(فیس بوک زرتشت احمدی راغب)
روز سه شنبه 14 مهرماه 94 با دکتر ملکی و نوریزاد گرامی در برابر دبستان گهواره دانش در مهر ویلای کرج ،( همانجایی که کودک هم میهنم را به جهت بهایی بودن اجازه درس خواندن نمی دهند ). قرار داشتیم که ساعت 10 آنجا باشیم .با کریم بیگی گرامی ( پدر جانباخته سال 88 ) براه افتادیم و سر راه نعمتی گرامی نیز همراهمان شد . یک ساعت زودتر رسیدیم و در برابر دبستان منتظر دوستان ماندیم . دکتر ملکی و نوریزاد گرامی همراه داود دوست دیگر از راه رسیدند . پدر کودک بهایی نیز آمد و همراه دکتر ملکی و نوریزاد و کریم بیگی بدرون دبستان برای گفتگو با مدیر رفتند ، ما هم در برابر دبستان ایستادیم که ناگهان خودرو پژویی آمد و چهار تن لباس شخصی پیاده شدند و روانه دبستان شدند . دقایقی بعد ماموران سپاه همراه دوستان ما از مدرسه بیرون آمدند و رفتارها نشان از بگو مگو و تهدید و برخورد داشت . پدر و کودک نیز از ما خداحافظی کردند و قرار شده بود در مدرسه دیگری نامنویسی کند. ماموران بسیار بی تربیت و خشن بودند و دلشان از نوریزاد خیلی خون بود و انگار در دفتر مدیر برخورد کوتاهی بین آنها پیش آمده بود . ما که به دوستان نزدیک شدیم ماموران فهمیدند که با آنها هستیم و بسوی من آمدند و کارت شناسایی خواستند و سمت و پست مرا پرسیدند ! گفتم یک ایرانی و فعال حقوق بشر و برای کمک به این کودک بی گناه اینجا هستیم . زنگ زدند و چند مامور دیگر به یاری آنها آمدند ، و سپس از همه ما خواستند که آنجا را ترک کنیم . بگو مگویی در گرفت و آنها تلاش می کردند با قلدری و ایجاد ترس و وحشت ما را روانه کنند که البته پوست ما کلفت تر از این حرفها بود . دکتر ملکی از همه دوستان خواست که با پایان یافتن ماجرا بازگردیم ، آنها را روانه کردیم و همراه نعمتی و کریم بیگی آماده رفتن بودیم که به نعمتی گیر دادند و تهدیدها آغاز شد که اینجا کرج است و ... نوریزاد گرامی و دکتر ملکی باز گشتند و از ما خواستند که برویم . براستی حکومت چپاولگران با پول این ملت نهادهای امنیتی را پرورش داده که فقط از بقای آنان حمایت کنند و در برابر ستم و بیدادگری تسلیم محض باشند . گروهی از مردم میهن را با اندک حقوق و مزایا ابزار فشار و سرکوب خود کرده اند تا قدرت نمایی کنند . اما روزگار وحشت افکنی و قلدرمابی بسر آمده و ما همواره در برابر دستگاه دیکتاتوری مذهبی پایدار می کنیم و تلاش می کنیم جو رعب و و هراس حکومتی را بشکنیم . این عکس را امروز از کودک هم میهن بهایی ستمدیده گرفتم . اینجا ایران ، شهریار ، من فریاد آزادی مردم سرزمینم ...
#ایران #تهران #اوین #رجایی_شهر #گوهردشت #معلمان #كارگران #پرستاران #دانشجویان #زنان #جوانان #زندانيان #دانشگاه #دانشجو #زندان #حقوق_بشر #اعدام #اعتراض #قيام
روز سه شنبه 14 مهرماه 94 با دکتر ملکی و نوریزاد گرامی در برابر دبستان گهواره دانش در مهر ویلای کرج ،( همانجایی که کودک هم میهنم را به جهت بهایی بودن اجازه درس خواندن نمی دهند ). قرار داشتیم که ساعت 10 آنجا باشیم .با کریم بیگی گرامی ( پدر جانباخته سال 88 ) براه افتادیم و سر راه نعمتی گرامی نیز همراهمان شد . یک ساعت زودتر رسیدیم و در برابر دبستان منتظر دوستان ماندیم . دکتر ملکی و نوریزاد گرامی همراه داود دوست دیگر از راه رسیدند . پدر کودک بهایی نیز آمد و همراه دکتر ملکی و نوریزاد و کریم بیگی بدرون دبستان برای گفتگو با مدیر رفتند ، ما هم در برابر دبستان ایستادیم که ناگهان خودرو پژویی آمد و چهار تن لباس شخصی پیاده شدند و روانه دبستان شدند . دقایقی بعد ماموران سپاه همراه دوستان ما از مدرسه بیرون آمدند و رفتارها نشان از بگو مگو و تهدید و برخورد داشت . پدر و کودک نیز از ما خداحافظی کردند و قرار شده بود در مدرسه دیگری نامنویسی کند. ماموران بسیار بی تربیت و خشن بودند و دلشان از نوریزاد خیلی خون بود و انگار در دفتر مدیر برخورد کوتاهی بین آنها پیش آمده بود . ما که به دوستان نزدیک شدیم ماموران فهمیدند که با آنها هستیم و بسوی من آمدند و کارت شناسایی خواستند و سمت و پست مرا پرسیدند ! گفتم یک ایرانی و فعال حقوق بشر و برای کمک به این کودک بی گناه اینجا هستیم . زنگ زدند و چند مامور دیگر به یاری آنها آمدند ، و سپس از همه ما خواستند که آنجا را ترک کنیم . بگو مگویی در گرفت و آنها تلاش می کردند با قلدری و ایجاد ترس و وحشت ما را روانه کنند که البته پوست ما کلفت تر از این حرفها بود . دکتر ملکی از همه دوستان خواست که با پایان یافتن ماجرا بازگردیم ، آنها را روانه کردیم و همراه نعمتی و کریم بیگی آماده رفتن بودیم که به نعمتی گیر دادند و تهدیدها آغاز شد که اینجا کرج است و ... نوریزاد گرامی و دکتر ملکی باز گشتند و از ما خواستند که برویم . براستی حکومت چپاولگران با پول این ملت نهادهای امنیتی را پرورش داده که فقط از بقای آنان حمایت کنند و در برابر ستم و بیدادگری تسلیم محض باشند . گروهی از مردم میهن را با اندک حقوق و مزایا ابزار فشار و سرکوب خود کرده اند تا قدرت نمایی کنند . اما روزگار وحشت افکنی و قلدرمابی بسر آمده و ما همواره در برابر دستگاه دیکتاتوری مذهبی پایدار می کنیم و تلاش می کنیم جو رعب و و هراس حکومتی را بشکنیم . این عکس را امروز از کودک هم میهن بهایی ستمدیده گرفتم . اینجا ایران ، شهریار ، من فریاد آزادی مردم سرزمینم ...
#ایران #تهران #اوین #رجایی_شهر #گوهردشت #معلمان #كارگران #پرستاران #دانشجویان #زنان #جوانان #زندانيان #دانشگاه #دانشجو #زندان #حقوق_بشر #اعدام #اعتراض #قيام

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر