب و واگذاری قدرت است ، به یک مبارزه پنهان برای کسب ثروت نامشروع ، قدرت بی حد و منزلت تقلبی در یک کاست قدرت داده است .
با اینحال نباید فراموش کرد که همرمان با مبارزه خشن و خستگی ناپذیر کاست های قدرت در پشت ژست های سیاسی و مبارزات انتخاباتی در فصل های انتخابات ؛ یک ساختار آیینی – ایدولوژیک ، همچون نظام ولایت فقیه در راس و مدیریت این نزاع عینی ، نه تنها تضعیف نشده بلکه با ایجاد نهادهای موازی و انتقال آرام قدرت از نهادهای قانونی به این نهادها ، قدرت فردی خود را روز به روز بیشتر می کند و به همین دلیل است که ژست های نمایش دموکراتیک آن هر روز مضحک تر جلوه می کند.
گرچه قدرت رهبری در ایران همچنن بلامنازع به نظر می رسد ،اما این قدرت خود از یک وضعیت " فراگیر بلامنازع کاریزماتیک" وابسته به شخصیت آیت الله خمینی تا یک قدرت "مبتنی بر زور و ترور و تکیه صرف بر نیروهای امنیتی و نظامی" ، سیری پر مناقشه را سپری کرده است .
در نبود " قوانی عرفی و دقیق " ، " نهاد مستقل حل اختلافات و منازعات همچون قوه قضایی و شورای نگهبان " ، " به رسمیت شناخته شدن حق اکثریت برای کنترل دولت " ، " پاسداشت حقوق اقلیت " ، " قانونمندی رقابت سیاسی ، اقتصادی و بوروکراتیک " ، " وجود احزاب و گروههای مستقل از حکومت" ، " تضمین آزادی بیان ، انذیشه ، دین ، رسانه " و ... سخن گفتن از مقایسه نهاد حکومت در ایران با مفهوم دموکراسی ، به افسانه شبیه تر است تا واقعیت .
آنچه در ایران از طریق بلندگوهای رسمی و نیمه رسمی آن تحت عنوان حکومتی دموکراتیک تبلیغ می شود ، در خوشبینانه ترین وجه آن ، یک دموکراسی شکلی است که بدون کارکرد موثر مدیریت امور ، دارای وجوه رو به زوالی از عناصر نوین حکومتی همچون دولت ، مجلس و قوه قضاییه است که پشت آن نزاعی خونین بر سر ثروت ، قدرت و منزلت جریان دارد .
با اینحال همین وجوه رو به زوال همچون انتخابات ، گاه جبهه جدیدی از منازعات درون حکومتی را فراهم می آورد و نهادهای شبه دموکراتیکی همچون دولت و مجلس بر سر محدوده قدرت عمل خود جبهه جدیدی با نهاد اصلی قدرت ایجاد می کند که به دوره بندی هایی همچون " سازندگی " ، " اصلاحات " ، " مهرورزی و عدالت " ، " اعتدال " ، شکل بندی شده ، جدال هایی که نمود آن را می توان در مدیریت مستقیم برخی از رخدادها و جریان های از سوی ایت االله خامنه ای به مثابه یک سلطان مشاهده کرد .نگاهی به ورود اقای خامنه ای به ریز مذاکرات هسته ای و هماهنگی لحظه به لحظه با تیم مذاکره کننده و اخیرا با امتناع روحانی از برگزاری جلسات شورایعالی مجازی ، ریاست مستقیم جلسات کنترل فضای مجازی و صدور دستورات برای مقابله با آنچه تهدیدات جنگ نرم خوانده می شود ، نشان می دهد گرچه این منازعات واقعی است ولی ولایت فقیه این بحرانهای کوچک را به راحتی با مداخله اجرایی خود حل کرده است .
ولی همزمان با اندراس و فرسایش روزافزون این "ساختار تضادآلود فرسوده " که کوس رسوایی غارت منابع ملی آن و سو استفاده از اعتبار مدارک و منصب های علمی و آکادمیک آن و سو مدیریت در امور محیط زیست ، بهداشت زبانزد خاص و عام شده است ، نسلی نو ، جوان ، تحصیلکرده ، مرتبط با روح کلی آگاهی جهانی ، در بطن ارتباطات ، سوار بر شبکه های اطلاعاتی و مجازی در حال ظهور و بروز و تجربه زیست ماندگار است .
در ادبیات منسوخ جمهوری اسلامی ، این گروه پرشمار سرزنده و پر انگیزه که موجب بروز موجی از نگرانی امنیتی در نهادهای جمهوری اسلامی شده ، فتنه نام گرفته ، فتنه ای که قریب به 6 سال گذشته بختک شبانه روز مفسدان و منازعان بر سر قدرت سیاسی و اقتصادی است .
نوک این کوه یخ برآمده که از سوی مفسران "جنبش اجتماعی اعتراضی" خوانده شده و از سوی غاصبان ارای ملت " فتنه" ، خرداد 88 و درست زمانی خود را نشان داد که عناصرو مشاوران امنیتی و نظامی در پیوند جدی با نهاد ولایت ، به مدد محو نهادهای نظارتی و به پشتوانه ثروت غارت شده در سالهای قبل ، تصمیم به یکسره کردن مفاهیم باقی مانده از دوران مبارزات و انقلاب در قانون اساسی همچون انتخابات و رای ملت ، گرفتند.
کودتا علیه این مفاهیم مزاحم در قوانین ایران و در حافظه تاریخی و وجدان جمعی ، با مقاومت ملیونی آنها مواجه شد . معترضان عمدتا جوان با تکیه بر ابزارهای بسیج خود ، خیابانها ، عرصه عمومی و فضای خبری و تبلیغی را به اشغال در آورده و به این صورت ، میلاد مبارک خود را در این ساختار فرسوده اعلام کردند . مقاومتی که به عنوان یک عنصر دموکراتیک در یک کاست قدرت و ثروت فاسد همچنان حاضر است .
نماد و نشان این ستیز نوین و امیدوار کننده را می توان در زندانهای جمهوری اسلامی و نوع زندانیان سیاسی ، عقیدتی ، صنفی ، قومی ، زبانی محبوس در آن ملاحظه کرد. اگر روزگاری در سالنی کوچک از زندانی بزرگ به نام اوین عده ای از ناراضیان سیاسی و مبارزان حرفه ای در محبس بودند ، اکنون کمتر زندانی در سراسر ایران یافت می شود که بخشی از آن به محبس زندانیانی از نوع جوانان معترض به انواع فسادها و ناروایی ها حکومت تبدیل نشده باشد.
گستره محتوای اعتراض این دست از مبارزان زندانی ، جنسیت آنان و کاهش سن این مبارزان ، نشان می دهد حق طلبی و هویت جویی در طیف های مختلف اجنماعی ، اقتصادی و فرهنگی در میانه این ستیز کهنه و رسوای شیقتگان سیری ناپذیر قدرت و ثروت ، می رود تا به ستیزجدید در بطن این ساختار تبدیل شود .
در حال حاضر که دو طیف قانونی (نهادهای منتخب مثل ریاست جمهوری و مجلس ) و کاملا غیر قانونی ( کاست قدرت و نهادهای انتصابی تحت کنترل ولایت مطلقه تقسیری ) ، سرگرم ستیزسنتی برسر محدوده قدرت و ثروت خود هستند ، این بخش نوظهور و دموکراتیک که سودای انسانی و قانونی و مشروط کردن قدرت را دارند ، در گرماگرم یک منازعه جدید است ، منازعه ای که تهدیدی جدی بر موجودیت بازی قدرت در جمهوری اسلامی است .
با چنین تحلیلی ، "شبه دموکراسی ناکارمد و نامشروع در حکومت ولایت فقیه" ، نه تنها عرصه منازعه گروههای قدرت سنتی است ، بلکه در این جدال بر سر قدرت ، ثروت و منزلت ، قدرت جدید و نوظهوری با عناصری کاملا دموکراتیک و نوین در حال شکل گیری و دوام و قوام است که ممکن است بازی ولایت مطلقه فقیه را به تمامی برهم زند.
#ایران #تهران #اوین #رجایی_شهر #گوهردشت #معلمان #كارگران #پرستاران #دانشجویان #زنان #جوانان #زندانيان #دانشگاه #دانشجو #زندان #حقوق_بشر #اعدام #اعتراض #قيام
یکی از سخت ترین کارها ، تلاش در بررسی بطن و ساختار مغشوش و پیچیده جمهوری اسلامی است و از آن سخت تر ، تلاش در جهت کشف و بازیابی و بررسی مقایسه ای ، میزانی از دموکراسی در آن است .
یکی از دلایل این اغتشاش فکری و مفهومی در شناخت و بررسی تطبیقی حکومت ولایت در ایران با نظام های دموکراتیک ، حضور مفاهیمی چون "انتخابات" ، "آزادی "،" مجالس مختلف و شوراهای شهر و روستا " ، "مطبوعات آزاد" ، " احزاب " و ... در قانون اساسی جمهوری اسلامی است ، مفاهیمی متعلق به تاریخ و محصول نگاه آرمانخواهانه پس از سقوط حکومت پهلوی ، که ناگزیر در قانون اساسی متمرکز شد ، مفاهیمی که نزدیک به 4 دهه است که موجب کشمکش رونی در یک حکومت دارای برخی از عناصر شکلی دموکراتیک است .
این مفاهیم در کاربردی ترین حالت خود در جمهوری اسلامی – با توجه به برگزاری هر ساله انتخابات –، فصل جدیدی به فصول 4 گانه افزوده است به نام فصل انتخابات ؛ با این حال سخت گمراه کننده خواهد بود این فصل را نشانه ای از دموکراسی در ایران در نظر بگیریم .
بر خلاف مقامات حکومت و برخی تحلیل گران داخلی و خارجی که این رخداد تکراری کش دار و نفس گیر را ، نشانه میزانی از دموکراسی در ساختار ولایی ایران ارزیابی می کنند ، این فصل به روشنی نشان از یک نزاع دایم و ساختاری در شکل و محتوای قدرت در جمهوری اسلامی دارد .
نهادهای به ظاهر دموکراتیکی چون "انتخابات" ، "ریاست جمهوری" و "نمایندگی مجلس" با انتخاب دو مرحله ای در سیر و زیست رو به اضمحلال خود در جمهوری اسلامی ، هویت و ماهیت و در نتیجه قدرت خود را از دست داده و جای خود را که یک مبارزه علنی و مشروع برای کسب کسب و واگذاری قدرت است ، به یک مبارزه پنهان برای کسب ثروت نامشروع ، قدرت بی حد و منزلت تقلبی در یک کاست قدرت داده است .
با اینحال نباید فراموش کرد که همرمان با مبارزه خشن و خستگی ناپذیر کاست های قدرت در پشت ژست های سیاسی و مبارزات انتخاباتی در فصل های انتخابات ؛ یک ساختار آیینی – ایدولوژیک ، همچون نظام ولایت فقیه در راس و مدیریت این نزاع عینی ، نه تنها تضعیف نشده بلکه با ایجاد نهادهای موازی و انتقال آرام قدرت از نهادهای قانونی به این نهادها ، قدرت فردی خود را روز به روز بیشتر می کند و به همین دلیل است که ژست های نمایش دموکراتیک آن هر روز مضحک تر جلوه می کند.
گرچه قدرت رهبری در ایران همچنن بلامنازع به نظر می رسد ،اما این قدرت خود از یک وضعیت " فراگیر بلامنازع کاریزماتیک" وابسته به شخصیت آیت الله خمینی تا یک قدرت "مبتنی بر زور و ترور و تکیه صرف بر نیروهای امنیتی و نظامی" ، سیری پر مناقشه را سپری کرده است .
در نبود " قوانی عرفی و دقیق " ، " نهاد مستقل حل اختلافات و منازعات همچون قوه قضایی و شورای نگهبان " ، " به رسمیت شناخته شدن حق اکثریت برای کنترل دولت " ، " پاسداشت حقوق اقلیت " ، " قانونمندی رقابت سیاسی ، اقتصادی و بوروکراتیک " ، " وجود احزاب و گروههای مستقل از حکومت" ، " تضمین آزادی بیان ، انذیشه ، دین ، رسانه " و ... سخن گفتن از مقایسه نهاد حکومت در ایران با مفهوم دموکراسی ، به افسانه شبیه تر است تا واقعیت .
آنچه در ایران از طریق بلندگوهای رسمی و نیمه رسمی آن تحت عنوان حکومتی دموکراتیک تبلیغ می شود ، در خوشبینانه ترین وجه آن ، یک دموکراسی شکلی است که بدون کارکرد موثر مدیریت امور ، دارای وجوه رو به زوالی از عناصر نوین حکومتی همچون دولت ، مجلس و قوه قضاییه است که پشت آن نزاعی خونین بر سر ثروت ، قدرت و منزلت جریان دارد .
با اینحال همین وجوه رو به زوال همچون انتخابات ، گاه جبهه جدیدی از منازعات درون حکومتی را فراهم می آورد و نهادهای شبه دموکراتیکی همچون دولت و مجلس بر سر محدوده قدرت عمل خود جبهه جدیدی با نهاد اصلی قدرت ایجاد می کند که به دوره بندی هایی همچون " سازندگی " ، " اصلاحات " ، " مهرورزی و عدالت " ، " اعتدال " ، شکل بندی شده ، جدال هایی که نمود آن را می توان در مدیریت مستقیم برخی از رخدادها و جریان های از سوی ایت االله خامنه ای به مثابه یک سلطان مشاهده کرد .نگاهی به ورود اقای خامنه ای به ریز مذاکرات هسته ای و هماهنگی لحظه به لحظه با تیم مذاکره کننده و اخیرا با امتناع روحانی از برگزاری جلسات شورایعالی مجازی ، ریاست مستقیم جلسات کنترل فضای مجازی و صدور دستورات برای مقابله با آنچه تهدیدات جنگ نرم خوانده می شود ، نشان می دهد گرچه این منازعات واقعی است ولی ولایت فقیه این بحرانهای کوچک را به راحتی با مداخله اجرایی خود حل کرده است .
ولی همزمان با اندراس و فرسایش روزافزون این "ساختار تضادآلود فرسوده " که کوس رسوایی غارت منابع ملی آن و سو استفاده از اعتبار مدارک و منصب های علمی و آکادمیک آن و سو مدیریت در امور محیط زیست ، بهداشت زبانزد خاص و عام شده است ، نسلی نو ، جوان ، تحصیلکرده ، مرتبط با روح کلی آگاهی جهانی ، در بطن ارتباطات ، سوار بر شبکه های اطلاعاتی و مجازی در حال ظهور و بروز و تجربه زیست ماندگار است .
در ادبیات منسوخ جمهوری اسلامی ، این گروه پرشمار سرزنده و پر انگیزه که موجب بروز موجی از نگرانی امنیتی در نهادهای جمهوری اسلامی شده ، فتنه نام گرفته ، فتنه ای که قریب به 6 سال گذشته بختک شبانه روز مفسدان و منازعان بر سر قدرت سیاسی و اقتصادی است .
نوک این کوه یخ برآمده که از سوی مفسران "جنبش اجتماعی اعتراضی" خوانده شده و از سوی غاصبان ارای ملت " فتنه" ، خرداد 88 و درست زمانی خود را نشان داد که عناصرو مشاوران امنیتی و نظامی در پیوند جدی با نهاد ولایت ، به مدد محو نهادهای نظارتی و به پشتوانه ثروت غارت شده در سالهای قبل ، تصمیم به یکسره کردن مفاهیم باقی مانده از دوران مبارزات و انقلاب در قانون اساسی همچون انتخابات و رای ملت ، گرفتند.
کودتا علیه این مفاهیم مزاحم در قوانین ایران و در حافظه تاریخی و وجدان جمعی ، با مقاومت ملیونی آنها مواجه شد . معترضان عمدتا جوان با تکیه بر ابزارهای بسیج خود ، خیابانها ، عرصه عمومی و فضای خبری و تبلیغی را به اشغال در آورده و به این صورت ، میلاد مبارک خود را در این ساختار فرسوده اعلام کردند . مقاومتی که به عنوان یک عنصر دموکراتیک در یک کاست قدرت و ثروت فاسد همچنان حاضر است .
نماد و نشان این ستیز نوین و امیدوار کننده را می توان در زندانهای جمهوری اسلامی و نوع زندانیان سیاسی ، عقیدتی ، صنفی ، قومی ، زبانی محبوس در آن ملاحظه کرد. اگر روزگاری در سالنی کوچک از زندانی بزرگ به نام اوین عده ای از ناراضیان سیاسی و مبارزان حرفه ای در محبس بودند ، اکنون کمتر زندانی در سراسر ایران یافت می شود که بخشی از آن به محبس زندانیانی از نوع جوانان معترض به انواع فسادها و ناروایی ها حکومت تبدیل نشده باشد.
گستره محتوای اعتراض این دست از مبارزان زندانی ، جنسیت آنان و کاهش سن این مبارزان ، نشان می دهد حق طلبی و هویت جویی در طیف های مختلف اجنماعی ، اقتصادی و فرهنگی در میانه این ستیز کهنه و رسوای شیقتگان سیری ناپذیر قدرت و ثروت ، می رود تا به ستیزجدید در بطن این ساختار تبدیل شود .
در حال حاضر که دو طیف قانونی (نهادهای منتخب مثل ریاست جمهوری و مجلس ) و کاملا غیر قانونی ( کاست قدرت و نهادهای انتصابی تحت کنترل ولایت مطلقه تقسیری ) ، سرگرم ستیزسنتی برسر محدوده قدرت و ثروت خود هستند ، این بخش نوظهور و دموکراتیک که سودای انسانی و قانونی و مشروط کردن قدرت را دارند ، در گرماگرم یک منازعه جدید است ، منازعه ای که تهدیدی جدی بر موجودیت بازی قدرت در جمهوری اسلامی است .
با چنین تحلیلی ، "شبه دموکراسی ناکارمد و نامشروع در حکومت ولایت فقیه" ، نه تنها عرصه منازعه گروههای قدرت سنتی است ، بلکه در این جدال بر سر قدرت ، ثروت و منزلت ، قدرت جدید و نوظهوری با عناصری کاملا دموکراتیک و نوین در حال شکل گیری و دوام و قوام است که ممکن است بازی ولایت مطلقه فقیه را به تمامی برهم زند.
#ایران #تهران #اوین #رجایی_شهر #گوهردشت #معلمان #كارگران #پرستاران #دانشجویان #زنان #جوانان #زندانيان #دانشگاه #دانشجو #زندان #حقوق_بشر #اعدام #اعتراض #قيام

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر