ساعت هفت عصر یک ساعت به غروب آفتاب مامورین اطلاعات و گارد زندان به سالن ۱۰ اندرزگاه ۴ یورش بردند و اجازه حرکت به هیچکسی ندادند.
دستان آنها را دستبند زده چشمانشان را با چشم بند بستند و بر دهانشان چسب زده کیسه ای روی سرشان کشیدند که کسی صدای آنها را نشنوند.بنا به سنت روزه در روزهای دوشنبه و پنجشنبه٫اکثر آنان روزه بودند . اعدامها از ساعت ۱۱ شب تا اذان صبح ادامه داشت.
از صبح روز یکشنبه یازده مرداد ماه هیئتی از مسئولین قضایی در زندان جلسه داشتند و در مورد اعدام زندانیان تشکیل جلسه داده بودند.
بعد از ظهر روز دوشنبه یازدهم مرداد ماه با یورش گارد سیاهپوش زندان رجایی شهر کرج ۳۷ زندانی سنی مذهب محکوم به اعدام با دستبند،پابند و چشم بند تحت تدابیر شدید امنیتی به سلولهای انفرادی منتقل و حداقل 25 از آنان اعدام شدند
روز دوشنبه ۱۱ مردادماه ساعت پنج و نیم عصر نزدیک به یکصد نیروی ویژه، تمام هواخوری های زندان را تعطیل کردند،مرخصیهای کارکنان بطور کامل لغو شد و زندان به دستور نیروهای ویژه اطلاعات (یا اطلاعات سپاه) در اختیار آنها قرار گرفت. همه ی کادر زندان به زندان فرا خوانده شدند. روسای بندها که در روزهای معمولی بعد از ساعت سه عصر از زندان خارج می شوند همه به دستور رئیس زندان به سر کار بازگشتند.
نزدیک به صد نفر نیروی ویژه و مسئولین رده بالای زندان روبروی سالن دوازده صف کشیدند. درب پایین سالن باز شد و گارد با اسلحه، باتون های برقی، گاز اشک آور، لباسهای ویژه وکلاههای ماسک دار، با تمام قوا به سالن ده که زندان سی و هفت زندانی سیاسی اهل سنت است٫حمله کردند.
ساعت هفت عصر، ماموران همه زندانیان اهل سنت را پایین آورده، پابند و دستبند از پشت زدند. با چسب پهن دهان آنها را بستند و با کشیدن کیسه ای بر سر آنها، به سمت کریدور مادر و سلولهای انفرادی بند پنج این زندان بردند.
حدود یکساعت انتقال ۳۷ زندانی سالن ۱۰ به این شکل و با خشونت طول کشید و سپس به دستور رئیس زندان درب این سالن خالی را جوشکاری کردند.
تمامی تماسهای و خطوط تلفن زندان قطع شده بود، دستگاههای پارازیت انداز برای جلوگیری از اتصال موبایلهای زندانیان فعال شده بودند و زندان به حالت آماده باش کامل درآمده بود. تابوتها را با وانت وارد زندان کرده بودند. چندین خودرو مدل بالا حامل مسئولین رده بالا با موتورسیکلتهای اسکورت هم به زندان آمده بودند.
همیشه در روزهای دوشنبه زندان رجایی شهر شاهد انتقال اعدامی های زیادی بوده بطوریکه برای همه دیگر عادی و یک روال شده بود. اما این دوشنبه واقعا بسیار متفاوت بود. سایهی اعدام و مرگ همه جا را فرا گرفته بود.
در بند هشت از ساعت هشت شب صدای بلند الله اکبر و لا اله الا الله با فریادهای بلند و جمعی شنیده می شد و این شعارها تا یک ساعت و نیم ادامه داشت. صداهای آژیرهای بلند مرتب در بند سپاه شنیده می شد.
این وضعیت مخوف و آماده باش زندان تا روز بعد ادامه پیداکرد و دستکم ۲۰ تن از این زندانیان منتقل شده در سحرگاه روز سه شنبه اعدام شدند. درحالی که به خانوادههایشان برای آخرین ملاقات زنگ شده شده بود، در میانه راه به آنها اطلاع داده شد به جای زندان و ملاقات به پزشکی قانونی کهریزک جایی که اجساد زندانیان اعدام شده را تحویل میدهند، مراجعه کنند.
عصر سه شنبه، در همان ساعت پنجونیم، سه زندانی سیاسی از سالن ۱۲ به نامهای افشین بایمانی، صالح کهندل و محمدعلی منصوری از متهمان ارتباط با سازمان مجاهدین خلق نیز به زیر هشت احضار شدند. اما جو مخوف زندان و احضار در همان ساعت روز گذشته، زندانیان سالن ۱۲ را نگران کرد.
با پرسوجوی دلیل این احضار توسط دیگر زندانیان سالن ۱۲، گفته شد آقای مضارع مسئول حفاظت با آنها کار دارد و مساله مهمی نیست. افشین بایمانی به تنهایی به بیرون از بند رفت.
اما هنگام رفتن و در مقابل سالن ملاقات عده زیادی از ماموران ویژه منتظر وی بودند و او را به سلولهای انفرادی بند پنج منتقل کردند.
سپس فشارها برای انتقال صالح کهندل و محمدعلی منصوری بیشتر شد. جلوی سالن ۱۲ مملو از نیروهای ویژه شد و این دو زندانی نیز با خشونت و ضرب و شتم به سلولهای انفرادی بند پنج منتقل شدند.
افسر شیفت آقای صحرا گرد دلیل این انتقال را حکم قضایی و دستور رئیس بند هشت آقای نجمی اعلام کرده بود.
وقتی این سه زندانی وارد بند ۵ شدند، یکی از ماموران به آنها گفت شما هم سنیمذهب هستید و با اعدامیان دیشب هم جرمید؟. سه زندانی سیاسی پاسخ دادند خیر ما سیاسی هستیم و از سالن ۱۲. مامور پاسخ داد چه فرقی دارد هر کس به اینجا می آید برای اعدام می آید، دیشب هم بیستوپنج نفر از دوستانتان که سنی بودند را اعدام کردند. یک نفر دیگر هم آوردند برای اعدام نمی دانم به سر او چه آمد دیگر او را ندیدم.
فشین بایمانی، صالح کهندل و محمدعلی منصوری بعد از ۵ روز در تاریخ هفدهم مردادماه از سلول انفرادی به بند بازگشتند. و توضیح روشنی برای این انتقال به آنان داده نشد.
هنگام بازگشت این سه زندانی، یکی از ماموران به آنها گفت :خیلی شانس آوردید که اعدام نشدید و در پاسخ به تعجب زندانیانی که مدعی بودند اساسا محکومیت به اعدام ندارند ادامه داد مثل تلفن همراه که همیشه در دسترس است یک قاضی هم همراه نیروهای ویژه بود، هر کاری که دلشان می خواهد می کنند. کسی را که به اینجا می آورند برای اعدام است. شانس آوردید به توافق نرسیدند و الا اعدام بودید.
در کانال تلگرام نه به زندان نه به اعدام خبرهای ما را دنبال کنید

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر